

معمولا استرس و اضطراب به عنوان اختلالات روانی محض شناخته شده و هر کس سعی دارد با خوردن یک مشت دارو و یا اظهار بی خیالی، از این حس ها فرار کند در حالی که اضطراب با وجود آنکه گاهی نیاز به درمان دارد ولی همیشه به عنوان حسی مضر شناخته نمی شود.
معمولا افرادی که مضطرب هستند درک عمیقی از جهان و مسائل پیچیده آن و دردهایی که بشر می تواند تجربه کند دارند. آنها نمی توانند به راحتی این مشکلات شخصی یا جهانی را فراموش کنند و از این رو به عنوان افراد شدیدا همدل به حساب می آیند.
مطالعاتی که در مرکز درمانی SUNY Downstate در نیویورک انجام شد نشان داد که افراد شدیدا مضطرب دارای IQ بسیار بالایی هستند.
نگرانی شدید می تواند صفت پیشرفته ای در تکامل انسان باشد تا از موقعیت های خطرزا دوری کند و به دنبال امنیت بیشتر و بهتر باشد.
تحقیق دیگر که در مجله روانشناسی اروپا به چاپ رسید نشان داد که افراد دارای درجه بالای اضطراب و نگرانی معمولا خیلی سریع تر نسبت به موقعیت های خطرزا واکنش نشان می دهند و آنها را کشف می کنند.
در قلمروی حیوانات هم موجوداتی که بتوانند خطرات را سریع تر شناسایی کرده و به آنها واکنش نشان دهند احتمال بقای بیشتری داشته و می توانند ژن های خود را به نسل بعدی منتقل کنند.
در قبایل بدوی افرادی مخصوص برای هوشیار ماندن در زمانی که بقیه قبیله به خواب رفته بودند انتخاب می شدند تا در زمان خطر بقیه را خبردار کنند. در حالی که این صفت نگرانی و هوشیاری بیش از حد در آن زمان یک صفت خوب به حساب می آمد ولی امروزه این حالت چندان ضروری نیست و ممکن است باقی مانده ژن همان اجداد نگهبان در طول نسل ها باشد.
البته عواملی مثل فشار کاری و زندگی پرمشغله می تواند بر افزایش میزان اضطراب و نگرانی موثر باشد ولی واکنش همه افراد به یک شرایط یکسان متفاوت است و کسانی که بیش از بقیه در یک موقعیت مشابه دچار تشویش می شوند و احساس خطر می کنند باید کمی از این حالت خود دست بردارند. اگر حس می کنند اضطراب آنها کمکی به افزایش کارایی آنها نمی کند در این صورت لازم است برای معالجه خود اقدام کنند. ولی اگر این حالت باعث افزایش میزان کارکرد و خلاقیت آنها برای رفع مشکلات شود و بتوانند در موقعیت های شغلی قرار گیرند که تهدیدات مختلف را بهتر شناسایی و رفع کنند در این صورت از این حالتی که به عنوان اختلال شناخته می شود می توانند بهره برداری مناسب کنند.
با سلام من ایمان بالایی نسبت به قدرت چاکراها و قانون جذب دارم فقط در طی این مسیر یک نوع ترس هایی هستند که در هنگام تنهایی و شب های مرا احاطه میکنند و مختل مراقبه های عمیق من میشوند ممنون میشوم راه های کارامد را مطرح یا معرفی کنید.
با سلام.
اتفاقا در طی مراقبه قرار است که ترس های نهفته به سطح آگاهی بیایند و دیگر در بخش سایه ناخودآگاه باقی نمانند. این به خودشناسی و رفع ترس های نهفته که اجازه نمی دهد زندگی سالمی داشته باشیم کمک زیادی می کند. وقتی این ترس ها به سطح آگاهی آمدند آنها را بدون قضاوت و درگیر شدن با آنها مشاهده کنید و به مراقبه خود ادامه دهید. اگر بار عاطفی بالایی دارند از آموزش های این پست استفاده کنید تا بر آنها غلبه کنید.
موفق باشید
واقعا نمیدونم چجوری باید تشکر کنم از شما دوست عزیز دوستدار شما تا ابد.