

چشم زخم یا evil eye در آیین ها و کشورهای زیادی معتقدان خود را دارد. هر کدام از آنها نیز روش های مختلفی برای زدودن چشم زخم و یا جلوگیری از آن دارند.
چشم زخم پدیده ماورایی واقعی است و می تواند بر زندگی افراد تاثیرات بگذارد به خصوص افرادی که در معرض نیروهای بیرونی ضعیف هستند و از درون، سازماندهی روحی نشده اند.
به طور کلی وقتی ما به چیزی نگاه می کنیم به طور علمی هم ثابت شده که همین نگاه و توجه ما می تواند تا حدی بر ساختار مولکولی چیزی که به آن نگاه می کنیم تاثیر بگذارد. همین حالت وقتی که به اشخاص زنده توجه می کنیم نیز دیده می شود و میزان تاثیری که از ما می گیرند بستگی به نیت، قدرت توجه ما و میزان تاثیر پذیری آنها دارد. این تاثیر بر دیگران می تواند در راستای خوب یا بد بوده و همچنین آگاهانه یا ناخودآگاه باشد.
نکته کلیدی و بسیار مهم این است که فردی که اصطلاحا کسی را چشم می زند خود به خود به حالت تمرکز ذهنی شدید وارد می شود و به خاطر همین تمرکز ذهنی قادر است امواج انرژی قابل توجهی تولید کند.
این نوع تمرکز فکر نه به خاطر تمرینات مراقبه بلکه به دلیل درگیری با یک نوع احساس شدید مثل خشم، حسادت و دیگر عواطف است که به موجب آن ذهن شخص متمرکز می شود. چشم زخم آنها نه به خاطر خود خشم بلکه به خاطر همین ذهن متمرکز قدرت دارد. ذهنی هم که متمرکز است می تواند خطرناک باشد و البته در راه های مثبت هم می توان از آن استفاده کرد و بستگی به دیدگاه و نیت ما دارد. مثلا فردی که سراسر وجودش از عشق لبریز می شود او هم به حالت شدیدی از تمرکز فکر وارد می شود و می تواند باعث تغییرات درونی در افراد دیگری که به آنها توجه می کند شود و آنها نیز عشق را احساس کنند….همین موضوع در مورد تنفر و حسادت و ترس هم صادق است و می تواند به دیگران آسیب بزند.
ولی آیا باید از افرادی که خواسته یا ناخواسته به جهت تمرکز عواطف منفی، ذهن آنها لحظه ای متمرکز شده و همان نوع انرژی مخرب را به سمت ما می دهند بترسیم؟
اگر فردی از لحاظ روانی و سیستم انرژیکی ضعیف باشد ممکن است چنان آسیبی به او برسد که باعث کاهش طول عمر او نیز بشود و از همین رو گفته می شود چشم زخم می تواند موجب مرگ افراد هم بشود. ولی اگر کسی از درون، سازمان یافته باشد و هاله دفاعی قوی و ذهنی منسجم و آرام داشته باشد ممکن است کوچک ترین تاثیری از دیگران نگیرد.
بعضی افراد به دلیل جنبه پایین، وقتی دستاورد کوچکی کسب می کنند دست پاچه می شوند و نگران هستند کسی آنها را چشم بزند. برای مثال فردی را می شناختم که در ضعیف ترین رشته و دانشگاه درس می خواند و وقتی نمره خوب می گرفت آن را مخفی می کرد تا کسی چشمش نزند!!! این گونه افراد را می توان در بهترین حالت، متوهم نامید و دچار نوعی پارانویید هستند.
اگر چشم زخم به این راحتی تاثیر داشت قطعا افراد موفقی مثل ایلان ماسک و بیل گیتس باید تا به حال به خاطر حسادت و چشم زخم دیگران متلاشی می شدند! در کنار اینکه چشم زخم به این راحتی برای همه عمل نمی کند باید گفت چنین افراد موفقی که با وجود حسادت دیگران به کار خود ادامه می دهند و زندگی خوبی دارند به طور خواسته یا ناخواسته دارای نظم درونی و انسجام روانی بالایی هستند. برای مثال مسئولیتهایی که ایلان ماسک دارد را شاید کمتر کسی بتواند انجام دهد و باید به درجه بالایی از مدیریت استرس و هیجان رسیده باشد (در کنار دانش و مسائل دیگر). افرادی هستند که حتی از مدیریت یک شرکت کوچک ۴ نفره هم عاجز هستند و یا برشکسته می شوند و یا محیطی پر از حاشیه و تنش را رهبری می کنند که هیچ پیشرفتی هم ندارد. پس این تقصیر چشم زخم نیست و به تفاوت های فردی و درونی باز می گردد.
نکته مهم اینکه ما هر چه تصور کنیم به همان وضعیت نزدیک می شویم. اگر مدام از تاثیر چشم زخم بترسیم هاله خود را تضعیف کرده و یا به خاطر تلقین، مدام بدبیاری می آوریم.