

ابلیس و شیطان دو مفهوم متفاوت هستند که اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ابلیس یک موجودیت خاص است که در ادیان ابراهیمی، بهویژه اسلام، شناخته شده است. شیطان، از سوی دیگر، مفهومی کلیتر است که میتواند به هر چیز بد و شرارتآمیز اشاره داشته باشد.
ابلیس در قرآن و روایات اسلامی، موجودی جنی است که در آغاز خلقت، از مقربین درگاه الهی بود. او از سوی خداوند به مقامی بلند دست یافت و به همراه فرشتگان، قرار بود بر آدم سجده کند. اما ابلیس، به دلیل غرور و تکبر، از سجده بر آدم خودداری کرد و به همین دلیل از درگاه خداوند رانده شد.
ابلیس، پس از رانده شدن از درگاه خداوند، به دشمن قسمخورده انسان تبدیل شد و همواره در تلاش است تا انسانها را گمراه کند و به سوی شر و فساد بکشاند.
شیطان، مفهومی کلیتر از ابلیس است و میتواند به هر چیز بد و شرارتآمیز اشاره داشته باشد. شیطان میتواند یک موجود مادی یا معنوی باشد. در برخی ادیان، شیطان بهعنوان یک موجود مستقل و مجسم تصور میشود و حتی انسانهایی که سراسر گناه هستند را هم شامل می شود. اما در برخی باورها، شیطان بهعنوان یک نیروی شرارتآمیز در جهان تصور میشود و نماد آزادی مطلق و شهوت پرستی است.
ابلیس پرستی، بهطور کلی، به پرستش ابلیس بهعنوان یک موجود خاص اشاره دارد. ابلیس پرستان، ابلیس را موجودی قدرتمند و خردمند میدانند که میتواند به انسانها کمک کند تا به اهداف خود برسند.
شیطان پرستی، از سوی دیگر، به پرستش شیطان بهعنوان یک مفهوم کلی اشاره دارد. شیطان پرستان، شیطان را نماد آزادی، قدرت، و لذت میدانند و معتقدند که باید از قوانین و محدودیتهای جامعه پیروی نکرد. آنها ممکن است حتی به خود ابلیس ایمان نداشته باشند.
تفاوتهای اصلی بین ابلیس پرستی و شیطان پرستی عبارتند از:
– ابلیس پرستی بهطور خاص به پرستش ابلیس اشاره دارد، در حالی که شیطان پرستی بهطور کلی به پرستش مفهوم و نماد شیطان و پیروی از آن اشاره دارد.
– ابلیس پرستان، ابلیس را موجودی قدرتمند و خردمند میدانند، در حالی که شیطان پرستان، شیطان را نماد آزادی، قدرت، و لذت میدانند.
– ابلیس پرستان، معمولاً به دنبال اهداف خاصی هستند، در حالی که شیطان پرستان، معمولاً به دنبال آزادی و لذت هستند.
ابلیس پرستی، همیشه به معنای پیروی از اعمال شیطانی نیست. یک ابلیس پرست ممکن است برای خودش اخلاقیاتی داشته باشد و معتقد باشد که باید کارهای خوب انجام دهد. اما این اخلاقیات، ممکن است با اخلاقیات جامعه متفاوت باشد. برای مثال ابلیس پرستانی در جهان وجود دارند که در امور خیریه شرکت می کنند. البته می توان آنها را در نوعی مسیر گمراهی دید و انگار که قیمه ها را قاطی ماست می کنند و تکلیف آنها با خودشان مشخص نیست. شاید شخصیت مستقل ابلیس برای آنها جذاب است و نه اعمال خلاف او. درست مانند افراد مذهبی که می دانند نباید گناه کنند ولی از قوانین پیروی نمی کنند. این نوع ابلیس پرستی واقعا کم است. دلیل دیگر آن می تواند نوعی عذاب وجدان باشد. شخص چون فکر می کند به ابلیس روی آورده پس باید کارهای خوب بیشتری کند تا آن گناه کفر خود را جبران کند. شاید هم خاطره بدی از مذهب خود داشته که به ابلیس روی آورده است. چنین افرادی غالبا قبل از ابلیس پرست شدن، افراد بسیار مذهبی بوده اند چون کسی که باور مذهبی نداشته باشد اصلا به ابلیس هم اعتقاد ندارد چه برسد که آن را بپرستد.
ولی شیطان پرستی، حتما با شرارت و اعمال خلاف انسانیت بسیاری همراه است. شیطان پرستان، اغلب به دنبال لذتهای مادی و دنیوی هستند و معتقدند که باید از قوانین و محدودیتهای جامعه پیروی نکرد.
این امر میتواند منجر به انجام اعمالی شود که از نظر جامعه، غیراخلاقی و غیرقانونی تلقی میشود. برای مثال، شیطان پرستان ممکن است به اعتیاد به مواد مخدر، خشونت، یا سوء استفاده از کودکان روی بیاورند.
همچنین ممکن است حتی افرادی که ابلیس را به ظاهر لعن می کنند و خود را مذهبی و عاشق خدا می دانند در عمل شیطان پرستی کنند و گناه کنند. برای مثال کسی که مال یتیم را می خورد، دزدی می کند و کارهای خلاف دیگر می کند لازم نیست حتما به ابلیس سجده کرده باشد بلکه در عمل، کار شیطانی کرده است و اختیار خود را به شیطان داده است.
انشاءالله خداوند همه ما رو از شر حملات شیطان حفظ کنه