قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
گوسفند
آنها گوسفند هستند! نقد جمله معروف در کودکی
مرداد ۹, ۱۳۹۷
سوء استفاده
سوء استفاده های عاطفی بین زوجها
مرداد ۹, ۱۳۹۷

میزان توقع از افراد برای سپاسگزاری و خدمت به ما

سپاسگزاری

سپاسگزاری

میزان توقع از افراد برای سپاسگزاری و خدمت به ما

انتظار بیش از حد برای شنیدن تشکر

برخی از افراد متاسفانه وقتی کوچکترین کار خیر را انجام می دهند انتظارات بیجایی در آنها شکل می گیرد و فکر می کنند که فرد مقابل باید جلوی آنها زانو زده و آنها را تا ابد ستایش کند.

برای مثال فردی چند لوازم آرایش بی کیفیت را برای خواهرزاده اش از خارج آورده بود. از وقتی با دستان لرزان آن را به خواهر زاده اش داد مدام انتظار دارد که آن دختر بیچاره هر بار که او را میبیند به خاطر آن لوازم آرایش از او تشکر کند و دولا راست شود. دایی او مدام سر سفره غذا در مورد آن لوازم آرایش صحبت می کرد و اینکه چه کیفیت خوبی دارد و قیمتش گران بوده. واضح بود که مدام دارد منت می گذارد و انگار اولین بارش بود برای کسی چیزی میبرد.

دو ماه بعد که خواهرزاده اش را دید از او پرسید آیا از آن لوازم آرایش راضی است یا نه؟ دخترک که از منت گذاشتن های او کلافه شده بود به دروغ گفت آن لوازم همان روز از دستش افتاده و شکسته و در نهایت به سطل آشغال ریخته است! از آن پس از منت گذاشتن های دایی اش خلاص شد.

وقتی به کسی خوبی می کنید چه انتظاری از او دارید؟ آیا انتظار شما معقول است؟ آیا بخشی از آن مربوط به انجام وظایف شما نمی شود؟ اگر کسی به خودتان آن خوبی را می کرد تا چه حد از او تشکر می کردید؟ اگر آن لطف را در حق آن شخص انجام ندهید چیزی از او کم میشود و لنگ شما مانده است؟

اگر حس می کنید خود به خود حس منت گذاشتن در شما ایجاد می شود یکی از دلایل آن بخل روحی و عجیب بودن خوبی کردن برای ذهن شما است. اولین بارهایی که صدقه می دادید را به یاد آورید. تصور می کردید با دوزاری که داخل صندوق صدقات انداخته اید دروازه های بهشت بر شما باز شده و با آن پول قرار است کره زمین دگرگون شود و فقیران از خوشحالی بال در بیاورند!!! ولی وقتی به صدقه دادن عادت کردید تنها در لحظه انداختن پول به داخل صندوق حس خوبی پیدا کرده و چند ثانیه بعد فراموش می کنید چه کار کرده اید. در واقع وسع روحی شما بیشتر شده و جنبه تان بالا رفته و کمتر اسیر منت گذاشتن و بزرگ دیدن کارهای کوچک خود میشوید.

بنابراین خوبی کردن به افراد را تمرین کنید تا بخشی از عادت شما شده و دیگر آن کارها را عجیب و بزرگ و شایسته منت گذاشتن نبینید. اگر هم قرار است کاری بزرگ برای کسی انجام دهید که از وسعتان خارج است و باعث ایجاد غرور بسیار و منت گذاشتن عظیم میشود اصلا بی خیال آن کار شوید و اندازه دهان خود لقمه بردارید. از چیزهای کوچکتر شروع کرده و کم کم جنبه خودتان را بالا ببرید. مردم را به خاطر کارهای نیک خود کچل نکنید به طوری که آنها به غلط کردن افتاده و آرزو می کردند ای کاش شما کار آنها را راه نمی انداختید.

همچنین بخوانید:   چگونه روز به روز آرامش بيشترى حس كنيم؟

تمرین:

یکی از خوبی هایی که به بقیه کردید و به نظرتان زندگی طرف را تغییر داده و خیلی احساس غرور می کنید را به یاد آورید. از یک تا ده به این خوبی که کردید نمره دهید. عدد یک برای وقتی که آن خوبی را کوچک ببینید و عدد ده برای اینکه فکر کنید خیلی کار شاخی انجام داده اید. البته فعلا بهتر است چیزی را انتخاب کنید که برایتان در حد عدد ده باشد. اکنون در مورد آن به سوالات زیر پاسخ دهید:

– اگر آن کار خوب را نمی کردید برای آن شخص چه اتفاقی می افتاد؟
– آیا ممکن بود خودش مشکلش را طور دیگری حل کند؟
– اتفاقی که در زندگی او افتاد چه قدر مهم است؟ احتمالات را کنار بگذارید و نگویید حالا او را به فلان جا رساندم پس احتمال دارد در آینده به فلان چیز هم برسد. ممکن است نرسد!!).

– حالا از یک تا ده به همان خوبی ای که در حق فلانی کردید نمره دهید. احتمالا باید کمتر شده باشد و یا کلا دیگر دلیلی برای منت گذاشتن نبینید.

مثال: علی به دوست خود جزوه های کنکورش را داده بود و باعث شده بود دوستش رشته زمین شناسی قبول شود. او فکر می کرد کار بزرگی انجام داده. ولی آیا دوستش نمی توانست جزوه ای دیگر پیدا کند؟ آیا بهتر نبود که دوستش اصلا جزوه او را قبول نمی کرد و منابع بهتری می خواند تا در رشته پولسازتری قبول شود؟ از کجا معلوم که دوستش الان وارد کار آزاد نشده باشد و در آن رشته اصلا کاری پیدا نکرده باشد. بنابراین نه خیری از آن جزوه ها به او رسیده و نه رشته ای که خوانده.

مثال دیگر: مریم دوستش را سر راه با ماشین به خانه می برد. او خیلی در دلش سر دوستش منت می گذاشت که آره دارم او را مفت با ماشینم میرسانم و دیگر نیازی به دادن کرایه ندارد. آیا دوستش لنگ ماشین مریم است؟ آیا آن مسیر تاکسی یا اتوبوس ندارد؟ مگر چه قدر هزینه کرایه ماشین یا اتوبوس میشود؟ آیا خرج کردن برای کرایه تاکسی باعث فقر دوستش می شود؟ آیا سوار شدن دوستش به داخل ماشین مریم باعث سوراخ شدن اتوموبیل می شود؟ وقتی راه یکی است چه فرقی دارد دوستش هم با او بیاید؟ آیا اگر پنج دقیقه در راه معطل شود تا دوستش را برساند باعث اتلاف وقت او شده و دیگر نمیتواند در خانه آپولو هوا کند؟

همچنین بخوانید:   25 درس زندگی که لازم است زودتر آنها را بدانیم

بسیاری از چیزهایی که ما به آنها مفتخر هستیم و حس میکنیم کار مهمی برای دیگری انجام داده ایم تنها یک توهم ذهنی است و ممکن است واقعا آن قدر مهم نباشد. چه بسیار افرادی که در جهان موسسات خیریه می سازند و یا اهدای عضو انجام داده و مثلا یکی از کلیه های خود را به بیماران می بخشند ولی هنوز حس می کنند کار کمی انجام داده اند!

ناسپاسی ذاتی

برخی از افراد کلا طوری بار آمده اند که ناسپاس باشند و انگار در کودکی به آنها واژه متشکرم یاد داده نشده است. آنها ممکن است از کارهای خوب شما خوشحال و متاثر شوند ولی نتوانند به نحو شایسته ای از شما قدردانی کنند زیرا چنین چیزی به آنها یاد داده نشده است. حتی برخی از افراد خجالت می کشند از شخص مقابل تشکر کنند و چنین افرادی واقعا وجود دارند.

برای مثال دوستم از فامیل خود خواست که مطلبی را برایش ایمیل کند. وقتی برایش ایمیل مربوطه آمد هیچ جوابی به آن نداد و حتی تشکر هم نکرد. سالها بعد فامیل او به صورت کنایه وار این عدم قدردانی او از ایمیل فرستاده شده را در جمع گوشزد کرد و وقتی در خفا از دوستم پرسیدم علت بی محلی او به محبت فامیلش چه بوده در جواب گفت که خجالت کشیده است تشکر کند چون در فامیل همه معمولا فقط سر به سر هم میگذارند و اگر کسی چنین جملات با کلاسی را بگوید به او می خندند سر همین نتوانسته بر خجالتش غلبه کند و جملاتی را برای تشکر از او بگوید.

متاسفانه برخی خانواده ها از ابتدا مهر و محبت و بیان احساسات را به فرزندان خود آموزش نمی دهند و تصور می کنند که این کارها نوعی لوس بازی است. با گذر زمان نوعی سردی عاطفی بین فرزندان پدید آمده و ابراز احساسات را عیب و عجیب می دانند.

لازم به ذکر است که در افراد کم سن و سال معمولا قدردانی کمتر مشاهده می شود و این را میتوان به حساب ناپختگی و سادگی بیش از حد آنها گذاشت.

همچنین بخوانید:   امکان شهود کاذب در رویاها

آیا فردی که پولدارتر است می تواند کار خیر بیشتری کند و باید مدام از او انتظار داشت؟

برخی تصور می کنند که اگر شخصی پولدار باشد و کار خیر مالی انجام دهد هنر نکرده است و باید مدام به ما کمک کند. ولی حتما خودتان به شخصه افرادی را می شناسید که پول آنها از پارو بالا می رود ولی ذره ای برنج هم به کسی نمی دهند! کسی را به خانه شان راه نمی دهند و هیچ هدیه ای به کسی نمی دهند! انگار رابطه مستقیمی بین خساست و میزان ثروت آنها وجود دارد. انگار ثروتشان را از راه خسیسی و خرج نکردن به دست آورده اند و هیچ بذل و بخششی هم ندارند.

در عوض افرادی را می بینیم که از طبقه متوسط و حتی فقیر جامعه بوده اما به اندازه وسع خود برای نیازمندان کنار می گذارند و مدام در حال کمک کردن به دیگران اند.

بنابراین میزان ثروت شما نقش چندانی در خیر رساندن به افراد دیگر ندارد و همه چیز به میزان بخشش و دلسوزی شما برای همنوعانتان دارد. منتها ممکن است میزان بخشش فرق کند و مسلما یک نفر از یک طبقه متوسط اجتماعی نمی تواند یک بیمارستان خیریه بزند ولی مهم این است که اگر چنین ثروتی داشت حتما به این کار خیر هم دست می زد ولی تضمینی نیست که هر کس که پولدار شد چنین کار خیری کند.

مقالات مرتبط

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار