

حتما در مورد قانون جذب مطالب زیادی رو خوندید یا شنیدید. قانونی که میگه ما به هر چیزی که عمیقا فکر کنیم و باور داشته باشیم و باهاش هم فرکانس بشیم اون رو به خودمون جذب میکنیم. ولو چیزهای منفی.
مثلا اگر فردی مدام در ذهن خودش تصور جذب پول زیاد رو داشته باشه و روزی چندین دقیقه به ثروت مند شدن خودش فکر کنه موقعیت های ثروت زای زیادی رو به خودش جذب میکنه و پولدار میشه.
اما آیا واقعا چنین چیزی ممکن هست یا نه؟
از اونجا که فردی تجربه گرا هستم و تا چیزی رو خودم تجربه نکنم باور نمیکنم بنابراین از نقطه نظر چیزهایی که شخصا بهش رسیدم این قضیه رو بررسی میکنم.
تو زندگی خودم قانون جذب نه به شکل ماورایی و عجیب بلکه به شکل کاملا منطقی به تحقق رسیده. مثلا من از بچگی به یک رشته رزمی خاص فکر میکردم و دوست داشتم اون رو یاد بگیرم ولی تازه تو ایران اومده بود و امکان یاد گیریش نبود. شب و روز بهش فکر میکردم تا اینکه بعد از چند سال تونستم از اولین نفراتی در شهر خودم باشم که به اون رشته رزمی ملحق میشه. من میدونم این اتفاق رو دو جور تفسیر کنم.
۱- چون در ذهن من اون ورزش مهم بوده و باهاش هم فرکانس شده بودم پس فرکانسهای خواسته من به جهان رفته و اون ورزش منو به استاد مناسب جذب کرده و همه اینها به طور عجیب و ماورایی رخ داده.
۲- چون در ذهن من اون ورزش مهم بوده بنابراین ضمیر ناخودآگاه من اهمیت ویژه ای برای پیدا کردن مکان های مناسبی که اون ورزش آموزش داده میشده رو قائل شده و زمان قابل توجهی رو ازم گرفته تا بتونم به صورت بهینه تو اینترنت سرچ کنم و اطلاعاتی که برای یک فرد عادی مهم نیست رو پیدا کنم. در واقع همه اون اطلاعات رو میدیدن ولی ساده ازش عبور میکردن ولی چون من به اون ورزش علاقه داشتم ناخودآگاهم زوم بیشتری برای ردیابی منطقی اون اطلاعات داشته.
چیزهایی که من در مورد قانون جذب تجربه کردم بیشتر در زمره دسته دوم بوده. یعنی بحث ماورایی و جذب نامرئی در میان نبوده و صرفا به خاطر بالا رفتن تمرکز و توجه به اون مسئله، راه حل های موجود رو بهتر از بقیه جستجو کردم. شاید اگر برام مهم نبود من هم مثل بقیه از کنار اون اطلاعات به سادگی عبور میکردم.
مثال این قضیه یکی از آزمایشهای مهم در مورد قانون جذب هست که اومدن دو گروه از افراد رو انتخاب کردن و قانون جذب رو روی اونها بررسی کردن. یه گروه از اونها کسانی بودن که شم اقتصادی بالاتری داشتن و در طی تلقینات هم این طور به اونها قبولانده شد که میتونن بهتر از بقیه پول دربیارن. گروه دیگه کسانی بودن که در پول در آوردن ضعیف بودن و انگار پول از اونها فرار میکرد. اومدن سر راه اون دو گروه به طور مخفیانه، اسکناسهایی رو روی زمین قرار دادن و ازشون فیلم گرفتن. دیدن گروهی که باور داشتن پول به سمت اونها جذب میشه خود به خود متوجه وجود اون پول در سر راهشون شدن و برش داشتن ولی گروهی که باور کرده بودن پول از اونها فرار میکنه هرگز متوجه وجود اون اسکانس بر سر راهشون نشدن.
ضمیر ناخودآگاه ما همه چیز رو میبینه. اگر چیزی براتون مهم باشه اون رو به شما نشون میده و گوشزد میکنه و اگر براتون مهم نباشه اصلا اون اطلاعات رو به سطح آگاهی شما نمیرسونه. اگر پول برای شما مهم نباشه حتی اگر یه بسته قلمبه اسکانس هم سر راهتون باشه با وجودی که ناخودآگاهتون متوجه اون میشه ولی اصلا به روی شما نمیاره چون فهمیده که براتون مهم نیست ولی اگر بدونه که شما دنبال پول هستید و براتون مهمه اون وقت اگر لای درز سنگ هم اثری از پول باشه خود به خود اون رو برای شما درخشان و جذاب میکنه و شما رو به سمت اون میکشونه.
بنابراین به نظر من قانون جذب با اثر گذاری بر فیلترهای ضمیر ناخودآگاه ما فعالیت میکنه و چیز ماورایی خاصی در مورد اون ندیدم مگر اینکه بیاد روی یک سری ویژگی های ماورایی ما اثر گذار باشه. برای مثال اگر قصد داریم فردی رو به خودمون جذب کنیم خود به خود روی جذابیت هاله ما و هماهنگ کردنش با هاله انرژیکی شخص مقابل میتونه اثر گذار باشه. به طوری که دو طرف مثل آهنربا به سمت هم جذب بشن. البته بیشترش برمیگرده به اصلاح خود به خودی حرکات و کلام ما برای جذب کردن اون فرد. ولی اینکه بیایم فکر کنیم که فردی از اون ور جهان قراره به ما جذب شه و طرف خواب نما بشه و چمدان هاش رو جمع کنه و مثل سگ پاسوخته دنبال ما بیاد یک چیز مضحک هست و اغراق نمایی در مورد اثرات قانون جذبه.
چه بسیار خانمهایی رو میشناسم که با قانون جذب میخوان شوهر پیدا کنن ولی کم کم باید ظرف ترشی رو پیدا کنن. یا افرادی که هیچ فعالیتی نمیکنن و انتظار دارن قانون جذب بیاد تو کف دست اونها پول بیاره ولی فقط شپش ها جولان میدن. البته خود تمرینات قانون جذب باعث میشه شخص انگیزه بالایی برای فعالیت به منظور رسیدن به آرزوش انجام بده و اگر تلقیناتش وارد ضمیر ناخودآگاه بشه و از روش هایی مثل هیپنوتیزم استفاده بشه معرکه عمل میکنه ولی قرار نیست مثل غول چراغ جادو باشه و یک شبه شما رو از فرش به عرش برسونه.
باسلام. دو تا سوال داشتم :
۱-قانون جذب برای هر آرزویی جواب میده؟
۲-قانون جذب با خودهیپنوتیزم و هیپنوتیزم راحت انجام میشه؟ توضیح بدین
با سلام.
– برای آرزوهایی که ممکن و معقول باشد بله. ولی اینکه مثلا بخواهید برای سومین بار دندان در بیاورید خیر.
ممکنه با استفاده از قانون جذب و خودهیپنوتیزم به قدرت القای فکر رسید؟
بله می توان رسید. به طوری که بعضی از هیپنوتیزورها تنها با القای فکر کاری می کنند کسی که هیپنوتیزم شده دست یا پای خاصی را بلند کند.
چه جوری میشه با قانون جذب به قدرت القای فکر رسید؟
منظورم همون قدرت القای فکره که تو پست انواع قدرت های ماورالطبیعه، دربارش نوشته بودین
قانون جذب در مورد هم ارتعاش شدن با آرزوها و جذب پدیده های شبیه با فرکانسمان است و فکر نمی کنم خیلی ارتباطی با القای فکر داشته باشد.
به طور کلی به غیر از هیپنوتیزم از راه دور و باز شدن چشم سوم چه راه های دیگری برای رسیدن به قدرت القای فکر هست؟
با سلام. اگر تصویرسازی ذهنی شما خوب است می توانید تصور کنید طرف مقابلتان در حال انجام کار مورد نظر شماست. باید تصور شما دقیق و پراحساس باشد. اگر هم میخواهید پیامی ذهنی به او انتقال دهید قبل از خواب چندین بار او را در ذهنتان تصور کنید و با او آن فکر را در میان بگذارید. با همین فکر هم به خواب بروید.
با استفاده از مدیتیشن TM میتونم مثل یک پرنده پرواز کنم؟؟
بعد کجا میتونم بفهمم که برای نامرئی شدن باید چکار کرد؟
تا به حال کسی پرواز آنها را ندیده است و فقط در حد ادعا است. به هر حال نزدیک ترین روش برای پرواز است. توصیه میشود پرواز روح را تمرین کنید و با کالبدهای دیگرتان مثل پرنده پرواز کنید. در مورد نامرئی شدن اطلاع چندانی ندارم.