

تصمیم گیری برای انجام بهترین کارها امری معقول و لازم است. برای مثال باید تصمیم بگیریم در فلان مهمانی چه لباس مناسبی بپوشیم، چه رشته تحصیلی قبول شویم، با چه کسی ازدواج کنیم و …
ولی گاهی میزان این تصمیم گیری ها در طی روز به قدری بالا می رود که به حالت وسواس فکری در می آید و انرژی ذهنی ما را به هدر می دهد و وضعیت خستگی ناشی از تصمیم گیری را به وجود می آورد.
برخی افراد حتی برای اینکه بلاخره شام چه غذایی سفارش دهند مردد بوده و مدام تصمیم خود را عوض می کنند و در ذهن خود به تنوع زیادی از غذاهایی که می توانند انتخاب کنند فکر می کنند. هر چه قدر تنوع بالاتر باشد تصمیم گیری دشوارتر است.
این حالت در انتخاب رشته و شغل هم دیده می شود. به طوری که برخی اشخاص هر روز ایده متفاوتی را از ذهن خود تراوش کرده و هیچ گاه کاری را به ثمر نمی رسانند و مدام تصمیم خود را تغییر می دهند.
برای برخی افراد، حتی انتخاب لباسی که با آن سر کار بروند هم دشوار است. بنیانگذار سایت Face book که از ثروتمندترین افراد جهان است همیشه یک جور لباس می پوشد تا ذهن خودش را از دغدغه انتخاب لباس خلاص کرده و نیروی ذهنی خود را صرف کارهای مهم تر کند زیرا به هر حال تصمیم گیری هم نوعی فعالیت ذهنی بوده و اگر مغز ما مدام در حال انجام چنین فعالیتی باشد دچار خستگی شده و امکان کارهای فکری بهتر از او سلب می شود.

تصمیمی که از مغز برمی آید ممکن است ثبات لازم را نداشته و در آن تمام جوانب در نظر گرفته نشود و هر بار بخشی از مصلحت هایی که باید در آن لحاظ شود نادیده گرفته شود و یا اصلا ما را قانع نکند. ولی تصمیمی که از قلب گرفته می شود و به کمک حس شهود انجام می شود تصمیمی خردمندانه و به جا و روشن کننده است.
برای اینکه از قلب خود تصمیم بگیرید و از قدرت شهود استفاده کنید چشمانتان را بسته و تصور کنید نوری از مغزتان وارد قلبتان می شود. وقتی نور را در قلب خود حس کردید پرسش خود را ذهنا مطرح کنید. پاسخی که دریافت می کنید ممکن است با ذهن منطقی شما همخوانی نداشته باشد بنابراین آن را آنالیز نکنید.
معمولا اولین تصمیمی که پس از کسب اطلاعات و بررسی های لازم گرفته می شود درست تر از تصمیمات بعدی است. بنابراین خود را متعهد کنید که در لحظه انجام کار، یک مرتبه تصمیم خود را عوض نکنید و همان اولی را انجام دهید.
وقتی برنامه منظمی داشته باشید و از قبل برای همه چیز فکر کرده باشید و زمان جدایی را برای هر تصمیم اختصاص دهید در این صورت مجبور نیستید در دقیقه نود برای مجموعه ای از کارها تصمیم بگیرید و ذهن خود را آشفته کنید.
بهتر است تصمیمات مهم خود را در زمانی که استراحت کامل کرده اید و انرژی ذهنی شما بالا است بگیرید برای مثال در زمان صبح. زیرا تصمیم گیری در زمان خستگی و گرسنگی نتیجه مطلوبی ندارد و مجبور هستید همان را بعدا عوض کرده و دوباره در چرخه تصمیم گیری های بیهوده قرار بگیرید.