

کاخی بزرگ با ظاهری خشن و سرد …
– اینجا دیگه کجاس !!!!
– عجله نکن . به وقتش میفهمی .
آنجا از بازار هم شلوغ تر بود . موجوداتی عجیب و حیرت انگیز در سالن حرکت میکردند . سالنی بزرگ و پر از کمد های چوبی !! از همان هایی که در مغازهء جان بود . رفتیم و در انتهای صف ایستادیم .
– این صف چیه ؟
– اول از همه باید نژادِ جادوییت رو مشخص کنیم .
– نژاد جادویی ؟
– بله . مثلا من یک جانگلر ( jungler ) هستم . هر نژاد خصوصیات خودش رو داره . مثلا من تا یکسال میتونم با خوردن چوب درخت زنده بمونم !! یا با خیلی از حیوانات ارتباط برقرار کنم . هر نژاد یه نشان داره . نشان ما جانگلر ها یک گوزن طلاییه .
– چه جالب ..! خب نژاد من هم که باید مثل پدر و پدربزرگم باشه دیگه . نیازی به مشخص کردن ندارم ..
– ببین ، همه افراد باید نژادشون ثبت شه . نژاد مثل شناسنامس و کاری به اجدادت نداره . تازه نژاد پدربزرگت خاص بود . نژادش آلتیمیت ارب ( ultimate orb ) بود که خودش سه قسمته ، سفید ، سبز و سیاه . پدربزرگت سفید بود و پدرت هم سفیده . اما یکی از خصوصیات نژاد شما اینه که متغیر هست . یعنی ممکنه تو هر کدوم باشی .
– فوق العادس ..!!! میشه بگی نشان ما چیه ؟
– نشان سفید ، یه نهنگه دریاییه . سبز ، یه گل کوهیه ، و نشان سیاه ، یه عقاب آتشینه .
– واقعا محشره ..
به اول صف رسیدیم . یک عنکبوت آن طرف میز نشسته بود . واقعا چشمهای ترسناکی داشت ..
بعد از اینکه اجازه نامه را گرفتیم به سمت یکی از کمد ها رفتیم . داخل شدیم و گذر نامه را در دریچه ی درون کمد انداختیم . با سرعتی باور نکردنی جابه جا شدیم . در کمد را که باز کردیم در اتاقی دیگر بودیم .خوشبختانه دو نفر در صف بودند . اندکی بعد نوبت ما شد و وارد اتاق شدیم . مردی قد بلند با چهره ای پوشیده پشت میزش نشسته بود .
– وقتی نزدیکش شدی زانو بزن . گورو ها ( goro ) خیلی مغرورند .
بعد از زانو زدن با اشاره ی جان دستم را روی میز گذاشتم . ناگهان گورو ، چاقویی کوچک برداشت و قبل از اینکه کاری کنم نوک انگشتم را خراش داد . از شدت درد ، فریاد زدم . ماسکش را کنار زد و فوری انگشتم را در دهانش فرو کرد و خونم را مکید . بعد با چهره ای متعجب رو به ما کرد ..
– آلتیمیت ارب سه گانه ..!!