قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
بحث جنزدگی از دیدگاه اسلامی
تجربه مربوط به روان – نجات یافته از خودکشی (ترجمه شده)
می 18, 2021
سایه یونگ
خودآزاری چیست؟ راه های درمان خودآزاری
می 18, 2021

تجربه ماورا – جنگ من با اجنه به صورت اتفاقی (نوشته پویا)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – جنگ من با اجنه به صورت اتفاقی (نوشته پویا)

باسلام وعرض ادب به تمامی همراهان سایت ارنوشا اسم من پویا است ۱۵سال دارم خوب سرتون درد نیارم بریم سراغ تجربه ماورایی من من تو صالحیه تهران بعد از اسلامشهر سلطان اباد صالحیه هست حالا بریم سر اصل مطلب روبه روی خونه ما یه چهار دیواری داره که داخلش بیابلن البته ناگفته نمونه ۷۰ درصد شهرما بیابان خخخ.

حالا من یه شب بادوستم نشست بودیم تو کوچه رفتیم جلوی بیابان وهمینجوری واسه تفریح به بیابان سنگ پرت میکردیم که یه دفعه یه سنگ ازبیابان باسرعت خیلی زیاد اومد خورد به ماشین که اونجا تو کوچه پارک کرده بودن سنگ کوچیک بود ولی خیلی سریع بود ما یه نگاه به هم کردیم یه نگاه به بیابان دیدیم هیچی کی نیس با خودمون فکر کردیم کار بچه چیزی رفتم جلو ببینم کار کیه ولی هیچ کس تو بیابان نبود اونجا بود که من فهمیدم کار جن منم خیلی خوشحال الان میگید چرا خوشحال اخه من عاشق ماورا واینجور چیزام حالا منم معطل نموندم به دوستم گفتم کار جن نمیدونم یه جوری میدونستم کار جن حالا من با دوستم حرف زدیم بعد باهم به بیابان سنگ پرت کردیم بعد یه سنگ اومد به مانخورد ولی باسرعت غرقابل توصیف از بغل ما رد شد با تا جایی سنگ زدیم ولی دیگه جواب نیومد من دوستم کارمون شده بود هرشب سنگ زدن به بیابان بعد از اونشب هرشب یه گربه سیاه میشست بالای درخت جلوی در ما حالا من یه بار به گربه فحاشی کردم یه لحظه یه تصویر اومد جلوم که گربه پرید روم ولی نپرید ولی تصویر خیلی واضح بود الله علم بعد فحاشی من به گربه گربه رفت ولی یه شب ترسناک ببخشید یکم هالیبودیش کردم خخخ.

کجا بودم اره یه شب ترسناک یه دفعه از خواب پاشدم همینجوری‌ عرق کرده بودم به صورت خودکار صورتم بردم سمت چپ اصلا انگار کنترل صورتم دست من نبود. صورتم به صورت خودکار رفت سمت چپ البته لینو بگم من چشم سومم باز حالا سمت چپ چیزی نبود ولی بود یعنی من نمیدیدمش ولی حسش میکردم انگار نامرئی بود البته ناگفته نمونه حضرت علی (ع)یه دعایی خونده ما جن نمی بینیم من که اینطوری شنیدم حالا سمت چپ نگاه کردم یه چیز نامرئی که من نمیدیدمش ولی اونجا بود حس کردم بعد جلوی در اتاقم نگاه کردم یه موجود چوبی با دستای دراز جلوی اتاقم بود من یه فیلم دیدم اون موجود دقیقا کپی اون بود الان میفهمم پرا موقع نگاه کردن اون فیلم چشم سوم درد میکرد.

اون اجنه داشتن بامن فیلم نگاه میکردن حالا بعد اون که موجود دیدم خواستم بگم یاالله ولی انگار زبونم قفل کرده بود هی زور زدم بگه یاالله ولی‌مگه زبونم تکون میخورد بعد به سختی تونستم بگم یاالله بعدش همه چی روشن شد یعنی فضای اتاق روشن شد وهمه چی تموم شد ناگفته نمونه من غیب شنوا هستم وتو خواب همه پی بهتر میشنوم همین الان که دارم این داستان براتون مینویسم نمیدونم چرا چشم سوم درد میکنه یخچال صدا میده از اشپزخونه صدا میاد بعو انگار داره از اشپزخونه صدای باد میاد و یه صدایی عین صدایی که ادم با زدن زبونش به دندونش در میاره اره دیگه همین بعد انگار یه فرکانسی یه صدا عجیبی عین فرکانس داره میاد الان تو خونه تنهام ومامان بابام رفتن بیرون. بهتر داستان تموم کنم چون هرچی مینویسم یه صدا اضافه میشه
به خدا راست میگم همین چند لحظه پیش صدای خورون کیلد بهم اومد اهان الان یه چی یادم افتاد قبل اینکه اجنه بیان تو اتاقم من شب قبلش پیش مامانم خوابیدم یعنی چشم سوم بهم هشدار داد
که یه خطری هست البته نیومد بهم بگه خطر ازبس درد میکرد
من فهمیدم خوب ببخشید سرتون درد اوردم با ارزوی سلامتی
از ایز منان واز سایت ارنوشا که این موقعیت در اختیار من دادا که
با شما همراهان همیشگی سایت ارنوشا باشم خدانگهدار در پناه حق باشید

 

 

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
مسئول روابط عمومی و پاسخگویی به نظرات.
اشتراک
اطلاع از
2 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
behzadbax
عضو
1 سال قبل

صدا های ضربه به یخجال منم زیاد شنیدم مخصوصا به چیزای خواصی فکر بکنم و نصف شب هاهم صداهای خش خش که اشپز خونه میان انگار یه چیزیو دارن میمالن زمین

رفتن به نوار ابزار