

سلام
این داستان از تجارب ماورایی که من دارم هست
من در تابستان چند سال پیش یک خاستگار داشتم و خانواده خاستگارم را واقعا دوست داشتم و هیچ وقت دوست نداشتم انتخاب اشتباهی داشته باشم و درست ترین کار را انجام بدم به خاطر همین تصمیم گرفتم در عوض جواب منفی که به خانوادشون میدم برای خوشبختی فرزندشون از خدا طلب خیر کنم به خاطر همین یک روز صبح زمانی که داشتم به نیت خوشبختی فرزند این خانواده دعای خیر همراه با نماز خوندن بود همین طوری احساس کردم حالت این بهم دست داد که روح قراره از بدن من جدا بشه اما من محکم و استوار به نماز خوندن ادامه دادم و به نیت هر کدوم از چهارده معصوم که دو رکعت مثل نماز صبح (البته من بعدا با طریقه دقیق نماز ها آشنا شدم و از اول دو رکعت مثل نماز صبح می خوندم) بود خوندم و علاوه بر اون نمازهایی را به نیت حضرت ابولفضل،مادر حضرت ابولفضل و … که جمعا سی و یک نماز دو رکعتی می شد خوندم و همون طور احساس میکردم که روح قراره از بدنم جدا بشه بهم دست داد و نفهمیدم سر جانماز چطوری خوابم برد اما زمانی که من سر جانماز خوابم برد ساعت شش صبح بود و خوابی دیدم که در اون من کنار فرد خانواده خاستگارم ایستاده بودم مکانی که هر دوی ما در اون ایستاده بودیم اتاقی همراه با تخت خوابی نسبتا بزرگ بر روی ابرهای آسمان بود و فرشتگانی که در مقابل ما ایستاده بودند در کیسه هایی که پر از دُر و یاقوت و زمرد و مروارید بود در مقابل ما ایستاده بودند و یکی از فرشتگان گفت: و خداوند بخت شما را نیکو گرداند این خوابی که دیدم گویا به طولانی بودن چندین ساعت بود اما زمانی که از خواب برخواستم فقط ده دقیقه از ساعت شش صبح گذشته بود و در همان حال خواب و بیداری دوباره خوابم برد و خواب دیدم حالت صبح زود است و من همراه با شخص یا اشخاصی و به قصد سفر از شهر خارج شدیم که دوباره خوابی که دیدم به بلندای چندین ساعت بود اما زمانی که از خواب برخواستم قبل از ساعت شش و نیم صبح بود من الان وقتی به آن موقع نگاه میکنم تنها تعبیر خوابم را به این می بینم که دو آینده به من نشان داده شد یکی از آن ها وعده زندگی زیبا و دیگری وعده زندگی همراه با بد بختی که من شاید معنی خوابم را همان موقع نفهمیدم و الان دارم پی به معانی خوابم می برم چون من آینده اول که به من وعده دادند را انتخاب نکردم و دلیل آن این بود که من به استخاره اعتقاد داشتم و چندین بار هربار در این رابطه از کتاب خدا در رابطه با این ازدواج استخاره گرفتم هربار استخاره ها تعابیر بدی در رابطه با این ازدواج می دادند و من خواب هایم را جدی نگرفتم و در عوض به استخاره اعتماد کردم الان می فهمم که من در آینده دوم زندگی خودم پا گذاشتم و همان زندگی که در خواب دوم دیدم را انتخاب کردم که در پست های بعدی ادامه را بازگو می کنم.
ببخشید بنده هم زیاد استخاره میکنم البته نه برای انجام دادن یا ندادن کاری مثلا میخوام بدونم فلان آدم ادم خیریه یا شر درسته یا نادرست استخاره میکنم هیچی فقط مثلا نیت میکنم خدایا به من بگو ایشون چه جور آدمیه قابل اصلاح هست یا نه اتفاقا هم همیشه آیات با ربط میاد مثلا میگه کسانی که کافر شدند وای بر آنها از آتش جهنم یا حالا چیز های دیگه به نظر من اینجوری نیست که استخاره اشتباه باشه حالا در خصوص شما بنده نمیدونم جریان چیه اما شما فکر میکنید من اشتباه میکنم؟ چون بنده خودم در باره ی… بیشتر »
استخاره وقتی صحت داره ک ادم اول با عقل خودش درست و حسابی فکر کنه اگ ب نتیجه نرسید با چندین نفر درستکار و صادق و ….مشورت کنه و اونوقت اگر بازهم ب نتیجه نرسید استخاره بگیره قطعا کسی که ما رو افریده و ته دل من و شما و اون شخص رو میدونه و ……بهتر از هرکسی دیگ ای میتونه راهنمایی بده چندبار شده تاحالا یه چیزی رو با اصرار فراوان خواستیم بدست بیاریم و بعد از بدست اوردنش پشیمون شدیم؟ و گفتیم ای وای! کاش فلان چیزو دعا نکرده بادم…کاش… بعدشم عزیزم از کحا معلوم؟شاید تعبیر خوابت این… بیشتر »