قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

چند مورد برای کسانی که تمریناتشان بی اثر است (نوشته محمد.و)

تجربه ماورا
تجربه ماورا – موج انرژی منفی که به من وارد شد (نوشته علی)
خرداد ۲۴, ۱۳۹۹
تجربه ماورا
تجربه ماورا – معجزه ای با ذکر خداوند (نوشته Proprogrammer)
خرداد ۲۴, ۱۳۹۹

چند مورد برای کسانی که تمریناتشان بی اثر است (نوشته محمد.و)

مقالات اعضا

مقالات اعضا

چند مورد برای کسانی که تمریناتشان بی اثر است (نوشته محمد.و)

با سلام
شاید خیلی از شما دوستان گرامی مدتهاست در حال تمرین کردن و انجام مراقبه جهت رسیدن به تجارب ماورایی باشید ولی با اینکه از روشهای صحیح و کارامد استفاده میکنید ولی به نتیجه دلخواهتان نمیرسید.خب این مورد اگر نگوییم برای همه لااقل برای اکثریت ما امری شناخته شده است.من جدیدا یکی از مقالات قدیمی سایت در مورد دلایل نتیجه بخش نبودن تمرینهای ماورایی را مطالعه میکردم که حقیقتا موارد مطرح شده در آن بسیار درست و از عوامل بسیار مهم بود.این شد که مواردی به ذهنم رسید که عنوان کردنش و توجه به اونها میتونه مفید باشه البته امیدوارم.

سرعت گرفتن مسائل روزمره زندگی در سالهای اخیر مثل تکنولوژی یا کلا تمام روشهای زیستی برای انسان امروزه از یک طرف و معضلات مربوط به آنها در کنار تمام فایده هایشان باعث شده ما انسانها چه خوشنود چه ناخوشنود بالاجبار خودمان را کمابیش با این اوضاع وفق دهیم.امروزه زندگی کردن بدون امکاناتی مانند وسایط نقلیه یا تلفن یا اینترنت و … تغریبا غیر ممکن شده است.ما برای قرارهایمان یا اطلاع از عزیزانمان و خیلی کارهای دیگه محتاج تلفن همراه هستیم در حالیکه تا بیست سال پیش و حتی خیلی قبلتر هم قرار ملاقات یا سفر به شهری دیگر و… مانند الان جزو برنامه هایمان بود.شاید الان فکر کردن به اینکه چگونه کارهایمان را بدون این وسایل انجام میدادیم شگفت آور باشد.در واقع امروزه با این دستاوردها بشر به آسایش بیشتری رسیده ولی ناچار بوده موارد منفی آنهارا را نیز بپذیرد.در واقع آرامش کمتر شده.ذهن ما با این شرایط دائما در حال کلنجار رفتنهای درونسیت.افکاری مثل کرایه خانه-خرید مایحتاج روزانه-دید و بازدیدهای ضروری-خرید کادو-گرفتن جشن-خرید فلان اتوموبیل -مراسم سوگواری-هزینه درمان-هزینه افرادتحت تکفل و خیلی خیلی موارد ریز و درشت دیگر. دائما در حال غذا خوردن-در جمع مهمانی-در هنگام عبادت-در زمان خوابیدن و حتی درون خواب و رویاهایمان مارا محاصره کرده اند.ما بتدریج و ناخوداگاه این خیل عظیم افکار و انرژی های اکثرا بیهوده و مضر را در خود و ذهنمان ریشه دار کرده ایم.در طول روز و فعالیت و حتی هنگامی که روی کاناپه ولو شده و ظاهرا کاری نمیکنیم دائما این گفتگوها و جروبحثهای ذهنی رخ میدهند و چون عادت شده اند عموما ناخوداگاهمان آنهارا اداره میکند.در هنگام رانندگی ما لحظات زیادی در این بازی های مضر ذهنمان درگیر هستیم و واکنشهای مربوط به رانندگیمان هم اغلب در حالیکه غرق در این مسائل هستیم بدست ناخوداگاهمان رخ میدهد.زمانی متوجه چنین مشکل وحشتناک میشویم که قصد داریم مثلا تمرین مراقبه یا تمرکز ذهنی داشته باشیم.تنها در این موارد است که عمق فاجعه روشن میشود.حتی در هنگام نماز خواندن هم متوجه مشکلی نمیشویم چون عادتا این فریضه را بجا میاوریم.ولی وقتی برای رسیدن به قدرت های ماورایی تصمیم به تمرین میگیریم دقیقا تمام این مسائل را میبینیم.پس اینکه فردی از افکار و تصورات ذهنی ممتد حین تلاش برای مراقبه یا سکوت ذهنی شکوه دارد چندان غیر عادی نیست.چاره ای نیست ما باید متوجه وجود چنین مزاحمتهای ذهنی بشویم تا بتوانیم علیهشان اقدام کنیم.فرض کنیم ما میخواهیم مراقبه روی چاکراهایمان را تمرین کنیم چند ثانیه متمرکز روی کارمان هستیم ناگهان افکار هجوم میاورند دوباره آنهارا کنار زده چند ثانیه متمرکز شده و بازهم همان اتفاق می افتد.پس تصمیم میگیریم روی نفسهایمان متمرکز شده یا از روشهای تمرکز فکر و خلاء فکری مختلف برای رسیدن به وضعیت ذهنی پایدار استفاده کنیم.در اینجا من به تجربه یکسری مواردی را که برای موفق شدن در خلاء فکری یا تمرکز و یا فرو رقتن در حالت سکوت ذهنی که کلید اصلی موفقیت میباشد را یافته ام مطرح میکنم که امیدوارم برای شما هم راهگشا باشد.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - پرواز روح (نوشته اردشیر)

اولین کار که باید بکنیم اینست که هیچگاه عادتا تمرینات را انجام ندهیم.من سالها بود که قبل از خواب شبانه مراقبه میکردم ولی با این وجود آن نتایج مهم را از آن نگرفتم.قطعا این همه مدت تمرین کردن باید مرا به جادوگر تبدیل کرده بود.ولی متوجه شدم این همه مدت من از روی عادت این کار را میکردم و فقط وقتم را تلف کردم.جمله خوبی را ادمین محترم در مطلب مورد اشاره ام ذکر کرده اینکه ما فکر میکنیم مثلا مشتاق تجربه خواب روشن هستیم و داریم تمرین میکنیم ولی در واقع برای ما مسائل دیگر زندگی اهمیت بالاتری دارد.واقعا همینگونه است.گول یک اشتیاق سطحی را نخورید.با کمی تفکر میشه فهمید که چقدر این تجربه رو میخوایم.تمرین روزانه تان اگر مانند من از روی عادت بوده که تکلیف روشنه ولی اگر در هر تمرینمان ما مشتاقانه به استقبالش برویم هیچگاه هر دو روز تمرین حتی اگر تمرینی واحد باشد برایمان تکراری نیست.
در مرحله بعد ما با اوصاف بالا شروع به تمرینی فعالانه میکنیم یعنی دقیقا میدانیم چه میخواهیم و هیچ قسمت را بی اهمیت تلقی نمیکنیم.مثلا من برای ریلکس شدن بدن هر شب چند دقیقه عضلاتم را منقبض میکردم تا به وانهادگی بیشتری برسم.حداقل سه دفعه و هر دفعه ده ثانیه باید این کار رو میکردم ولی همیشه یه بار یا نهایتا دوبار برای چند لحظه مجبوری اینکارو میکردم و زود ازش رد میشدم.
تو سه چهار سال اخیر هم تا شروع به توجه ذهنی به وانهادگی بدنم از پایین تا بالا میکردم قبل از رسیدن به انتهای عمل در خواب فرو رفته بودم.با این جور تمرین کردن خیلی باید خوش شانس بوده باشم که همین تجارب گهگاهیم نصیبم شده.

از یه جا استپ کردم چند شب این مثلا تمرین کردنارو متوقف کردم.جالبه چون انقدر بهشون عادت کرده بودم که احساس غم داشتم انگار که لالایی قبل از خواب رو از دست داده باشم.
خلاصه چند روز اصلا به ماورا فکر نکردم.تا اینکه دوباره وقتی که عادت قبلی از سرم افتاد از نو شروع کردم.این مورد خیلی مهمه
حالا فرض میکنیم شما یا مثل من عادتا تمرین نمیکردین تا حالا یا اگرم میکردین متوقفش کردین یه هفته و از نو میخواین شروع کنین

حالا که قاطعتر و آگاهانه تر شروع میکنیم متوجه دردسرا میشیم.میبینیم اصلا تمرکز فکر نداریم یا هرچی پس میزنیم بازم به خودمون میایم میبینیم ای بابا چند لحظس که ذهنم منحرف شده دوباره.من دیدم روشهای رسیدن به تمرکز و خلاء ذهنی دو دسته ان.ولی یه تفاوت خیلی ظریف و نامحسوسی بینشونه که بهش توجه نمیکردم.مثلا تمرکز کردن به دم وبازدم که یکی از روشهای معمول برای تمرکزه. این روش اگه مثل من اوضاع فکریتون تو این چند سال حسابی پراکنده و مغشوش باشه همچین نتیجه ای نمیده.چون هر دم حداقل پنج شماره و پنج ثانیس بازدمم کمی بیشتر ازون.حفظ آگاهی روی دم و بازدم چند ثانیه ای برام جواب نمیداد( شاید تعجب آور باشه ولی مسائل سالهای اخیر بقدری خرد کننده بود که من کاملا تسلطم روی ذهنم از بین رفته بود)یه روز که اومدم برای خسته کردن چشمها و بسته شدنشون تو اول تمرین کار کنم تصمیم گرفتم سریع پلکهای چشمم رو در حالیکه نگاهم به مرکز دو ابرو خیره بود بازوبسته کنم تا جایی که دیگه نتونم یا بزور بازشون کنم دیدم باعث میشه ناخوداگاه مجبور باشم به تمرکز کردن روی این کار.طوری که اگه دائما متمرکز نباشم تو توالی کامل اون خلل وارد میکنه یعنی سه بار تند پلک میزدم و حواسم پرت میشد میدیدم چند لحظس پلک نزدم یا پلکم بسته مونده.جالبیش این بود که خیلی راحتتر دوباره تونستم به مدت بیشتری آگاهیمو روش برگردون.بعد از دو سه دقیقه یا کمی بیشتر دیگه راحت حواسم روی انجام درست تمرین متمرکز موند .بعد از دو سه روز هم چند دقیقه که انجام دادم دیگه بزور چشامو باز و بسته میکردم چشارو بستم و خیلی زود به خلسه متوسطی وارد شدم و از طرفی تمرکز فکریم بیشتر شد.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - دیدن هاله (نوشته نرگس)

نتیجه: تو روشهای تمرکز فکر اونایی که وقفه زمانیه کمتری تو تکرارشون هست هم راحتتر و هم سریعتر ذهنو متمرکز میکنن.تو روش دم و بازدم گفتیم حفظ آگاهی در مجموع یک بار کامل دم و بازدم حداقل ده ثانیه میشه ولی تو روش پلک زدن ممتدتو هر ثانیه دو یا سه بار میشه پلک چشمارو باز و بسته کرد.روش صحیحش اینه که سرعت باز و بسته کردن به حدی باشه که تو هر بار پلک کاملا باز و بلافاصله هم کاملا بسته شه نه اینکه نصفه نیمه.کلید اصلی تو همین قسمته چون برای انجام کامل این کار ذهنتون دائما مجبوره درگیر عمل باشه و هیچ فرصتی نداره هرز بپره.ولی تو دم و بازدم ده ثانیه زمان خوبی برای جفتک زدنش داره.

توصیه میکنم یه مدت تمرینات مشابه پلک زدن رو انجام بدین و بعد که ذهنتون رام شد برید سراغ تمریناتی با محدوده زمانیه بیشتر.یسری تمرینهای مشابه رو هم میگم:
!) انگشتان دستتون رو باز نگه دارین بعد سعی کنید با یه ریتم یکنواخت و آهسته دو انگشت اشاره و شصت رو به هم نزدیک کنید وقتی چسبیدن به طور معکوس برید.بقدری آهسته این کار رو انجام بدید که ذهنتون مجبور باشه دائم روش متمرکز باشه ( توجه کنید آهسته + یکنواخت با شتاب یکسان تماما) البته بنظر من این روش گرچه خیلی موثره ولی مثل روش پلک زدن راحت نیست.چون کمی برای متمرکز موندن بهتون فشار میاره ولی عالیه
۲)برای حفظ تمرکز و یا خلاء فکری طبیعتا عامل زمان مطرحه مثلا ده ثانیه یا یک دقیقه بدون وقفه خلاء کامل داشتن.من متوجه شدم که اگه این اعداد رند نباشن عالیه.مثلا پنج یا ده یا بیست اینا رنده. ولی بیاین ذهنی بگین من میخوام چهار ثانیه یا نه ثانیه به چیزی فکر نکنم یا فقط به فلا ن چیز فکر کنم.در مورد این بند سه تا نکته بد نیست گفته شه.اول این که چرا اعداد سه یا چهار یا نه و از این قبیل رو تاکید میکنم دلیل موجهی داره ولی اگر بدونید تاثیرش شاید کمتر بشه.من نمیگم کسی نمیدونه یا نمیتونه دلیلشو بفهمه.شاید خیلیاتون سریع دلیلش رو فهمیده باشید یا اینکه از قبل بدونید.ولی افرادی که نمیدونن احتمالا بیشترین نفع رو ببرن.پس اگر نمیدونید بهتره کنجکاو نشید تا بفهمیدش.مطمئن باشید خیلی از دوستان داناتر از من و نیز مسئولین سایت اینارو میدونن و اگه روشهای ذکر شده اشتباه باشه نشر نمیدنش.کتابی هست با عنوان رهایی از دانستگی البته من نخوندمش و نمیدونم موضوعش چیه ولی تیتر خوبیه گاهی برای اوج گرفتن حتی از دانش و دانستن هم باید رها شد.لخت و عریان و بدون هیچگونه ((من)) بودنی.درست مثل مرگمون.مایی که عمری تلاش کردیم و به مادیات یا همسر و فرزند حتی خوبش و مادیات از راه حلالش رسیدیم یا عمری پوشش کامل داشتیم و ماخوذ به حیا بودیم بعد از مرگ چجوری میریم؟ بدون اینکه خونمون یا پولمون با رفتن ما ازشون کم بشه بدون اینکه کسی حتی اولادمون حاضر بشه یه ساعت از عمرش کم بشه ولی ما یه سال دیگه وقت بگیریم اصلا توانشم ندارن.ما که جلوی پدر مادر احیانا با رکابی یا تاپ رومون نمیشد حاضر بشیم حالا لخت و پتی با تشکیلاتی در معرض دید افراد آشنا و غریبه میشورنمون بعدشم با یه پارچه سفید شکلات پیچمون میکنن.تو این وضعیت یه دست از امواته آماده خاک کردن نه دکترش مشخصه نه رفتگرش نه هیکل قویت مهمه نه نحیفت.اگر بشه درونا به این هیچ نبودن برسیم رستگاریم(ضد حال بود :-)( ولی به فکرش باید بود )
اگر میخواین مثلا به سکوت کامل ذهن برسید که واقعا شاه کلیدیه واسه خودش اگه یسره با قصد انجام یه سکوت ذهنی کامل تمرین کنید چند سال هم که سعی کنید ذهن راه نمیده بهتون.باید ذهن رو مجاب کرد یعنی ذهنا بگید من فقط میخوام یه بار برای مثلا زمان چهار یا شش ثانیه به هیچی فکر نکنم.شاید انجامش آسون بنظر میاد ولی یادتون باشه ممکنه تو همین چند ثانیه هم بدون اینکه متوجه بشید درست عمل نکنید راز این روش تو لحظه حال بودن و هشیاری کامل روی هر صدم لحظه به لحظتون روی خلاء فکریه حتی همین چهار ثانیه.بعد از مدتی کم کم تایمش رو بیشتر کنید.ذهنتون هم دیگه وقتی تو چند ثانیه و تمرینات اول گول خورد یا خر شد دیگه رام شده و راه میاد.میتونید هنگام تماشای فیلم یا هر شرایطی که یه جا نشستین و ساعت دیواری یا هر ساعتی تو دیدتون باشه با نگاه کردن به ساعت و عقربه ثانیه شمار انجامش بدین.من این روش رو سالها قبل برای قانون جذب و ایجاد خواست خالص و حالت ارتعاش بالا انجام میدادم که فوق العاده بود.نکته بعدی اینکه با تمام نتایج اغوا کننده و جالبی که خلاء کامل فکری داره دقت کنید که حتی اگه به پیشرفتی برسید که مثلا یک دقیقه هیچ فکری در ذهنتون نباشه احتمالا اتفاق خاصی نیفته تا زمانیکه این خلاء یک دقیقه ای رو بارها تکرار کرده و همچنین زمانشو هم بالا ببرین.در واقع یه مرحلش رسیدن به توانایی بی فکری کامله و یک مرحلش هم تکرار اونه برای چند روز یا چند هفته.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا – موج انرژی منفی که به من وارد شد (نوشته علی)

قطعا با یک بار انجام روشهای فوق با رعایت شرایطی که ذکر شد میتونید وارد مسیری بشید که تهش قطعا رهایی از افکار پوچ دائمیه که خیلی انرژی و نتایج مفید رو روزانه از ما میگیره.حتی میتونید با کد یا فرمول بالا خودتون روشهای تمرکزیه بیشتری پیدا کنید.

موفق باشید.

 

 

مقالات مرتبط

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
مسئول روابط عمومی و پاسخگویی به نظرات.
اشتراک
اطلاع از
guest

5 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
M.v
عضو
3 سال قبل

سلام سینا جان
ممنونم از الطافت.در مورد اعداد و اذکار حرفت درسته منم اتفاقا یاد شماره های خاص در اذکار افتادم احتمالا یکی از دلایلش همین باشه.چون در چنین مواردی هر چه روشها و شماره اعداد نامانوستر باشه برای ما و ذهن جادویی تره انگار و ایمانمون به کارایی عمل بیشتر میشه

M.v
عضو
3 سال قبل

سلام سینا جان
مطلب خوبیو اشاره کردی.علم ابجد قطعا در متافیزیک کاربرد داره و ذکر به تعداد ابجد کلمه تاثیر داره ولی نظر من اینه که بهتره سرخود مثلا نیایم بگیم خب من ذکر یا علی یاعظیم رو هر شب به تعداد ابجدش میگم تا فلان پیشرفتو کنم.این مبحث علم خاصی تو متافیزیکه که دارای شرایط متعددیه که عموما ما بی اطلاعیم.و کوچکترین خطا میتونه نتیجه بدی داشته باشه

مهدی
مهمان
مهدی
3 سال قبل

سلام برای خاموشی ذهن تمرکز بیشتر دوتا روش هست که خیلی کمک میکنن
یکیش اینه به اهنگ های بی کلام گوش کنید
و روش دیگریم اینه هر ذکری که دوست دارید بگید
این دوتا خیلی کمک میکنن

رفتن به نوار ابزار