

آیا تا به حال در حین مراقبه، تجارب عجیب و شگفت انگیز داشته اید؟ آیا نورهایی دیده اید یا راهنمایان روحی خود را ملاقات کرده اید؟ یا حتی صداهایی شنیده اید که منبع خارجی ندارند؟ با این تجارب باید چگونه برخورد کرد؟
ماکیو یا Makyo یک اصطلاح در مکتب ذن است که به چسبیدن و تعلق به پدیدههای ذهنی و ماورایی که در تمریناتی مانند مدیتیشن پدید میآیند، اشاره دارد.
این مفهوم به ما میگوید که تعلق و پیوستن به توهم ها و تجارب معنوی که در تمرینات معنوی به وجود میآیند، گاهی باعث گمراهی ما شده و باعث می شوند فکر کنیم که ما بیش از حد ویژه هستیم یا حتی به حالت بیداری کامل روحی دست پیدا کردهایم. این گمانها ممکن است به آسانی باعث پراکندگی حواس ما شود و مشکلاتی نظیر نارسیسیسم معنوی و مادیگرایی معنوی ایجاد کند.
گاهی اوقات در مراقبه، مردم دچار ماکیو میشوند: مثلا یک تصویر غیبی یا توهم در ذهن ایجاد می شود. گاهی هم با صداست. افراد اغلب فکر میکنند که این به معنای روشنیدگی روحی است به خصوص اگر تصویر مرتبط با ذن باشد، مانند بودا که بر گل سرخ مینشیند. این افراد بلافاصله به دوکوسان (مصاحبه خصوصی با استاد) میروند تا تأیید شود. استاد معمولاً گوش میدهد و سپس ممکن است بگوید: “شاید صاف ننشستهاید. راست بنشینید. نگران نباشید، این خواهد رفت.” مهم نیست که به یک اندیشه معمولی بچسبیم یا فکر کنیم تجربه روشنایی درونی بوده. هر چه باشد، هنوز هم وابستگی است.
همانطور که میبینیم، ماکیو به طور کلی درباره وابستگی و تعلق معنوی است. این یک چاهی است که ما به راحتی ممکن است در مسیر روحانی به آن بیفتیم، به ویژه در غرب، که برجسته و مهم بودن به عنوان نشانه موفقیت و افتخار است و داشتن تجارب خاص را نشانه خاص بودن خود میبینند.
وقتی ایگو (منیت)، بر روی یک تجربه خاص مثل دیدن ذهنی یک استاد معنوی یا تجربهای از شنیدن صداهای ماورایی تمرکز میکند، در همان لحظه، معنویت را برای بهرهمندی خود و برای احساس اینکه ویژه است، اختصاص میدهد.
و همانطور که میدانیم، ایگو در درد و رنج ما ریشه دارد.
البته منکر نمی شویم که ما همه ویژه هستیم. همه ما دارای هدایا، استعدادها و تواناییهایی هستیم که ما را از دیگران تفکیک می کنند.
اما در سطح عمیقتر، هر تجربهای که ایگو را تقویت کند، باعث حواسپرتی و گمراهی است.
پس همه آن تجارب فوقالعاده که در مدیتیشن یا حالات دیگر رخ میدهد مانند دیدن فرشتگان و نور، شنیدن صداهای غیبی و …در نهایت بیاهمیت هستند. اینها فقط تجاربی هستند که میآیند و میروند. این پدیدههای ذهنی موقت هستند. اگر میخواهید بفهمید که واقعاً کی هستید، به آنها وابسته نباشید.
خبر خوب در مورد ماکیو این است که اگر به هر دلیلی در یک مسیر روحانی باشید ولی تجارب ماورایی ویژهای نداشته باشید، این مشکلی ندارد.
فرض کنید شما تجربههای شگفتانگیز مانند رویاهای روشن، صحبت با راهنمایان روحی، بیداری کندالینی و غیب شنوایی ندارید ولی مشکلی هم ندارد چون هر کدام از این موارد در واقعیت اهمیتی ندارند. البته داشتن برخی از این تجارب میتواند مفید و روشنکننده باشد، اشتباه نکنید. اما اگر اولویت شما در مسیر روحانی این باشد که به حقیقت واقعی خود برسید و حقیقت را تجربه کنید، همه آن موارد اساساً بیاهمیت است.
بهطور قطع، این حس که موجودات معنوی دیگر به شما پیامهای ویژه میدهند، ممکن است احساس عجیبی داشته باشد. ممکن است شما را به ادامه جستجوی روحانی ترغیب کند و شما را در حالت تعهد به جستجوی معنوی نگه دارد. اما در پایان روز، اگر هیچ یک از این تجارب ویژه را ندارید، در نهایت اهمیتی ندارد.
بنابراین میتوانید این بار را از شانههای خود بیاندازید. دیگر نیازی نیست که با “جمعیت” افراد “معنوی خیلی ویژه” همگام باشید!
اخبار ناخوشایند این است که اگر به هر دلیلی با جمع افراد معنوی خیلی ویژه همراه شوید و تجارب معنوی فوقالعاده زیادی داشته باشید که به شدت با آن هویت یافتهاید، مفهوم ماکیو به طور قابل توجهی ممکن است تهدیدآمیز به نظر بیاید و سبب تقویت منیت و دور شدن از خود حقیقی شود.
در ذن، ماکیو به توهمات گفته میشوند. برای افرادی که به مدت طولانی در مدیتیشن نشستهاند، تجربه ماکیو کاملاً عادی است. برخی احساس میکنند که دارند شناور میشوند، برخی دیگر میبینند بودا در نور دیده میشود و یا برخی هم صداها یا اذکار میشنوند. این خودش مشکلی ایجاد نمیکند. مشکل زمانی پیش میآید که این تجارب را با روشنیدگی و تکامل روحی اشتباه بگیریم… به عبارت دیگر سعی کنید با آنها یکی نشوید.
برخی از مثالهای متداولی از ماکیو که معمولاً مردم به آنها بیش از حد اهمیت می دهند:
۱- احساس کردن انرژی پرانا در بدن
۲- دیدن تصاویر غیبی از زندگی خود یا بقیه.
۳- ملاقات با راهنمای روحی.
۴- تجارب فوقالعاده که در حالتهای مختلف مرتبط با مواد روانگردان و داروهای گیاهی به دست میآیند.
۵- دیدن نورها، رنگها و الگوهای هندسی از دنیای دیگر.
۶- دیدن ارواح، فرشتگان، بیگانگان یا موجودات از دیگر عوالم.
۷- تجربیات غیب شنوایی
۸- پیامهای “ویژه” و غیرمعمولی که در انواع گوناگونی از ابزارهای ماورایی مانند تاروت، شاقول، و نوشتن خودکار دریافت میشود.
۹- شنیدن نامهای مقدس، صداها یا گفتگوها.
۱۰- تجربیات ماورایی در مورد جفت روحی
۱۱- تجارب مربوط به بیداری کندالینی.
گاهی ماکیو، دیدی معنوی به یک زخم درونی گذشته است یا حاوی پیامهایی از موجودات روحانی است که البته ممکن است از این حالات سوء استفاده شده و برای تقویت ایگوی خود استفاده میکنیم.
هدف از ماکیو این نیست که بگوییم که باید تجارب معنوی ویژه را به طور کامل نادیده بگیرید. اگر احساس کنید که نیاز به درمان یک زخم گذشتهای که یک تجربه معنوی نشان داده است دارید، این کار را انجام دهید!
اگر یک تصویر غیبی به شما آرامش میدهد، عالی است. از آن تا حد امکان آرامش و لذت ببرید. همه ما در زمانهای دشوار به کمک نیاز داریم و تجارب معنوی معمولاً میتوانند یک نور در تاریکی باشند.
همچنین اگر یک تجربه معنوی به شما راهنمایی و روشنایی مفید میدهد، عالی است. به آن گوش کنید و تغییراتی در زندگی ایجاد کنید.
اما در پایان روز، به هیچ یک از این پدیدههای ذهنی/معنوی تعلق نگیرید. هیچکدام از آنها را به چیزی تبدیل نکنید که ایگوی شما را تقویت میکند. آنها را به لیست بیپایان عناوین “فرد معنوی ویژه” اضافه نکنید که معمولاً همه ما تمایل داریم جمع کنیم.
و اگر این کار را کردید، با آگاهی انجام دهید. بدانید که این برچسبها و تجارب هیچوقت نمیتوانند هویت واقعی شما را تعریف کنند. آنها را مثل یک روپوشی بپوشید که به راحتی میتوانید آن را بپوشید یا بیرون بیاورید.
بسیار مقاله جامعی بود.
قبلنا ردای سیاه شخصا در داخل کلیپ هایی درباره ماورا و پرواز روح و یا رویابینی صحبت می کرد.اما الان هرچی اینترنت رو جستجو میکنم کلیپ های ایشون پیدا نمی کنم.آیا کلیپ ها از اینترنت برداشته شده؟
درود
چون کیفیت فیلمها پایین بود همون چند سال پیش برداشتم. ولی محتوای نوشتاریشون توی سایته.