

سلام و عرض ادب خدمت اعضای سایت . من فاطمه هستم امیدوارم حالتون خوب باشه. تجربه من به اون صورت عجیب و ماورایی نیست بلکه در واقع سوالی هست که میخوام مطرح کنم.
چند شب قبل من مسواکمو زدم و وضو گرفتم که برم بخوابم. بعد وضو و مسح پاها یه لحظه نشستم زمین و ناخودآگاه از ته دلم برای خودم آرزوی مرگ کردم . از عمد نبود بلکه انگار یه لحظه حرفایی از ته قلبم به زبونم اومد.( من تجربیات و زندگی سختی داشتم و چندین سال زیر یه طلسم سنگین بودم و عمرم تلف شد.حضور و تماس اجنه رو کامل تو زندگیم حس میکردم ولی شکرخدا بالاخره راحت شدم)
بلافاصله بعد اینکه دعام تموم شد انگار به خودم اومدم و یهو یه صدای تق بلند شنیدم انگار یه نفر چیزی رو انداخت که حضورشو بهم بفهمونه.ولی به جز خودم کسی اونجا نبود. حتی برادرم فریاد زد پرسید صدای چیه و چه خبره.
من از چیزی نترسیدم چون فضا مثبت بود و حس بدی نداشتم. نمیدونم شایدم به خاطر اینه که دیگه آب از سرم گذشته. ولی هنوزم برام سواله که صدای چی بود و چی میخواست بهم بگه .
اگه کسی نظری در این مورد داره بهم بگه.
تا منم انشالله تجربیات راحت شدنم از دست اون طلسم و اجنه رو هم خدمتتون تعریف کنم.
درود
گاهی این صداها تذکر میدن که افکار غلطی دارید یعنی همون آرزوی مرگی که کردید. بیشتر هشدار دهنده و منع کننده هستن تا دعوت کننده.
شىاطىن جنی همیشه دوست دارن حضورشان موقع یس و نا امیدی و زجر کشیدن شما اعلان کنند چون اینگونه اعلان میدارن که اونها بودند که شما آزار دادند و در این راه پیشرفت کرده اند این را از تجربیات خودم میگویم یک شب نصف ب بود که به بالشت تکیه داده بودم و خواب بودم دیدم که یک موجود شاخداری مرا محکم گرفته و یک موجود که از زنان شان بود به صورتم آب پاشید وقتی بیدار شدم در ثانیه صدای ظروف از آشپزخانه من هم مثل همیشه عاجل رفتم آشپزخانه خانه را چک کردم هیچکی نبود همه خواب بودن… بیشتر »