

با سلام. نمیدونم تجربه من ماورایی هست یا نه ولی مربوط به قدرت ذهنه.
من چند سال پیش افسردگی شدید و لرزش و صرع گرفتم و پیش چند تا دکتر خوب هم رفتم زیاد تاثیر نداشت. یه روز که اومده بودم تهران سوار تاکسی یه اقایی شدم که خیلی متین و مودب سر صحبت رو باز کرد. فهمید از شهرستان میام اونم به خاطر وسایل زیادم.گفت فامیل داری اینجا؟ گفتم نه و مشکلم رو براش توضیح دادم. خیلی تاسف خورد و گفت حیفه جوونی من یه دعانویس سراغ دارم خوبت میکنه. آدرس رو ازش گرفتم و رفتم پیش دعانویس و مشکلاتم رو گفتم.
دعانویسه آدم محترمی به نظر میومد و قشنگ به حرفام گوش کرد. ازم خواست برم به یه آدرسی و انگشتر با سنگش رو بخرم و جملاتی که گفته رو بدم روش حک کنن. منم زیاد تهران رو بلد نبودم ولی با بدبختی اون مغازه رو پیدا کردم. فهمید کی منو فرستاده. بهش گفتم من توان مالیم زیاد نیست و همه رو خرج قرصای خارجی گرون کردم تا خوب شم. گفت قیمتش زیاد نیست. انگشتر رو چند ساعت بعد برام آماده کرد و دوباره بردمش پیش دعانویسه. اونم بهم سفارش کرد که همیشه دستم باشه تا دیگه افسردگی و صرع نیاد سراغم.
خلاصه رفتم شهرستان و موضوع رو به مادرم گفتم. عین همون انگشتر رو خودمونم داشتیم به خاطر همین مادرم تعجب کرد چرا شکل تکراری انتخاب کردم. خودم از عمد عین اون رو خریده بودم تا روش حکاکی کنن تا اگه آشناها اونو دستم دیدن تعجب نکنن که یکی جدید گرفتم.
فردای اون روز با عجله از خواب پاشدم و انگشتر رو دستم کردم. همون لحظه احساس خوبی بهم دست داد. وقتی دقت کردم اصلا نشانه ای از افسردگی و لرزش توی کل روز نداشتم. بعد از یک هفته که حالم خوب بود مادرم گفت چرا انگشتر حکاکی شده دعانویس رو نمیزنم دستم؟ نگاه کردم دیدم اون انگشتری که دستمه همون انگشتر قبلی خودمه و اشتباهی برش داشتم. یعنی همه اون شفایی که احساس می کردم انگشتر به من داده فقط تلقین خودم بوده و قدرت باور من به شفای اون انگشتر. از اون به بعد دیگه هیچ انگشتری با خودم نبردم چون به نظرم قدرت ایمان ما از قلبمونه و شفا دهنده خداست.
بله چیز تعجب آوری نیست. شما حالت شبیه دارونما رو امتحان کردید. ولی این تلقین خوب شدن ممکنه مدت زیادی دوام نیاره. بهتره به روانپزشک بهتری مراجعه کنید چون افسردگی و لرزش و صرع چیزهای شوخی بردار نیستند.
سلام وقتتون بخیر.
بعضی از کارها درحالت عادی انجام دادن شون بسیار دشوار هستش. راهی هستش که بشه انرژی زیادی در بدنمون به وجود بیاریم که انجام دادن کار های دشوار برامون آسون بشه؟؟
با سلام.
اگر منظور شما انگیزه روانی است بهتر است با خودهیپنوتیزم این انگیزش را ایجاد کنید. در این صورت انرژی هم برای آن کار فراهم می شود.
موفق باشید
سلام. نه منظورم انگیزه نیست. منظورم انرژی بدنی زیاد برای انجام دادن کارهای دشوار هستش. یعنی راهی باشه که اینقدر انرژی بدن مون رو بالا ببریم که بتونیم کارهای دشوار رو به آسونی انجام بدیم. چطوری میشه این کار رو انجام داد؟؟
با سلام.
در این مورد اطلاعی ندارم و بهتر است قدرت بدنی خود را با تقویت عضلات بهبود ببخشید چون آنها حد خاصی از فشار را تحمل می کنند و اگر نیروی بیش از حد به آنها وارد شود ممکن است صدمات جبران ناپذیر داشته باشد.
موفق باشید
استر هیکس حرف جالبی زد . گفت سلول های بدن هدفشون سلامتیه و اگر انسان با ذهنش مانع دریافت سلامتی سلول ها از منبع نشه بدن بیمار نمیشه و سالم میمونه . حس میکنم بخاطر اینکه توجهتو از روی اون موضوع برداشتی و راه سلامتی رو سد نکردی حالت خوب شده .
با سلام خدمت همه بنده حقیر فقیر ، در مورد این تجربه شما باید عرض کنم بهترین چیزی بود که تو این دو سه روز تو این سایت خوندم