

گاهی زمانی میرسد که تمرینات روحانی ما بیشتر از آنکه کمک کننده باشند به ما آسیب میزند. متاسفانه برخی از ما چنان تحت کنترل ایگو هستیم که ممکن است حتی هدف تمرینات ماورایی خود را فراموش کنیم و آلوده به انگیزه های مادی گرایانه کنیم.
وقتی تمرینات روحانی ما ایگو یا منیت را تقویت و به طور پنهانی بزرگتر میکنند، این امر به نام مادیگرایی روحانی شناخته میشود و این یک شکل سمی از روحانیت و معنویت است.
مادیگرایی روحانی زمانی اتفاق میافتد که مفاهیم، تمرینات و ابزارهای روحانی را برای تقویت احساس کاذب خود، یعنی ایگو، استفاده میکنیم. چرا که ایگو منبع همه رنجهای ماست و تقویت آن از طریق تمرینات روحانی کاملاً با هدف کلی مسیر روحانی در تضاد است.
همه ما، بدون استثناء، باید با خود صادق باشیم و درک کنیم که از افتادن در دام مادیگرایی روحی مصون نیستیم. همه ما ابگو داریم و مأموریت آن این است که خود را حفظ کند آن هم با هر وسیلهای که لازم باشد (شامل سوء استفاده از معنویت!).
چرا ایگو حتی وارد مباحث روحی می شود و در آن دخالت می کند؟
پاسخ این است که ایگوی ما مکانیسمهای دفاع اولیهای هستند که به ما کمک میکنند در محیطهای خود زنده بمانیم و هر کاری که بتوانند انجام دهند تا از انعدام یا نابودی خود دوری کنند. ایگو تا اندازه ای موجب حفاظت ما می شود ولی پررنگ شدن بیش از حد آن می تواند در هر زمینه ای مشکل ساز شود.
هنگامی که به دقت مسیرها و تمرینات خود را بررسی میکنیم، بسیاری از ما به راحتی میتوانیم نمونههایی از مادیگرایی روحانی پیدا کنیم. کافی است بپرسیم: “این اعتقاد/تمرین/ابزار چگونه احساس ایگو را تقویت میکند؟”
با نگاه دقیقتر، احتمالاً نمونههای بیشتری از مادیگرایی روحانی خواهیم یافت. اما هدف از این کار نه اندازهگیری و ارزیابی سختگیرانه رفتار خود است، بلکه تمرین ذهنی و با خود مهربان بودن است.
بهترین روش یادگیری اغلب از طریق اشتباهات ماست که به ما فروتنی و آگاهی بیشتر از خودمان آموزش میدهد.
اما گاهی اوقات سخت است دید غیرجانبدارانه به خودمان و رفتارهایمان داشته باشیم. گاهی اوقات بهتر (و ترجیحاً!) است از نمونهها و رفتارهای دیگران یاد بگیریم.
۱- ادعای خاص بودن به دلیل داشتن برخی قدرتهای معنوی (مثلاً غیب بینی، توانایی خواندن هالهها، ارتباط با ارواح و غیره) که این ادعا به حس جدا از خود یا ایگو می افزاید.
۲- تمرین مدیتیشن با هدف تلاش برای جلوگیری از رنج بهوسیله دستیابی به آرامش یا بیتعلقی همیشگی (در حالی که واقعیت این است که افکار و احساسات همیشه مثل مانند امواج دریا در حال نوسان هستند – هدف نه از دست دادن یا “کشتن” ذهن است، بلکه تمایز آن از خود واقعی است).
۳- استفاده از قانون جذب برای جلب همه آرزوهایتان (چون به جای اینکه برای داشتن چیزهای فعلی سپاس گزار باشید به دنبال چیزهای بیشتر برای رسیدن به حس شادی هستید).
– برتری روحی:
حس اینکه چون قدرت هاله بینی دارید یا توانسته اید کندالینی خود را فعال کنید پس برتر از بقیه هستید
– تاکید بیش از حد برای استفاده از تمرینات فرهنگهای دیگر:
اینکه تمرینات مفید فرهنگهای دیگر را به کار بگیریم نه تنها مشکلی ندارد بلکه می تواند در صورت نداشتن تعارض با باورهای خودمان، مفید هم باشند ولی متاسفانه افرادی هستند که شدیدا به اصطلاحات و لغات معنوی فرهنگهای دیگر تکیه می کنند آن هم بدون اینکه واقعا درکی از آنها داشته باشند.
– ساخت رزومه معنوی:
ایجاد یک فهرست از تجارب معنوی مهم، ملاقات با افراد موثر، شرکت در کارگاهها و گواهینامههای کسب شده، به منظور نشان دادن رشد شخصی به دیگران.
– خرید وسایل معنوی:
خرید بی رویه اشیاء معنوی به منظور ایجاد احساس بیشتری از “ویژه بودن”، “بیداری”، “هماهنگی” یا شایستگی معنوی.
– دنبال راه حل معنوی سریع بودن:
پیروی از اساتید معنوی که قول می دهند می توانند آنها را فورا به ثروت، آرامش و موفقیت برسانند.
– تمرکز فقط بر جنبههای مثبت:
در این حالت، ایگو به هر وسیله ای واقعیت سایه خود (یعنی درد، زخمها و فریبهای پنهان) را پنهان کرده و به طور تمام و کمال بر روی جنبههای مثبت روحانی متمرکز میشود. به عبارت دیگر، “فکر به افکار مثبت”، “ارتقاء ارتعاشات”، “عشق و نور”، “فقط انرژیهای خوب” و … . تمرکز فقط بر جنبههای مثبت یک جنبه اصلی از گذراندن مسیر معنوی است نه همه آن (یا اجتناب از مسائل خود با فرار به سمت مسائل معنوی).
– معنویت هالیوودی:
در این رویکرد، به جای احترام به جادوی معمول زندگی روزمره، افراد به دنبال معنویت با نور و زیباییهای هالیوودی و تجارب خارقالعاده مثل بازدید فرشتگان، دیدن چشماندازها، دیدار با فرازمینیان، راهنمایان روحانی، معلمان با تواناییهای “فراحسی” و … هستند.
– خودپرستی معنوی:
خودپرستی معنوی اوج مادیگرایی معنوی است. به عبارت دیگر، ایگو به گونهای بزرگ و بیدریغ میشود که نه تنها ناخودآگاه باور دارد که برخلاف دیگران “به هوش آمده” است، بلکه هر کاری را انجام خواهد داد تا آن “ویژگی ویژه” را تقویت کند، از جمله آسیب زدن به دیگران، خودداری از برخورد با آنها و غرور.
واقعیت این است که تا زمانی که هنوز به ایگوی خود متصل هستیم، همیشه سطحی از مادیگرایی معنوی در مسیر ما وارد میشود.
تا آن لحظه از شناخت درونی – لحظهای که از ایگو به سوی یکی گری یا آگاهی کیهانی یا هر چه که دوست دارید آن را نام ببرید منتقل نشویم – ایگو به یافتن راههایی برای استفاده از معنویت به منظور تقویت وجود خود خواهد پرداخت.
انجام مراقبه هایی که موجب تقویت آگاهی می شوند و تمایز بین آگاهی و ایگو ایجاد می کنند می تواند برای رفع این حالت مفید باشد. همچنین کار با سایه درون و شناخت ضعفها و کمبودهای که قصد دارند خود را در سایه معنویت پنهان کنند.
واقعا به نکات دقیقی اشاره فرمودید
تشکر از مقاله ارزشمندتون.
درود
ممنون از توجه شما