قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – تلقین (نوشته نسرین)
ژوئن 1, 2020
تجربه ماورا
تجربه ماورا – شعر و ارتباط آن با ماورا (نوشته محمد.و)
ژوئن 1, 2020

تجربه ماورا – پرانای خورشید و سر درد شدید (نوشته Annihilation)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – پرانای خورشید و سر درد شدید (نوشته Annihilation)

۷۸۶

سلام
در این روزهای اول سال که به خاطر محافظت از خودمان و دیگران در برابر بیماری کرونا مجبور به ماندن در خانه بودیم، من سعی کردم زمانی را به پشت بام ساختمان بروم و مدتی آنجا زیر آفتاب بنشینم و ذهنم را خالی کنم.
یک روز ظهر به پشت بام رفتم و نماز ظهر هم همانجا خواندم و نشستم روی زیرانداز و تصمیم گرفتم به ذرات پرانای خورشید که در آسمان بود زُل بزنم. البته مستقیم به خورشید نگاه نمیکردم. پرانا همه جای آسمان پُر بود. سعی کردم به یک نقطه از آسمان نگاه کنم و بعد از گوشه چشم و با دید جانبی ذرات انرژی را ببینم و به هیچ چیز فکر نکنم جز اینکه این ذرات از طریق چشمان اختری وارد کالبدهای من می شوند.
مدتی این کار را انجام دادم تا ذهنم خسته شد. گفتم اتفاقا حالا که ذهنم از تمرکز سر باز میزند، باید ادامه دهم. خلاصه چند ساعتی این کار را ادامه دادم تا بواسطه ابرهایی که آسمان را پُر کردند، ذرات پرانا کم شد. من هم جمع کردم و رفتم. کمی بعد در خانه احساس سردرد کردم. معمولا بدون دلیل سردرد نمی گیرم. به همین دلیل به تمرکزم بر روی پرانا شک کردم! بهرحال وقتی با سردرد می خوابم، صبح از بین رفته است و حالم خوب شده. اما فردای آن روز با سردرد بیشتر از خواب بیدار شدم.
متاسفانه این وضع چند روز ادامه داشت و هر روز که می گذشت سردرد کمی بدتر می شد. آنقدری وحشتناک نبود که حالت تهوع و گیجی بگیرم. اما دائمی بود و به اصطلاح آهسته و پیوسته ادامه داشت و واقعا اعصاب خوردکن بود.
من داروی مسکن و آرامبخش نمی خورم و هر موقع دردی داشته باشم، تا حد زیادی تحمل میکنم. بهمین خاطر اگر مجبور به استفاده از داروی مسکن بشم، فورا اثر میکند. این بار هم بعد از چند روز تصمیم گرفتم یک کپسول قوی بخورم. اما عجیب اینکه اصلا تاثیری نداشت!
از طرفی این چند روز متوجه شدم چشمم نسبت به قبل نورهای بیشتری میبیند. نورهای خطی و متحرک درخشنده. یک شب جلوی تلوزیون و در حالی که سرم را محکم بسته بودم، دیدم بالای تلوزیون یک نور شبیه مار درخشنده به آرامی حرکت رقص مانند دارد و کوتاه و بلند می شود. ولی خب کسی ندید. یا جاهای دیگر. بیشتر حالت نقطه‌ای بودند که کوتاه کوتاه حرکت می کنند و ردِ حرکتشان هم باقی می ماند و تبدیل به خط می شوند. معمولا در دید جانبی بودند اما وقتی هم بهشون مستقیم نگاه میکردم از بین نمی رفتند. حتی دقایقی وجود داشتند و آرام حرکت میکردند و حرکتشان موزون و زیبا بود.
دیگه مطمئن شده بودم از جذب پرانا اینطور شدم. با اینکه این درد نمی گذاشت هیچ فعالیتی داشته باشم ولی یک روز عصر به خودم فشار آوردم و کمی نرمش انجام دادم و بعدش حرکاتی از آشتانگا یوگا.
فردای آن روز هم کم و بیش سردرد داشتم تا اینکه شب در اتاق نشسته بودم و اتفاقا مقالات همین سایت را می خواندم تا اینکه متوجه شدم سرم درد نمیکنه. کمی بعد متوجه شدم گسترش کالبد اولیه دارد اتفاق می افتد. خیلی عجیب بود چون تا بحال با چشمان باز و هوشیاری کامل (در حال خواندن مقاله) و حالت نشستن چهارزانو که حتی تکیه هم نداده بودم، این حالت اتفاق نیافتاده بود! خیلی حس دلپذیر و آسودگی و راحتی بود. اتفاقا خیلی هم قوی بود چون با تکان دادن انگشت روی صفحه موبایل هم از بین نمی رفت. کمی جابجا شدم اما فوری دوباره این حالت بر می گشت. خواهرم آمد و چند کلمه‌ای حرف زدیم و او رفت. این حالت از بین رفته بود ولی دوباره شروع می شد. خیلی جالب بود. صفحه موبایل را خواموش کردم و کمی با این حالت استراحت کردم. خوشبختانه فردا صبح سردردی در کار نبود، ولی آن نورهای خطی هم دیگر ندیدم و مانند قبل محدود به نقطه شد…

حال سوالم از استادان عزیز این است که حالت گسترش کالبد اولیه هنگام جذب انرژی و شارژ انرژیکی کالبد اتفاق می افتد اما اون لحظه انگار انرژی اضافی از من خارج شد که سردردم خوب شد، پس چرا کالبدم گسترش یافت؟

از همگی ممنونم که وقت گذاشتید

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
7 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
ادمین

سلام
Annihilation عزیز. روش شما برای جذب پرانا جالب بود و دوست دارم امتحان کنم ولی دسترسی به پشت بام یا فضای باز به مدت طولانی کمی سخت است.
در گسترش کالبد اولیه انرژی در کل کالبد پراکنده می شود و گردش موزون دارد به خاطر همین از فشار سر شما کم شده است. این مرحله به انرژی زیادی نیاز دارد و اگر حالات اولیه پرواز روح ایجاد شود و کالبد دیگری ساخته شود (شاید متوجه آن نشوید) این انرژی از دست می رود و احساس خالی شدن می کنید.

Annihilation
عضو
Annihilation(@minf9)
1 سال قبل

ممنونم از اطلاعات ارزشمند و راهنماییتان. در مورد ساخته شدن کالبد دیگر، آیا نشانه و خصوصیاتی هر چند ظریف دارد که بتوانم این دفعه آنرا تشخیص دهم و کنترلش کنم؟ و آیا این کالبد همان است که برای برون فکنی ارادی ساخته و استفاده می شود؟ چون تا جایی که یادم می آید، حس دوگانگی یا دو تکه شدن آگاهی، یا انتقال آگاهی به نقطه‌ای غیر از محلی که نشسته بودم، نداشتم. عذرمیخواهم که زیاد سوال میپرسم.
ممنونم از شما

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
ادمین
Reply to  Annihilation

سلام
Annihilation عزیز، بله همان کالبدی است که برای برون فکنی است. مرحله ساخت آن نشانه خاصی ندارد و فقط وقتی متوجه می شوید ایجاد شده که از بدن خود فاصله بگیرید. بهتر است به همان علائم برون فکنی مثل لرزش و ارتعاش، احتمال تپش قلب و حس سبکی توجه شود.

clearmode
مهمان
clearmode
1 سال قبل

خیلی جالبه. من تازه با پرانا آشنا شدم. داشتمش اما نمیدونستم اسمش چیه و در مورد نور خورشید. نور خورشید بسیار منو اذیت میکنه حدودن ۱۰ ماه. بخاطر همین یه پرده ضخیم برای پنجره اتاقم گذاشتم. یه پرده ضخیم و تیره. چون به شدت سردرد میگیرم و این سردرد تا چند روز منو رها نمیکنه. فقط نمیدونم این انرژی ای که از خورشید میگیرم رو چطور باید تخلیه کنم تا دچار سردرد نشم. نمیدونم چه تمریناتی و چه کارایی باید کرد در این زمینه پرانا. این پرانا چه خاصیتی داره اصلن؟ میشه باهاش چیکار کرد؟ من چون داره این قضیه… بیشتر »

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
ادمین
Reply to  clearmode

سلام
پرانا انرژی حیاتی است و بدون آن موجودات زنده از بین می روند. در حوزه ماورا در بخش انرژی درمانی، پاکسازی چاکراها و بعضی از کینزی ها و موارد دیگر کاربرد دارد. در مورد سردرد به این پست مراجعه شود

M.v
عضو
M.v(@vedadi)
1 سال قبل

سلام anni عزیز
تجارب جنابعالی خیلی عمیق و حقیقیه از نظر من و این عالیه.احتمالا بخاطر خلوص دل و عبادات به این مرحله رسیدین.واقعا سعادته

Annihilation
عضو
Annihilation(@minf9)
1 سال قبل
Reply to  M.v

سلام محمد عزیز، به بنده لطف داری ولی پاکی دلِ آدمهارو فقط خدا میدونه دوستِ خوبم، شایدم اصلا بنده‌ی خوب و لایقی نباشم. بهرحال از محبتی که بمن داری ممنونم، امیدوارم همیشه شاد و سعادتمند باشی…

رفتن به نوار ابزار