

مشورت با فالگیر و کسانی که می توانند حدودا از اطلاعات غیبی سر در بیاورند تا حد زیادی در ایران و کشور های مختلف جهان حتی پیشرفته ترین آنها باب شده است.
جدای از اینکه برخی از آنها با استفاده از حقه های روانشناسی و مطرح کردن مسائل کلی و نامفهوم سعی در جذب مشتری هستند ولی عده ای هم هستند که واقعا دارای قدرت شهودی هستند و به طور تلفنی یا حضوری به مشتریان خود راهنمایی های غیبی می کنند. این کار یا با قدرت های ماورایی و یا فال و … انجام می شود و نتیجه قابل قبولی دارد. حتی برخی از آنها می توانند نام اشخاص خاصی را در زندگی شما بگویند و وضعیت او را به شما شرح دهند و شما را از چیزهای مطلع کنند که بدون کمک فالگیر هیچ گاه از آنها آگاه نمی شدید.
آیا این کار تقلب است؟ عده بسیاری از افراد حتی نمی دانند چنین غیب گویانی وجود دارند و مجبور هستند آزمون و خطاهای بسیاری در زندگی خود انجام دهند تا به جواب برسند. ولی از طرفی یک عده با داشتن شماره تلفن این افراد صاحب توانایی و با پرداختن مقدار کمی پول، مشورت های سازنده ای از آنها می گیرند و از بروز ضررهای مختلف جلوگیری می کنند. آیا این کار تقلب در زندگی و درس هایی که باید یاد بگیریم نیست؟

همه ما توانایی این را داریم که با استفاده از حس شهود خود به جواب های مناسب برسیم و مجبور نباشیم راه های اشتباهی را که بیشتر موجب اتلاف وقت می شود تا گرفتن درس معنوی، دنبال کنیم. ولی چشم دل ما بسته بوده و به دنبال تلاش برای ارتباط با خود برتر و راهنماها و دریافت پیام های قلبی خود نیستیم. حتی چیزهای واضحی مثل نجوای درونی ای که ما را به سمت انجام کار درست تر راهنمایی می کند را نادیده می گیریم. بنابراین با دیدی به شدت مادی گونه به دنبال حل مشکلات خود بوده و تا سرمان به سنگ نخورد و دچار ضربات جبران ناپذیر روحی و عاطفی و جسمی نشویم راه خود را عوض نمی کنیم.
ولی افرادی وجود دارند که بار جدایی معنوی ما را بر دوش کشیده و می توانند با اتصال با خود برتر و راهنمایان ما (کاری که خودمان باید انجام می دادیم) پیام های لازم را به گوش ما برسانند.
در دین اسلام هم تافل به قرآن و خواندن یک سری سوره ها برای دیدن عاقبت به خیری یک کار و مشاهده نتیجه تصمیم در خواب هم وجود دارد بنابراین مشورت با غیب کار غلطی نیست.
البته عده ای از افراد هم افراط کرده و به جای استفاده از عقل و انجام مشورت های لازم با دیگران، فقط به فال تکیه می کنند. فال بینان تا مرز مشخصی می توانند به شما کمک کنند و قطعا درس های معنوی که باید در اثر بروز مشکلات یاد بگیرید را نمی توانند به تعلیق در بیاورند. همچنین شما در هر زمان، اراده تغییر آینده خود را دارید و نیازی نیست دنباله روی حرف غیبگو و یا نتیجه فال باشید.
بنابراین تافل و مشورت با افراد غیب بین نمی تواند نوعی تقلب باشد و آنها هم به همه اطلاعات دسترسی ندارند و معمولا چیزهایی به شما می گویند که به رشد شما کمک کند. اگر قرار باشد مسئله ای مخفی بماند آنها هم نمی توانند در مورد آن اطلاعاتی بدهند.
اگر غیبگو قرار بود به شما کمک کند که در لاتاری برنده شوید آن وقت تقلب بود ولی چنین قدرتی ندارند. اکثر کار این افراد هم گفتن احتمالات و دادن مشورت برای انجام بهترین کار است.
هیج فال بینی دست و پای شما را نبسته و با اطلاعات دادن به شما زنجیری بر شما نمی بندد و به سمت خاصی نمی کشاند. همه کارها و تصمیمات نهایی بر عهده خودتان است. افراد زیادی هستند که با وجود هشدارهای فال بین باز هم کار اشتباه خود را تکرار می کنند پس مطلع شدن از یک حقیقت غیبی لزومی در رعایت انجام دادن یا ندادن آن پدید نمی آورد.