قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه وسواس یا OCD
تجربه مربوط به روان – تجربه وسواس یا OCD (ترجمه شده)
سپتامبر 11, 2020
تجربه ماورا
تجربه ماورا – خشم شیطان در خواب (نوشته علی خانی)
سپتامبر 25, 2020

چرا کودکی خود را به یاد نمی آوریم؟

فراموشی کودکی

فراموشی کودکی

چرا کودکی خود را به یاد نمی آوریم؟

بسیاری از ما در حالت عادی نمی توانیم به خوبی دوران کودکی خود به ویژه زمان نوزادی تا ۳ الی ۴ سالگی را به یاد بیاوریم. در حقیقت بیشتر مردم معمولا خاطرات کمی از سنین قبل از ۷ سالگی خود دارند. وقتی هم که خاطره ای از آن زمان به یاد آورده می شود ممکن است نتوانیم واقعی بودن آنها را تشخیص دهیم. شاید این خاطرات بر اساس گفته های دیگران و مشاهدات عکس های آلبوم قدیمی بعدا شکل گرفته باشند.

از یاد بردن خاطرات دوران کودکی پدیده ای است که بیش از یک قرن، ذهن دانشمندان را به خود مشغول ساخته و هنوز هم درک کافی از آن نداریم.

شاید اولین دلیل منطقی که به ذهن ما می رسد این باشد که یک کودک هنوز حافظه کامل را به دست نیاورده است. ولی نوزادانی که حدودا ۶ ماهه هستند می توانند هم حافظه کوتاه مدت که تا چند دقیقه طول می کشد داشته باشند و هم حافظه بلند مدت که از چندین هفته تا چند ماه در ذهن آنها باقی می ماند.

البته توانایی حافظه در کودکان کم سن مانند افراد بالغ نبوده و در حال توسعه است. در حقیقت شاید تغییرات شدید در فرآیندهای ابتدایی حافظه موجب از دست رفتن خاطرات نوزادی و کودکی می شود. در طی این فرآیند بخش های متعددی از مغز دچار تغییرات شده و قدرت حافظه را تحت تاثیر قرار می دهد. برای مثال به نظر می رسد بخش هیپوکامپ مغز که مسئول حافظه است تا سن حداقل ۷ سالگی به نمو خود ادامه می دهد. از آنجا که کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان خاطرات بیشتری از سنین کم خود دارند بنابراین شاید مشکل، بیشتر در حفظ خاطره باشد تا قدرت شکل گیری آن در مغز.

البته این تمام ماجرا نیست. فرضیه دیگر می گوید زمان که قدرت تکلم در کودکان تقویت می شود خاطرات آنها بهتر به یاد می ماند. برای مثال در یک تحقیق، از گروهی از کودکان کم سن در مورد تصادفات و آسیب های سنین قبل خود سوالاتی پرسیده شد. کسانی که این تجارب را در بالای ۲۶ ماهگی داشته اند و در مورد آن با دیگران صحبت کرده اند این خاطرات را حدودا تا ۵ سال بعد هم به یاد داشته اند ولی اگر این حوادث در زیر ۲۶ ماهگی آنها رخ داده بود مسلما نمی توانستند در آن زمان در مورد آنها صحبت کنند پس یا آن خاطرات را یا فراموش کرده بودند و یا به یاد نمی آوردند. این می تواند ثابت کند که خاطرات قبل از شروع تکلم می تواند در صورتی که به زبان تبدیل نشود فراموش گردد.

فرضیه دیگر برای فراموشی خاطرات کودکی این است که مغز در آن سنین در حال از بین بردن ارتباطات غیرضروری و ناکارآمد مغز است. به همین دلیل تغییراتی عصبی با کاهش تعداد سیناپس ها یا ارتباطات بین سلولی مغز دیده می شود. این کار به منظور ایجاد ارتباطات سیناپسی موثرتر است که البته به موجب آن ممکن است برخی خاطرات از دسترس خارج شود. در این فرآیند هم ممکن است ارتباطات با یک سلول عصبی قطع شود و هم آن سلول طی مرگ برنامه ریزی شده از بین برود. از آنجا که این پروسه در بزرگسالی به شدت کاهش پیدا می کند بنابراین ما خاطرات بزرگسالی را بهتر در حافظه نگه می داریم. اگر یک خاطره در کودکی دارای بار عاطفی زیاد باشد ممکن است سلول های عصبی نگه دارنده آن همچنان فعال بمانند و ما آن خاطره را به یاد بیاوریم.

با هیپنوتیزم بازگشت به زمان گذشته این امکان وجود دارد سلول های عصبی که زمانی کنار گذاشته شده اند و ارتباطات بین سلولی با آنها قطع شده است مجددا قادر به ایجاد برقراری ارتباط شده و بتوانیم خاطرات دوران خاصی از کودکی را به یاد آوریم. همین فرآیند در هنگام ایجاد فراموشی توسط هیپنوتیزم به طور معکوس انجام می شود یعنی از دسترس خارج کردن سلول های عصبی مربوط به آن خاطره به طوری که دیگر مغز قادر به دریافت اطلاعات آن به صورت هوشیارانه نباشد.

 

 

6+
نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...
اشتراک
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار