

هر چند که موضوع پیش نویس زندگی موضوعی مفصل در علم روانشناسی به خصوص در بخش تحلیل رفتارهای متقابل دارد ولی سعی می شود مختصرا در مورد آن مطالبی در این پست گنجانده شود و تا حد امکان ساده نویسی شود.
هر کودکی در مراحل اولیه زندگی خود، داستانی را برای زندگی اش به طور ذهنی تصور می کند و با افزایش سن، این داستان شاخ و برگ پیدا کرده و بیشتر آن تا سن هفت سالگی تمام می شود. البته قرار نیست این داستان زندگی را تا پایان زندگی حفظ کنیم و طبق آن عمل کنیم بلکه می توانیم در دوران بزرگسالی تغییراتی در آن ایجاد کنیم. ولی این حقیقت غیر قابل انکار است که سرنوشت بزرگسالی ما عمدتا در دوران کودکی و تفکری که در آن زمان داشته ایم رقم خورده است. برای مثال اگر کودکی برای مدتی تنها بماند به خاطر ذهن اغراق گری که دارد این طور تصور می کند که تا ابد تنها خواهد ماند. بنابراین در بزرگسالی هم رفتارهایی نشان می دهد که موجب دوری افراد دیگر از او شده و واقعا تنها باقی بماند.
این داستان یا پیش نویس زندگی کاملا به صورت ناآگاهانه در ذهن ما نوشته می شود. متاسفانه با وجود آنکه از جزئیات چنین داستانی که در کودکی در ذهن ما نوشته شده آگاه نیستیم ولی ممکن است تا آخر عمر به آن وفادار باشیم و طبق آن زندگی کنیم. این داستان زندگی در ذهن کودک دارای شروع، وسط و پایان است و ممکن است در بیشتر کارهایی که در بزرگسالی انجام می دهیم همان الگو پیاده شود.
دانستن پیش نویس زندگی هر فرد می تواند به درمان روانی او کمک کند. از طریق آن است که متوجه می شویم چرا فرد عادت دارد در زندگی خود بی هیچ دلیلی مشکل تراشی کند و یا ایده های بکر برای حل مشکلات خود پیدا کند. برای مثال فردی در پیش نویس زندگی خود به خاطر تجارب تلخ کودکی این طور تصمیم گرفته که پدر او فرد ظالمی است. او در بزرگسالی ممکن است این موضوع را به همه مردان هم تعمیم دهد و همه مردان را ظالم فرض کند و بدون آنکه خود بداند یک مرد ستیز تمام عیار باشد.
کودک به طرح پیش نویس زندگی می پردازد زیرا جهان اطراف خود را ناامن و وحشتناک می داند و لازم است برای ادامه بقای خودش بهترین روش زندگی را انتخاب کند. گاهی در سنین بزرگسالی چنان به این پیش نویس اعتقاد داریم و هر چیزی مغایر با آن باشد را نادیده می گیریم و واقعیت را تحریف می کنیم تا همه چیز مطابق پیش نویس زندگی ما باشد. در مثال قبل که در مورد ظالم خواندن تمام مردان بود ممکن است فرد حتی اگر با مردی دلسوز و مهربان رو به رو شود او را شیاد و هنرپیشه ای برای فریب او بخواند و تصور کند در پشت چهره آن فرد همان مظهر ظالم بودن قرار دارد بنابراین بدون دلیل معینی با بدبینی تمام از همه مردان دوری می کند.
ما نسبت به پیش نویس زندگی خود به طور ناآگاهانه دارای تعصب هستیم و به دنبال جمع کردن واقعیت هایی هستیم که فرضیات دوران کودکی ما را مهر تایید بزند و هر چه مغایر با آن باشد را انکار می کنیم.
ممکن است برای حفظ پیش نویس زندگی خود یک قدم فراتر گذاشته و در بزرگسالی در روابط خود با افراد دیگر، همان نقش کودک و والد را بازسازی کنیم و البته این کار به صورت ناآگاهانه صورت می گیرد و معمولا یک طرف نقش کودک و دیگری نقش والد را بازی می کند.
البته ما همیشه مجبور به پیروی از پیش نویس زندگی که در دوران کودکی طرح ریزی کرده ایم نیستیم و روزی به این تفکر می رسیم که روش های قدیمی بازدهی چندانی ندارند و باید روش ها و ایده های جدیدی را برای رویارویی با مشکلات یاد بگیریم و به استقلال برسیم.
شیوه های تحلیل رفتار متقابل به ما کمک می کنند تا بتوانیم معایب پیش نویس زندگی خود را شناسایی کرده و از نو برای خودمان تصمیم بگیریم و به استقلال برسیم و با دید بزرگسالانه به حل مشکلات بپردازیم.
ممنون از مطلب خوبتون .
من چون دوران کودکیم تنها بودم وکسی هم سن سال خودم نبود که باهام بازی کنه فکر میکنم که الانم که تنهام به خاطر همون افکار دوران کودکیم هست حالا آیا راه حلی هم هست برای عوض کردن این پیشنویس زندگی مثلا من بخوام مثل قبل تنها نباشم توجمع های مختلف بایدچیکار کنم؟آیااستفاده ازجملات تاکیدی تاثیر داره؟
سلام. در مورد سوال شما مطلبی رو به سایت فرستادم که بعد ار تایید شدن میتونید بخونید. البته موضوع ادامه داری هست و ممکنه چند تا پست دیگه هم در موردش بنویسم…
https://www.arnusha.ir/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%af%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a7%d8%ac/