

مدت ها است که در بخش فال یی چینگ، خانم های مختلفی از اینکه احساسات آنها مورد سوء استفاده مردان واقع شده شکایت دارند و درخواست طالع بینی می کنند و می خواهند بدانند آن مرد به سزای کار خود می رسد یا خیر. چون بخش طالع بینی سایت خیلی وقت است که تعطیل است به جای آن چند تکه کلام و نصیحت برای این دسته از خانمهای عزیز داریم:
یکی از اقشاری که ممکن است به راحتی فریب احساسی بخورند تا به مردان خدمات رایگان جنسی عرضه کنند خانمهای جوان هستند. برخی از مردان که برای بی بند و باری جنسی خود نمی توانند هزینه کنند و در عین حال می خواهند این کارها برای آنها مفت تمام شود سعی در دوستی به ظاهر عاشقانه با خانمهای ساده لوح و حتی ارائه پیشنهاد ازدواج دارند.
برای مثال تلاش می کنند خود را عاشق سینه چاک فلان خانم جا بزنند و به او نزدیک شده و کاری کنند که آن خانم نیز به آنها حس پیدا کند. امان از اینکه یک زن، بیهوده احساساتی شود!!! بسیاری از زنان برای آنکه عشق خود را به یک مرد نشان دهند جسم خود را در اختیار مردان می گذارند هر چند که تمایلی هم به رابطه جنسی نداشته باشند. این وضعیت همان چیزی است که بسیاری از مردان سوء استفاده گر دنبال آن هستند!
تصور می کنند حالا که خانم عاشق آنها شده است باید هر طور که می خواهند بر او بتازند و رایگان رایگان از تمامی خدمات احساسی و جنسی زن استفاده کنند.
خانمی که در این روابط قربانی می شود کم کم اعتماد به نفس خود را از دست داده و خود را موجودی فرض می کند که حتی ارزش ندارد یک مرد برای او آبمیوه بخرد! حتی ممکن است مردان سر او منت بگذارند که یک زن شش برابر یک مرد لذت جنسی می برد (گاهی هم اعداد عجیب تر) و نباید منتی بگذارد. انگار این لذت برای زنان به قدری واجب و زیاده از حد است که در اخبار شاهد تجاوز زنان به مردان و یا اغفال مرد توسط یک زن خبیث برای استفاده جنسی هستیم!!! انگار در این دنیا زنان به مردان پول رابطه جنسی می دهند و مردهای بی گناه و مظلوم مورد تعارض و بی حرمتی جنسی قرار می گیرند! اینها در حالی است که معمولا زنان مورد سوء استفاده جنسی مردان قرار گرفته و نه تنها گاهی هیچ لذتی نمی برند بلکه گاهی آرزوی مرگ نیز می کنند! خصوصا که رابطه از نوع عاطفی و عشقی نباشد!
مردانی که قبل از ازدواج از زن مورد نظر رابطه جنسی می خواهند معمولا افرادی فریبکار پلید هستند که می خواهند از اوج علاقه دختر به آنها سوء استفاده کرده و نهایت هاری خود را به نمایش بگذارند. خانمها باید دقت کنند که اگر مردی واقعا آنها را دوست داشته باشد هیچ گاه خواسته عجیب جنسی را بدون رسمیت در رابطه مطرح نکرده و در صورتی که زن حاضر به ایجاد رابطه نشود هیچ گاه او را ترک نمی کنند. بنابراین اگر می ترسید که مرد مورد علاقه شما در صورت عدم موافقت شما برای ایجاد رابطه جنسی شما را رها کند همان بهتر که از شما دور شود و حتی پشت سرش را هم نگاه نکند. چنین مردی مرد زندگی نبوده و تنها یک شیاد عاطفی است و اکثر مواقع پس از آنکه از شما سوء استفاده کرد به راحتی رهایتان کرده و به دفترچه خاطرات زنان تجاوز شده توسط او می پیوندید.
نتیجه ای هم که در نهایت برای شما دارد زجر عاطفی، از دست دادن اعتماد به نفس و افسردگی شدید است.

خیلی از مردان سوء استفاده گر جنسی به قدری دنبال استفاده جنسی رایگان از زنان هستند که حتی حاضر نیستند کوچکترین خرجی برای آنها بکنند و حتی یک عدد پیتزای گندیده ارزان را به خورد آنها نمی دهند. کافی است خانمی از آنها درخواست آبمیوه کند تا آن مرد کیلومترها از آن خانم دور شود!
بنابراین خانمهای عزیز نه تنها مراقب باشید که قبل از ازدواج به مردی خدمت جنسی ارائه نکنید بلکه میزان سخاوت و خساست او را از قبل از ازدواج با خرج تراشیدن های معقول (در حد بردن به رستوران و …) بررسی کنید. اگر نمی تواند از عهده چنین خرجهایی بر بیاید چگونه می تواند زندگی شما را تامین کند؟ آیا شما لایق یک وعده غذای خوب هم نیستید؟ مسلما شما گرسنه و محتاج یک لقمه غذا از طرف او نیستید ولی همان خرج کردنهای ساده او می تواند نشان دهنده میزان رغبت او به شما باشد هر چند که اصلا کافی نیست ولی می تواند فیلتر اولیه خوبی برای دور کردن مردان شدیدا مفت خور خسیس باشد.
به علاوه وقتی شما قصد خرج تراشیدن برای مرد را دارید به او این پیام را می دهید که موجودی ارزان و بی قابل نیستید و به خود شخصیت می دهید. بنابراین حساب کار دستش می آید که با زنی ساده لوح و مفت طرف نیست.
به علاوه اگر صادق باشیم یک مرد قرار است وظیفه تامین معاش خانواده را بر عهده داشته باشد پس اگر او برای شما خرج نکند چه کسی قرار است برای شما خرج کند؟ آیا همچنان قرار است بعد از ازدواج هم از پدر و مادر خود پول توجیبی دریافت کنید؟ یا می خواهید همیشه خودتان کار کنید و هزینه خورد و خوراک خود را خودتان پرداخت کنید؟ در این صورت هدف شما از ازدواج چه بوده؟ فقط تامین نیاز جنسی و مادر شدن؟
البته انتخاب با خودتان است ولی مسلما روزی به برخی از دوستان خود که خانه دار بوده و پولی هم در نمی آورند ولی همسرشان سر تا پایشان را طلا گرفته و به مسافرت برده و ماشین هم زیر پایشان گذاشته است حسودی تان خواهد شد. آن وقت شما هم کارهای خانه را کرده و هم شغل روزانه دارید و مجبور هستید به سختی پول در بیاورید و آخر هم فقط خدمت جنسی رایگان به شوهر خود می دهید و فقط او را طلبکار و هار کرده و ممکن است حتی نگذارد پولهای خودتان را خرج کنید! چون ذاتا برای او ارزش ندارید و فقط به خاطر حقوق و درآمدتان شما را گرفته تا خرجتان نکند!
البته این مسئله با مسئله کار زنان به منظور استقلال مالی فرق دارد. این زنان همچنان از درآمد همسر خود استفاده می کنند ولی پولهایشان را هم برای خود پس انداز می کنند و شوهرشان آن قدر قادر به تامینشان است که حتی از خانمش نمی پرسد چه قدر پول دارند.
مردی که به درآمد زن خود وابسته است اصلا چرا ادعای استقلال از خانواده پدری کرده و قصد تشکیل خانواده جدید را دارد؟ چون صرفا به بلوغ جنسی رسیده؟ هر پسری که به سن بلوغ نزدیک می شود قوای جنسی و توانایی باردار کردن زنان را دارد. ولی آیا دلیل می شود که ازدواج کند؟ یک مرد هیچگاه نباید جایگاه خود را به عنوان تامین کننده اصلی معاش خانواده فراموش کند و حتی آن را گردن زن بیندازد. زنی که از لحاظ جسمی و احساسی از قوای کاری کمتری برخوردار بوده و مسئولیت خانه داری و بزرگ کردن فرزندان برای او مناسب تر و با خلقیاتش هماهنگ تر است.
عده ای از شما از اینکه مردی شما را ترک کرده ناراحت هستید و می خواهید با دعانویسی او را برگردانید. زمان های قدیم که مردها زیر پنجره خانمها آواز عاشقانه می خواندند و حتی حاضر به خودکشی و یا فرار با دختر مورد علاقه شان بودند بعد از ازدواج یک دهم آن حس ها را هم نسبت به همسر خود ندارند وای به اینکه بخواهید با مردی باشید که شما را حتی قبل ازدواج ترک کرده. چنین فردی به چه درد شما می خورد؟ ممکن است هر چند گاهی هم سر و کله آن مرد پیدا شود و داغ عشق شما را تازه کند ولی مردی که خانمی را از ته دل دوست دارد هیچ گاه او را برای مدت طولانی ترک نمی کند. اگر حس کردید دوباره به سراغ شما آمده بدانید یا خانه اش برای چند روزی خالی شده یا درسهایش تمام شده و از شهرستان برگشته و خلاصه از لیست دوست دختران گذشته خود قصد دارد ابله ترین آنها را انتخاب کند تا آن چند روزی که قرار است تفریح کند را با کسی باشد. این در حالی است که آن خانم ممکن است تصور کند نوری تحول انگیز به سر معشوقش خورده و واقعا برگشته ولی خیر…از این خبرها نیست…لطفا مراقب احساسات خود باشید…
اگر هم کار از کار گذشته باز هم جای جبران وجود دارد و نگران نباشید. خودتان را سرزنش نکنید و از ماجراهای پیش آمده درس بگیرید و از آنها برای ارزیابی بهتر موقعیت های بعدی استفاده کنید.
برای مثال می توانید تجربه مریم را در این زمینه مطالعه کنید:
مریم پسری را در دانشگاهی که در آن تحصیل می کرد دوست داشت. آنها روز به روز با یکدیگر صمیمی تر می شدند و مریم احساس وابستگی بیشتری به او می کرد. او بارها از پسر خواسته بود که به خاستگاریش بیاید ولی پسر قبول نمی کرد و یا بهانه می آورد که هنوز زود است. او حتی خانواده اش را هم به آن دختر معرفی نکرده بود. کم کم از مریم تقاضای رابطه جنسی کرد که منجر به از دست دادن بکارتش شد زیرا مریم فکر می کرد بلاخره با او ازدواج می کند ولی آن پسر پس از فارغ التحصیلی به کلی غیب شد و شماره اش را نیز عوض کرد. دیگر مریم ماند و رسوایی ای که برای خودش به بار آورده بود.
سالها بعد با خودش فکر کرد که چرا این قدر ابله بوده؟ چرا اصلا او تقاضای ازدواج کرده؟ چرا منتظر نشده که آن پسر خانواده اش را معرفی کند و پیش قدم شود؟ چرا وقتی حس کرد آن پسر او را نمی خواهد سریع او را دور ننداخت؟ چرا اجازه داد آن پسر با او رابطه داشته باشد؟
مریم در آن سالهای دانشجویی به قدری احساساتی و خام بود که اصلا عقلش نمی رسید چنین روزهایی را پیش بینی کند. البته دوستانش مدام به او تذکر می دانند که آن پسر مناسب نیست ولی او گوش نمی کرد. بنابراین مشکل او جهل و ندانم کاری نبود چون دوستانش به او اطلاعات و هشدارهای لازم را داده بودند. مشکل او اطمینان بیش از حد به احساسات و عدم کنترل آنها بود. او فقط می خواست به آن پسر برسد آن هم به هر قیمتی. تنها چیزی که توانست او را از آن پسر جدا کند حادثه تجاوز جنسی به او بود. حادثه ای که سرانجام او را به عقل آورد. برخی از افراد با کوچکترین اشاره درس می گیرند ولی برخی حتما باید تجارب سنگین و تلخ را پشت سر بگذارند تا همان درس را بگیرند.
از آن پس مریم دیگر به پسری اعتماد نکرد. وقتی می دیدید پسری از معرفی خانواده اش طفره می رود فورا او را رها می کرد چون می دانست قصد ازدواج ندارد. وقتی حس می کرد پسری به دید جنسی به او نگاه می کرد کشیده ای به صورت آنها می زد و اجازه نمی داد حتی یک بار دیگر هم او را ببینند. ولی آیا مریم از اول این قدر زبل بود؟ خیر… او تجارب تلخی را گذراند تا بتواند چنین پخته و باتجربه شود.
بنابراین خودتان را برای چیزهایی که حتی اگر هزار بار هم به گذشته برگردید باز همان کار اشتباه را می کنید (در شرایط داشتن همان میزان کم تجربه) سرزنش نکنید. خودتان را ببخشید و بدانید که دنیا آخر نشده است. دنیا به افراد زخم خورده ولی با تجربه نسبت به افراد خام و ساده دل بیشتر نیاز دارد…
البته این پست نشان دهنده مظلومیت محض خانمها نیست و ممکن است عکس این حالت هم پیش بیاید و خانمهایی هم باشند که با احساسات مردها بازی کرده باشند منتها چون مخاطبین این سایت در بخش طالع بینی، عمدتا خانمهای این چنینی بوده اند لذا انحصارا این مطلب را برای آنها نوشته ایم.
با سلام…همه افرادی که با عشق به خداوند زندگی میکنند انسان هایی الهی میشوند در واقع…نه مردی با این عشق بدی انجام میده و نه خانمی…ای کاش همه همینجوری الهی و پاک بودیم البته به اذن خداوند دیگه…موفق باشید.