قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
مقالات اعضا
تجربه ماورا – سفر روحی به سیارات منظومه شمسی (قسمت دوم) – (نوشته محمد.و)
دسامبر 27, 2020
تجربه ماورا
تجربه ماورایی – خواب تو خواب طولانی و مکرر (نوشته ستایش.ب)
دسامبر 27, 2020

کافران حقایق ماورایی

کافران حقایق ماورایی

اول از همه توضیح داده شود که برای عنوان این مقاله از واژه کافر استفاده شده چون کفر یعنی پوشاندن. کافر هم کسی است که سعی در پوشاندن حقیقت و انکار آن را دارد. این حقیقت ها می تواند در مورد همه چیز باشد. ولی زمانی است که کسی در مورد موضوعی اطلاع ندارد و نسبت به آن جاهل است که در این صورت با حالت کفر فرق دارد و در مورد آنها فعلا صحبتی نمی شود.

بحث اصلی ما در مورد کسانی است که نسبت به حقایق ماورایی کافر هستند و از هر دلیل بی منطق و یا دلایل ناقص استفاده می کنند تا امکان وجود عوالم و پدیده های غیر مادی را زیر سوال ببرند.

این افراد ممکن است حتی بیشتر از سایرین در معرض پدیده های ماورایی و غیر قابل توجیه بوده باشند ولی چون ذهن آنها پذیرای این موضوعات نیست با اینکه در درون می دانند امکان بروز این مسائل ماورایی وجود دارد ولی نسبت به پذیرش آنها مقاومت می کنند و تصور می کنند به نوعی روشن فکر هستند.

برای مثال چند مدت پیش بنده و چند نفر دیگر در یک جمع دوستانه بودیم که به طور اتفاقی بحث از مسائل عادی به سمت اتفاقات عجیبی که در خانه یکی از آنها رخ می داد کشیده شد.

او در مورد تکان خوردن برخی از اجسام در برابر دیگران گفت و این طور نتیجه گرفت که شاید جن در خانه باشد. ولی فردی دیگر حرف او را قطع کرد و گفت جنی وجود ندارد و همه اینها به خاطر قدرت ذهن ما هستند. او گفت آن اجسام شاید توسط نیروی ذهن تکان خورده باشند نه جن ها.

برای بنده عجیب بود که او به این حد از نیروی ذهن و باور به این اندازه از قدرت آن (به اندازه جا به جایی اجسام سنگین) اعتقاد داشت ولی درصدی هم احتمال نمی داد که کار موجودی دیگر باشد. این در حالی است که ذهن حتی برای جا به جایی کوچکترین شی و یا وسیله نیاز به تربیت و تمرین طولانی مدت دارد و نمی شود به راحتی کسی هر چند مدت یک بار توسط ذهن عادی، مبل ها را جا به جا کرد!

البته چنین افرادی زیاد هستند. اگر هم گفته شود باشد آن جا به جایی ها توسط قدرت ذهن بوده باز هم دلیل دیگری می آورند تا آن را رد کنند و مثلا می گویند توهم زده ای. اگر هم بگویید چند نفر همزمان این پدیده را دیده اند و نمی شود توهم باشد ولی باز هم شاید بگویند همه شما دروغ گو هستید!

مورد دیگر هم باز عده ای بودند که به طور اتفاقی به شمال سفر کرده بودند و شب ها صدای جا به جایی کاملا واضح و مشخص مبل و صندلی را از طبقه بالا که خالی بود می شنیدند.
در حالی که برخی از آنها به این اعتقاد داشتند که شاید کار موجودات غیرارگانیک بوده است باز هم یک نفر با قیافه روشن فکری گفت که چوب ها در شمال صدا می دهند. آن هم نباشد لابد موریانه بوده است!

باور کردنی نیست که او برای اینکه مبادا ذهن خود را درگیر مسائل پیچیده تر ماورایی کند صدای کاملا مشخص جا به جایی وسایل را با صدای موریانه یکسان می داند!
البته بحث کردن با این افراد هم فایده ای ندارد و هر بار یک دلیل مضحک تر از قبلی می تراشند تا ژست روشن فکری آنها حفظ شود. جالب بود که همان شخص که ژست روشن فکری او را برداشته بود از درون ترسیده بود و شب را با چراغ روشن خوابید!

در مقابل این افراد کافر ماورایی، افرادی هم هستند که شاید با پدیده های ماورایی آشنا نباشند ولی ذهن پرسش گر دارند و در برابر پذیرش حقایق مقاومت نمی کنند. برای مثال فرض کنیم چنین فردی در ماجرای بالا حضور داشته است. او ممکن است در هنگام شنیدن این صداها این پرسش ها را بدون جانب داری از خود بپرسد:

– چرا این صداها بدون اینکه کسی در طبقه بالا حضور داشته باشد شنیده می شود؟
– آیا ایجاد شدن صدای جا به جایی این اجسام سنگین که شبیه صدای پدیده های طبیعی مربوط به انبساط و انقباض چوب یا فعالیت موریانه ها نیست به طور خود به خودی ممکن است؟
– آیا فقط من این صداها را می شنوم یا کس دیگری هم آنها را می شنود؟
– شاید بهتر باشد نگاهی به آن محل بیاندازم. اگر واقعا کسی نباشد موضوع نیاز به بررسی بیشتری دارد.
– آیا سابقه چنین اتفاقاتی در این محل زیاد است؟ شاید باید از دیگران هم پرس و جو کنم.

در آخر او اگر هم به موجودات ماورایی یا عوامل ماورایی دیگر اعتقاد نداشته باشد حداقل این پدیده را پشت دلایل مادی کتمان نکرده و به خود اجازه می دهد در مورد آن تحقیق بیشتری کند و اگر هم به نتیجه خاصی نرسید آن را از مسائل حل نشده و مرموز خواهد دانست ولی زود در مورد آنها قضاوت مادی گرایانه نمی کند. گاهی اوقات گفتن “نمی دانم” بهتر از نتیجه گیری های بدون اساس است.

افراد دیگری را هم می شناسم که هاله می بینند و تقریبا همه چیز را درست می گویند ولی انگار باور به هاله و این مسائل باعث می شود اعتقادات مادی گرایی قبلی آنها سست شود و به زحمت بیفتند تا دوباره در مورد پدیده های جهان تحقیق کنند. بنابراین باز هم دلایل بی ربطی می تراشند. مثلا فردی در همین رابطه می گفت درست است که هاله می بینم ولی حتما خطای دید بوده است!

فرد دیگر هم کسی بود که اتفاقات زیادی را درست حدس می زد ولی باور نداشت دلیل این امر، ماورایی باشد و می گفت شانسی است! اگر شانسی بود باید بسته به میزان احتمالات، درصد خطای قابل توجهی هم می داشت ولی او می توانست جزئیاتی را پیش بینی کند که فقط یک غیب دان قادر به انجام آن بود. به هر حال کفر درونی او مانع از پذیرش حتی تجربه شخصی خود او شده بود.

بنابراین شاید بتوان درک کرد که چرا پیامبران وقتی معجزه ای می آوردند مردم جاهل آن زمان به جای تفکر و تعقل، این معجزات را به هر چیزی ربط می دادند جز چیزی که باید باشد. این افراد، امروزه هم وجود دارند. حتی به صورت آکادمیک و علمی هم عمل می کنند!

مثلا برای تجارب نزدیک به مرگ، هزاران دلیل بی ربط و غیر ممکن مغزی می آورند تا بگویند همه چیز توهم بوده است و ماورا و آن دنیایی در کار نیست.

وقتی هم این دلایل بی پایه با اسم علم همراه می شود برای بشر، مانند یک سم است و مردم تصور می کنند چون اسم این کار، تحقیق علمی است پس درست است.

این کفر هم فقط در مورد ایمان به پدیده های ماورایی نیست. متاسفانه انسان ها حقایق را می توانند به نوعی برای خود تغییر دهند که برای آنها قابل هضم و باور باشد. مثال های بیشماری از این نوع کفر را در افراد پیدا کنید. یعنی حقایقی که بخشی از درون آنها به آن آگاه است ولی زیر بار پذیرش آن نمی روند و به هر دلیلی آن را رد می کنند. مثلا فردی مشکلی در بدن فیزیکی خود دارد ولی نمی خواهد آن را قبول کند. اگر هم کسی به آن اشاره کند به شدت عصبانی می شود و انکار می کند.

وقتی مسائل پیش پا افتاده روزانه مانند مورد بالا هم می تواند باعث این نوع واکنش های شدید انکار گرایانه در افراد شود پدیده های ماورایی که جای خود دارند به خصوص اینکه در ابتدا باعث ترس، ندانم کاری و رو به رو شدن با حقایقی می شود که فرد قبلا چیزی در مورد آنها نمی دانسته است و مجبور است هزینه زمانی گزافی برای بررسی دوباره آنها انجام دهد . شاید هم حس می کنند ممکن است این حقایق بار مسئولیتی سنگینی برای آنها ایجاد کند.

منظور از بار مسئولیتی این است که وقتی ما به یک چیز جدید آگاه می شویم مجبور می شویم قوانین مربوط به آن را رعایت کنیم. مثلا وقتی بدانیم چیزی به نام کارما وجود دارد ولی کارهایی انجام می دهیم که سراسر آن ضایع کردن حقوق حق الناس است در این صورت شاید پذیرش قوانین کارما سخت شود چون دست ما را برای انجام کارهای نادرست می بندد و از آنجا که شاید فرد به انجام آن کارهای منفی عادت کرده است پس راحت تر این است که اعتقاد به کارما را کنار بگذارد و با خیال راحت گناه کند که البته این چیزی را در مورد خود کارما عوض نمی کند و این قوانین چه به آنها اعتقاد داشته باشیم و یا نه، وجود دارند.

اگر هم کسی به قوانین معنوی و اخلاقی اعتقاد داشته باشد می تواند به راحتی با آوردن دلایل مضحک، آنها را دور بزند. حتما افرادی را می شناسید که شبیه موضوع گفته شده عمل می کنند. برای مثال یک نفر تعریف می کرد که دوست او از هیچ زنی نمی گذرد. با اینکه می دانست این کار گناه است آن را انجام می داد ولی برای اینکه عذاب وجدان نگیرد خود را این طور قانع کرده است که اگر زنا نکند، استمنا می کند و باز هم گناه می کند. اگر هم استمنا نکند مجبور است مواد مخدری مصرف کند که نیروی ج.ن.س.ی را کم کند. پس بهترین راهی که به نظر او می رسد انجام دهد انتخاب گزینه یک بود! او همین طور برای خود این دلایل احمقانه را چیده بود تا کار زشت خود را توجیه کند ولی در باطن از نفس این کارهای پرمزمت و روش درمان آنها آگاه بود. ولی زحمتی به خود نمی داد تا روی نفس خود کار کند.

بنابراین کفر و انکار فقط در زمینه موضوعات مذهبی و روان شناسی دیده نمی شود بلکه هر زمینه ای را شامل می شود. کفر به ماورا هم یکی از آنها است. البته پرسش گری و جستجو در مورد حقانیت پدیده ها فرق دارد و کاری پسندیده است ولی اگر فردی برای فرار از پذیرش موضوعات، سعی در پوشاندن و تحریف حقایق داشته باشد تنها خود را گول می زند و ممکن است در این فریبی که خود بافته، یک عمر هم زندگی کند و چه بسا دیگران را هم گمراه کند.

 

 

+9
admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار