قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

تجربه ماورا – پرواز روح به وسیله مغناطیس چاکرای دست (نوشته digar hayat)

حس آمیزی یا Synesthesia
حس آمیزی یا Synesthesia مانند شنیدن رنگ ها و چشیدن صداها + ویدیو
دسامبر 3, 2019
مدیوم روحی
مصاحبه با یک مدیوم روحی (ترجمه شده)
دسامبر 5, 2019

تجربه ماورا – پرواز روح به وسیله مغناطیس چاکرای دست (نوشته digar hayat)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – پرواز روح به وسیله مغناطیس چاکرای دست (نوشته digar hayat)

سلام این دومین تجربه ارسالی و از جدیدترین تجربیاتمه.
اینم مثل قبلی باز حال و هوای پشت بامی داره😊
و صبحی رو به ظهرِ چندهفته پیش رخ داد.
شب قبلش,مطلبی درباره چاکرای کف دست و مغناطیس اون خوندم.
از وجود چاکرای دست بعنوان چاکراهای فرعی بیخبر بودم, چون از کودکی به حسِ خاص کفِ دست هام و به ویژه انگشتانم آگاهی نسبی غیرارادی داشتم.

و البته به نظرم اغلب یا تمامِ آدما نیروی مغناطیسِ دستها و بدنشون را کم و بیش حس کردن,اما یا آگاهی نسبت به وجود و خواص و نامش ندارن; یا اینکه این مباحث و کلا شناخت های ماورایی و کشف درون واسشون مهم یا اولویت نیست ; و اغلب حس های متاثر از مغناطیس بدن رو به دلایل فیزیکی ارتباط داده و فوقش خستگی و کوفتگی تشخیصش میدن و نامشم میذارن گزگز یا مورمور!

چیزی که توی این تجربه خیلی واسم جالب و دارای اهمیته,ارتباطِ چاکرای کف دست با پرواز روحه.
نمیدونم واقعا مرتبطن یا نه؟! اون شب و تا بحال هم چیز بیشتری جز مطلب کوتاهی که حاوی تمرین فعال کردن چاکرای دست بود نخوندم.
تمرین موفقیت آمیز بود و در همون دفعه اول در موقع تبادل انرژی بین دو دست,نیرو یا موقعیت چاکرای دست ها رو به شکل هاله ی گردی از انرژی گسترده در کف دست حس کردم ;و بعد هم در فاصله ی حدود پنج سانتی دستها از هم, دیواره مغناطیسی رو.
حس میکردم کف هر دو دستم,دایره ای به ابعاد یه زیرلیوانی قرار داشت و در کنشگری انرژیکی قرار گرفته بود.البته اون دایره مرز محکمی با مغناطیس, دور خودش کشیده بود و اینطوری حد خودش رو با انگشتهام مشخص و جدا کرده بود.

اون شب تا دیروقت,مطالب آسترولوژی(نجوم)طبق علایق همیشگیم میخوندم و فقط همان یک مطلب را درباره فعال کردن چاکرای دست خوندم.بدون تصمیم قبلی, گذرا تمرینش رو یه بار انجام دادم چون وقت زیادی نمیگرفت.این اولین تمرینِ شناختیِ عمرم بود درباره درون و ماورا.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - توهم واقعی (نوشته آرمین)

صبح که بیدارشدم بابت کمخوابی,انرژی و سرحالی لازم رو نداشتم و باید دوباره میخوابیدم تا بدنم مثلا دقیق همون هفت هشت ساعت استراحت مفید رو پر کرده باشه.
ساعت هشت صبح یا دیرتر دوباره خوابیدم و به ثانیه نکشیده به عوالم خواب رفتم.
(ناگفته نمونه گاهی که به دلیل مطالعه شبانه تا دیرگاه, در ساعات ابتدایی صبح دوباره نیاز به خواب دارم در اغلب موارد سریع مغزم به حالت آلفا میره)

به هرحال,شاید در یه آلفا یا هر فاز دیگه از استراحت که قرار گرفته بودم و مشاهده ی تجربه رو واسم ممکن ساخته بود,دیدم که بر پشت بامی قرار دارم.
اون پشت بام واسم آشنا بود اما در واقعیت,سراغش ندارم.
اونجا نشسته بودم و نمیدونم با یا بی اراده,شروع به انجام تمرینِ فعالسازی چاکرای کف دست کردم که شب قبل,در واقعیت تمرینش کرده بودم.
از سطحِ پشت بام فاصله گرفتم,به اندازه ی یک برابرِ قامتِ نشسته ی خودم.
اولش,سنگینیِ بدنمو حس کردم درست مثل تجربه ی اولی که اینجا ارسال کردم(با عنوان پرواز بر فراز خانه) اما خیلی کمتر از اون.

آگاه شدم که این پرواز یا سبک شدن داره به کمک چاکرای کف دستم انجام میگیره و یا این چاکرا داره تسهیلش میکنه. چطوریشو نمیدونستم اما به محض این آگاهی,قدرت کنترل خواب یا رویا رو پیدا کردم و با تکیه بر این قدرت, کاملا آگاهانه تصمیم گرفتم که از مغناطیسِ کف دستهام برای پرواز خارج از پشت بام و بعبارتی معلق شدن استفاده کنم.

عجیب و جالبه که تمام اینها در ثانیه انجام میپذیره و انگار که سرعت نورحکمفرماست بر چنین خواستها و اراده و توان یا تصمیمات; و به هیچ عنوان از قوانین خشک و کم انعطاف یا انعطاف ناپذیرِ عالم ماده و بیداری تبعیت نمیکنه!

به محضِ آگاه شدنم از توانِ کنترلِ رویا, و گرفتن تصمیمِ پرواز از طریق چاکرای دست; اتفاقی افتاد که البته کم تجربه ش نکردم.
آگاهی م به وجودِ دیگرم منتقل شد; که فکرکنم بهش برونفکنی بگن.
در آنِ واحد, هم اونی بودم که پرواز میکرد; و هم اونی بودم که وجودِ پروازگر رو از پشت سر نظاره میکرد.
توانایی کنترلِ هر دو رو داشتم.
به راحتی بین هر دو موقعیت, سوئیچ و جابجایی میکردم.
در عین حال و بدون اینکه تلاشی کنم,ارتباط هیچ کدام با دیگری قطع نمیشد. در دو وجود,حضور داشتم: نظاره گر, و پروازگر.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - مرگ چند جوان (نوشته حسین)

از زاویه ی دید وجود نظاره گر:
انگار یک کپی از خودم گرفته شد و با نیرو یا جاذبه ای به پشت سرم کشیده شد.با وجودِ نظاره گرم می تونستم از پشت سر و گاهی از جهات دیگه; وجودِ پروازگر م رو ببینم که در چه موقعیتی قرار و چه تغییر حالاتی داره, و آیا خطر یا موانعی سر راهش هست یا نه,قبل از اینکه خودش بتونه ببینه.
هم ناظر و لذت برنده بودم از مشاهده ی تلاشِ وجود پروازگر; و هم مثل یه محافظ و نگهبان,اطراف و شرایط را اسکن میکردم تا خطری اون رو تهدید نکنه.

وجودِ ناظرم که واقعا نمیدونم در دانش ماورا اسمشو چی صدا میکنن, می دید که مغناطیسِ کفِ دستها بیشتر و بیشتر میشه و وجود پروازگر رو دربر میگیره.

از زاویه ی حس و دیدِ وجودِ پروازگر:
نیروی کف دستهام زیاد و زیادتر میشد و هاله ی گردی حس میکردم که با فاصله دادن دستها از هم,به تدریج شکل بیضوی پیدا کرد و آگاهانه تصمیم گرفتم که امتحان کنم ببینم میشه جسم پروازگرم رو در میدان مغناطیسی دستهاش قرار بدم یا نه؟ جواب داد و تونستم!

هر چه پروازگر,پوشش مغناطیسی بیشتری داده میشد
توان معلق شدن بالاتر میرفت.
این توان باهام بود اما ترس از معلق شدن هم, بود.

لحظه ای که از لبه ی پشت بام چندسانتیمتر جدا شدم و در هوا معلق شدم تا آخر عمر یادم نمیره!
خدایا چقدر پرواز شیرینه آخه؟! پرنده ها هم همینقدر لذت میبرن از پرواز؟ یا ما انسانها چون بال های آسمانی مون در حالت عادی غیرفعال و غیرقابل دسترسه؟.. همش به اینا فکرمیکردم.
هر چی مغناطیس رو بیشتر تمرکز میکردم خیزهای بیشتری برمیداشتم.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورایی شاهین (شاکتی)

حالت خیلی خاصی بود.مثل پر سبک نبودم اما سنگین هم نبودم و جز وزن بدنم که اون هم کاملا معلق بود, کشش دیگه ای موجود نبود.حس تعادل خوبی داشتم, و بطور تفننی هم با وزنم و جاذبه,بازی بازی میکردم چون تا حدودی برش غلبه داشتم.
این بار نسبت به دفعه قبل که حس وجود موجودات یا نیروهای شر یا سیاه باعث میشد بترسم به پایین نگاه کنم , سعی کردم به خودم مسلط بشم و نگاه کنم.

آدم های ایستاده یا نشسته ی زیادی در کوچه و خیابان های اطراف, بهم نگاه میکردن.آدم هایی کاملا عادی و شبیه مردم شهر و دیار خودم.
اولش تعجب میکردن و بعد می خندیدن و دست تکون میدادن که دیدیمت و خوشبحالت که اون بالایی. منم میخندیدم و سرخوش از پرواز و احساس معلق بودن واسشون دست تکون میدادم.

خیلی دور نمیشدم از بام.چون از ترس سقوط,متر به متر جلو میرفتم و هر بار بعد از طی مسیر بیشتری دوباره برمیگشتم لبه ی بام.
تجربه حسی پرواز روح رو بارها داشتم قبلا; ولی این یکی فرق داشت.
این, تجربه ی پرواز کاملا آگاهانه و خودخواسته با استفاده از چاکرای دستهام بود. که حسی بی نهایت درونی,واقعی,مو به مو و میلیمتری,از “تعلیق” و بعبارتی معلق بودن واسم حاصل کرد.

تا الانی که موفق شدم این تجربه رو پست کنم, یکی دو تجربه ی دیگه هم از پرواز با چاکرای دست واسم رخ داده که در روزهای بعد مینویسم به امیدخدا. ممنون که خوندید.

 

 

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
anteyco003
مهمان
anteyco003
6 سال قبل

سلام.تجربت رو خوندم.عالی بود.راستی اهل کجایی؟

digarhayat
مهمان
digarhayat
6 سال قبل

سلام لطف دارید دوست عزیز بسیار ممنون

Annihilation
عضو
6 سال قبل

سلام استاد، برای من سوالی پیش آمده، چطور میشه خواب و برون فکنی را از هم تشخیص داد؟ چون بنظر من این تجربه فقط یک خواب بوده که از اعمال قبل از خواب (یعنی تمرین چاکرای دست) نشات گرفته، همانطور ک وقتی طول روز موضوعی روی ذهن ما تاثیر میگذارد شب خوابش را میبینیم و حس میکنیم واقعیست. از این دست خوابها هم خودم و هم خیلی‌ها دیده‌ایم، که بطور ارادی پرواز میکنیم و حس معلق بودن را کاملا طبیعی حس میکنیم که من فکر میکنم خواب و تخیل هستند، حتی خوابهای بسیاری هستند که حالت پرواز ندارند ولی اتفاقاتی… بیشتر »

digarhayat
مهمان
digarhayat
6 سال قبل

سلام و عرض ادب جناب استاد خانی سپاس برای درج تجربه م.الان طبق فرمایشات جناب ” آن نیهیلیشن” مجرّب, این فقط یک خواب ساده بوده و ادراکاتش با قواعد و حقایق حسی پرواز روح به کمک چاکراها,و نیز برونفکنی,هیچ مطابقتی نداره دیگه؟!!

digarhayat
مهمان
digarhayat
6 سال قبل

درسته.متشکرم جناب خانی.درباره تشخیص حقیقی بودن یا نبودن تجارب ماورایی;و شناخت بیشتر ویژگیهای سفر یا عوالم اختری,پیشنهادی از بین پست های غیرویژه دارید بتونم مطالعه کنم؟ممنون میشم

digarhayat
مهمان
digarhayat
6 سال قبل

بله,ممنون از شما

Annihilation
عضو
6 سال قبل
Reply to  digarhayat

دوست عزیز من قصدم بی احترامی به شما نبود، واقعا برایم سوال و مبهم بود، بهرحال اگر ناراحت شدید عذر میخوام.

طهماسب
مهمان
طهماسب
6 سال قبل

سلام وقت بخیر،
میگم کیفیت رویابینی وپرواز روح در تمرینات اکنکار به چه شکلیه؟؟ایا واقعی هستن یا زیاد اعتباری ندارن وتوهمیه؟؟

matin
مهمان
matin
6 سال قبل

به نظر من شما خواب شفاف دیدید .نه پرواز روح

رفتن به نوار ابزار