قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – آشنایی با یک بیمار اسکیزوفرن (نوشته بهروز)
مرداد ۲, ۱۳۹۸
سوء استفاده
علائم وجود ارتباط مسموم با شریک خود
مرداد ۲, ۱۳۹۸

تجربه ماورایی – تجربه ارتباط با جن (نوشته علی)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورایی – تجربه ارتباط با جن (نوشته علی)

سلام اسم من علی هستش و این اولین تجربه من هست که برای سایت آرنوشا می فرستم من از وقتی که یادمه از تاریکی و اجنه و موجودات غیر ارگانیک و فرشته مرگ(حضرت عزراییل) و مرگ و… می ترسیدم ولی بعد ها که اطلاعاتم در مورد اینها بیشتر شد کلا ترسم ریخت و علاقه مند شدم که با جن ها و موجودات غیر ارگانیک ارتباط برقرار کنم و با اونها دوست بشم و اصلا قصد و نیت سو استفاده کردن از اونها مثل تسخیر رو نداشتم چون هم گناه بود هم نمی‌خواستم اونها اذیت بشن.
خب داستان از ماه مبارک رمضان شروع شد که من شب ها تا سحر بیدار می موندم (البته اون موقع هنوز می ترسیدم) و صداهای عجیبی از بیرون خونه می شنیدم که منشأ فیزیکی نداشت و توی تابستون وقتی که هوا گرمه و کولر روشنه از بیرون باد سرد تری می‌آمد و یکی از اون صداهای عجیب این بود که صدای بالا و پایین شدن دستگیره همسایه مون می‌آمد البته خودشون چیزی نشنیدن ولی هر شب می‌آمد و حتی صدای ارتعاشات اون موجودات رو می‌شنیدم و حسش می کردم یا یه بار یه دود سیاهی روی پله بود هر چی بود واسه طبقه بالا و خونه همسایه بود و یه شب باهاش حرف زدم که چرا منو میترسونه و از این کار چه لذتی می‌بره و دیگه اذیت و آزارهاش کم تر شد البته برای ما ولی برای همسایمون نه که بعداً در پست جدا می گم.
یه شب که با اون جن حرف زدم رفتم بخوابم و از گرما خوابم نمی‌برد و از اون جن خواستم که بیاد و اون اومد و هوا خنک شد و راحت خوابیدم
خلاصه به اون موجود که احتمالاً جن هست گفتم که دوست دارم باهاش دوست بشم و یه شب بعد از مراقبه حدودا ساعت دو سه توی اتاقی که فقط نور کمی بود و دیدن چهره سخت بود از پشت پلک یه صورت سیاهی دیدم و خیلی متعجب شدم و ترسیدم خیلی چهرش طبیعی بود البته خوب یادم نیست ، چشم سومم درد میکرد و یه صدایی از راهرو شنیدم که گفت بیا من هم یکم ترسیدم و بهش گفتم من الان نمیام چون ممکنه از دیدار با تو بترسم و هنوز آماده این دیدار نیستم و به او گفتم که به خوابم بیاد و دیگه اون هیچ کاری نکرد و تا صبح بین دو ابروم درد می کرد ولی نمی‌دونم چرا اون نیامد به خوابم یا اینکه نتونست یا اینکه از دستم ناراحت شد یا اومد و من اون خواب رو فراموش کردم
ولی باز دوست دارم ببینمش
ممنون که خوندید⁦❤️⁩ باتشکر از سایت خوبتون

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - تلقین (نوشته نسرین)

 

 

مقالات مرتبط

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
علی
مهمان
علی
6 سال قبل

سلام رفیق.ببین اجنه بدون اجازه خودمون اجازه ندارن بیان توی زندگی مون، سابقه احضار داری؟
در مورد دیدن اجنه هم باید بگم، حتی جادوگران بزرگم به هزار بدبختی و ریاضت میتونن اجنه را ببینن! من فکر میکنم شما یا خواب دیدی یا به خودت تلقین کردی!
پیشنهاد میکنم دنبال اجنه نری، قدرت های درونی خودمونا بیدار کنیم هزاران برابر بیشتر از اجنه قدرت مند میشیم.یکی از علما هم گفته بود کسی که دنبال ارتباط با اجنه باشه رستگار نمیشه و کافر از دنیا میره.

رفتن به نوار ابزار