قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

تجربه ماورا – دعا نوشتن برای دور کردن جن همزاد یا عاشق (نوشته sepix)

تجربه ماورا
تجربه ماورا – سنگ باران (نوشته Z.abedi)
آذر ۱۴, ۱۳۹۹
مراقبه و مغز
آیا مغز انسان می تواند دشمن حیات آدمی باشد؟
آذر ۱۴, ۱۳۹۹

تجربه ماورا – دعا نوشتن برای دور کردن جن همزاد یا عاشق (نوشته sepix)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – دعا نوشتن برای دور کردن جن همزاد یا عاشق (نوشته sepix)

شده تا حالا احساس ترد شدگی داشته باشید؟ ساعت ها به یه گوشه زل بزنید و نتونید وارد یه جمعی بشید؟صداهای عجیب غریب بشنوید و خواب هایی ببینید که تعریف کردنش برای دیگران موجب شه ازتون بترسن؟
خب این ها همه ی اتفاقاتی بود که برای بهترین دوستم افتاده بود
تقریبا یک سال از این ماجراها میگذره ما اونوقت برای آزمون های تیزهوشان نمونه دولتی ورودی به دبیرستان درس میخوندیم .اما تقریبا از وسطای سال بود که الینا(همون دوستم) رفتاراش عجیب شده بود ما تقریبا همیشه خونه ی هم بودیم ولی اون موقع ها الینا همش ناراحت بود کابوس های ترسناک میدید و صداهای عجیب و غریب میشنوید بهم میگفت که وقتی توی خونم دوست ندارم برم بیرون یا بیام خونتون ولی بعد اینکه میام دیگه دوست ندارم برم.مثل این میموندکه یکی مجبورش میکرد توی خونه بمونه خیلی یا کسی حرف نمیزد ولی میگفت که اوقاتی که پیش تو میمونم اصلا اون شکلی نمیشم. معمولا خواب هاشو برام تعریف میکرد که بعضی هاش واقعا ترسناک بودن.چند تا شو براتون تعریف میکنم
میگفت که توی یه جنگل ترسناک بودم و داشتم راه میرفتم که صدای آواز خیلی قشنگیو میشنوم صدا محو تاره ولی به قدری زیبا بود که نمیتونست گوش نده هر بار به سمت یه کلبه که صدا از اون جا میومد میرفت اما هر بار از خواب میپرید هرسری که این خواب رو میدید به کلبه نزدیک تر میشد
یه خواب دیگه ای هم که دیده بود این بود که خواب یه پسر خیلی خوشگل رو میدید که از دور خیلی زبیا بود ولی وقتی که یه کم نزدیک میشد صورتش تغییر میکرد و شبیه یه گرگ میشد از این جور خواب ها زیاد میدید ولی سه بار خواب یه مرد شنل پوش رو دید سری اول بهش گفته بود تو از ماییی سری دوم و سوم اون رو نزدیک یک دیوار با کلی نماد برده بود با اشاره به یکی نماد از جاش بیرون اومده بود و مرد شنل پوش گفت تو اینی تو آتشی
توی واقعیت هم هی صدای جیغ و گریه میشنید شبا نمیتونست بخوابه و بعضی وقتا احساس میکرد یه دست نامرعی نوازشش میکنه از توی کمد صدای گربه میشنید بعضی وقتا انقدر بی انرژی میشد که هیچ کاری نمیتونست بکنه ولی نقطه عکس ماجرا این بود که کنار من خیلی خوشحال بود مثل این بود که جن نمیتونست بهش دسترسی داشته باشه ولی وقت هاییی که میخاست بیاد خونه ی ما میگفت یچیزی داعم توی سرم میگه که نرو نرو من هرسری پیشش بودم یکم کسل میشدم و بعدش سردرد میگرفتم در صورتی که برعکس من اون شارژ میشد
در هر حال
چند تا دوست مجازی داشتم که از سر و جادو چیز هایی بلد بودن وقتی موضوع رو باهاشون در میون گزاشتم اول از همه نگران خودم شدن گفتن که دوستت یه جن عاشق داره و اون از تو خوشش نمیاد چون نمیتونه به دوستت متصل شه اوضاعه دوستم کم کم داشت وخیم میشد میخاستیم پیش جنگیر بریم ولی صد در صد کسی حرفمونو باور نمیکرد که پیش یه جنگیر بپرتمون
درباره ی دعانویسی اطلاعاتی داشتم و چند تا فامبلامون دعا نویس های خبره ای بودن معمولا بهم میگفتن جایی که ت میری نمیتونن بیان و این برام جالب بود البته خیلی درموردش باهام حرف نمیزدن و میگفتن که میترسی و این حرفا
از توی سایت های مختلف اطلاعات زیادی بدست آوردم و چند تا دعا برای دور کردن اجنه پیدا کردم ولی شرایطش خیلی سخت بود میگفتن که باید دعا نویس خیلی خبره باشه و انرژی روحی زیادی داشته باشه تا اثر کنه دعارو باید با یه شرایط خاص و با زبون روزه مینوشتی و بعد چند کار اون رو به فرد جن زده میدادی
یکی از دعاها خیلی قوی بود ولی شروط زیادی داشت و تنها چیزی که نیاز داشت این بود که اون رو بنویسی بعلاوه ی اسم فرد و اسم مادرش و اینکه ۱۱۰ تومن صدقه بدی
فکر کردم که فردا دعارو بنویسم ولی گفتم قبلش یه بار متن رو بخونم .دعارو پیش خودم خوندم و اسم دوستم و مادرش رو گفتم و این شد شروع سردرد های من برای یه هفته مریض شدم و کسل بودم و کلی هم خسارت به بار اومد کولرمون و جاروبرقی و دستگاه مغازه ی بابام سوخت من دعارو ننوشتم چون واقعا حال نداشتم بعد یه هفته کاملا خوب شدم ولی چیز عحیب ابن بود که دوستم هم خوب شده بود دیگه هیچ صدایی نمیشنید راحت میخابید و واقعا خوب شده بود .
بعدا با چند نفر از کسایی که دستی توی این کارا داشتن تعریف کردم قضیه رو و خیلی تعجب کردن که چطور من که هیج تمرینی نداشتم و تنها با خوندن یه دعا تونستم چنین دعای سنگینی رو اعمال کنم
البته من نمیدونستم که با خوندنش هم ممکنه عمل کنه و واقعا به صورت آزمایشی نوشته بودمش.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - کارمای روابط ناسالم (نوشته محمد.و)

 

 

مقالات مرتبط

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
M.v
عضو
5 سال قبل

سلام دعانویسها یا کسایی که طلسم کار میکنن یه اصطلاحی دارن که میگن اگه کسی نفسش قوی باشه داعا یا طلسم خیلی زود فعال میشه.قطعا شما هم همینطور هستید چون با شرایطی که گفتین دوست شما براحتی نمیتونسته رها بشه.بنظرم اون زکات عمل یا همون صدقه رو که شرح دادین حتما انجامش بدین.یه نکته خیلی مهمی تو دعانویسی و این موضوعات هست و اینکه یه عمل رو یا نباید شروع کرد یا اگر شروع کردید باید کامل انجامش بدید.حتی اگر نیمه های عمل کاملا به نتیجه رسیدین. در کل حساسیت و گیرندگی بالایی دارین دور خودتون حصار دفاعی محکمی ایجاد… بیشتر »

fargol
عضو
5 سال قبل

با چله و دستورات قرانی شاید مشکل دوست شما راحت تر حل میشد! چه نیازی به جنگیر و دعا و … هست؟ چله سوره جن مثلا. یا حتی گوش کردن به صوت قران به خصوص سوره بقره. اتفاقا دعا ی دوباره زدن سنگینی داره همچنان. به هر حال خوبه که مشکل دوست شما حل شد.

رفتن به نوار ابزار