

کنار گذاشتن حسادت کاری سخت است و دیدن و تشخیص آن در خود، کاری سخت تر. کافی است رقیب ما با سربه سنگ بخورد تا در ته دلمان شاد شویم. حسادت در زمانی که رقیب یا دوست و فامیل هم سن و همکار ما کاری مشابه ما انجام می دهند بیشتر مشخص می شود. مثلا اگر شما فردی ۲۵ ساله هستید و متوجه می شوید که مردی ۶۵ ساله در ایالت تگزاس آمریکا از طریق گاوچرانی پولدار شده است حسادت نمی کنید و شاید او را تحسین هم بکنید ولی اگر دوست هم دانشگاهی شما در کاری موفق شود آه شدیدی از درونتان بر می خیرد ویا برعکس، اگر نمره او کمی کمتر از شما شود بسیار خوشحال می شوید که شما برنده میدان شدید و او شکست خورد. اگر این گونه هستید به جمع حسودان خوش آمدید. حالا راه درمان آن چیست؟
راه های مختلفی برای رفع حسادت است. یکی از آنها تغییر بینش است. همه ما یکی هستیم و بخشی از یک آگاهی مشترک هستیم. فرقی بین ما و دیگری نیست. به جای اینکه بگویید حسن در کارش موفق شد بگویید من در کارم موفق شدم چون من و حسن هم یکی هستیم. اگر فردی به مشکل برمی خورد آن مشکل برای شما هم هست چون بخشی از شما به درد و رنج دچار شده است. بنابراین او را کمک کنید تا خودتان را کمک کرده باشید. وقتی کسی خبر مسرت بخشی در مورد خود به شما می دهد چرا نباید از اینکه بخشی از خودتان به پیروزی رسیده شاد باشید؟ برای ایجاد چنین بینشی باید از بند منیت رها شوید و خودتان را جدا فرض نکنید.
این حرف ها درست است ولی چگونه آن را اجرا کنم؟ اینکه بگویم من و دیگری یکی هستیم فقط حرف است. کافی است او از من جلو بزند تا باز هم من حسودی ام شود چون بلاخره من هم آن موفقیت را می خواهم. قطعا رسیدن به یک بینش به تمرین ذهنی نیاز دارد. اولا دقت کنید که حسادت با غبطه فرق دارد. غبطه یعنی اگر او فلان چیز خوب را دارد من هم داشته باشم. این اشکالی ندارد ولی اگر بگویید او نداشت باشد و فقط من داشته باشم این حسادت است و نوعی بیماری روح است و فقط باعث آزار خودتان می شود.
برای تغییر بینش و حس وحدت بین کائنات، زیاد مراقبه کنید تا از بند منیت خلاص شوید و ارتباط خود را با عالمیان حس کنید. با خالق خود بسیار ارتباط برقرار کنید و به حکمت او اعتماد کنید. او صلاح دانسته چیزهایی را شما نداشته باشید که دیگری دارد و برعکس.
برای مثال دو مرد شدیدا با هم رقابت مالی داشتند. مرد اول بسیار حسود بود و از اینکه می دید مرد دوم به موفقیت مالی رسیده است ناراحت بود. او یک شب تصمیم گرفت پنهانی به خانه او برود و خانه مرد دومی را آتش بزند. تا وارد خانه او شد یواشکی دید که مادر مرد مریض است و سرطان دارد و همسر مرد او را مدت ها ترک کرده و یک دختر بچه معلول در کنار آنها زندگی می کند. وقتی این اوضاع را دید بسیار ناراحت شد و مرد دوم را واقعا شایسته پول بیشتر دید تا از عهده این زندگی سخت و مخارج بیماری بربیاید. او حتی حاضر شد به صورت پنهانی به او کمک مالی بیشتر کند. مردی که تا دیروز قصد داشت خانه دیگری را آتش بزند با فهمیدن ماجراهای پشت پرده و حمکت خدا در مورد پولدارتر کردن مرد دومی، حالا کمک کننده او شده بود.
ما باید اعتراف کنیم که نمی توانیم مانند ماجرای بالا از دلایل همه چیز باخبر شویم. اینکه چرا یکی دوستان زیادی دارد و شما ندارید. اینکه چرا یکی همسر مهربان تری دارد و شما ندارید. شاید او پدر و مادر خوبی نداشته و خدا خواسته با دادن همسری خوب، او را مورد لطف خود قرار دهد در حالی که شما از کودکی در یک خانواده پرمهر بزرگ شده اید و نعمتی داشته اید که او نداشته. همه چیز در عالم دارای حساب و کتاب است. فرد حسود حکمت خدا را زیر سوال می برد و به نتیجه ای هم نمی رسد. او نادان است ولی به جهل خود اعتراف نمی کند و تصور می کند خدا باید از او اجازه بگیرد تا به کسی نعمت دهد.
شاید افرادی را مشاهده کنید که از همه لحاظ خوشبخت به نظر می رسند و وقتی به زندگی خود نگاه می کنید آن را سراسر بدبختی می بینید. خوشبخت به نظر رسیدن با خوشبخت واقعی بودن تفاوت دارد. هیچ کس نمی آید تمام نقطه ضعف های زندگی خود را برای شما بازگو کند و سعی می کند آن را بی عیب نشان دهد. او می خواهد همه به او افتخار کنند در حالی که فقط حسادت دیگران را برانگیخته می کند. حتی اگر فردی واقعا خوشبخت است و یا دارایی های زیادی دارد نسبت به تک تک آنها مسئول است و باید روزی در محضر خداوند پاسخگو باشد. ولی فردی که چیز زیادی ندارد مسئولیت کمتری هم دارد.
همچنین باید به این دید برسید که رسیدن به برخی چیزها که مردم دارند و شما ندارید ممکن است باعث فساد شما شود. اجازه دهید خداوند با توجه به شایستگی ها و ظرفیت هایتان نعمتی را به شما ببخشد وگرنه زیر بار آن له می شوید. بنابراین به جای بالا بردن حرص و طمع و زیاده خواهی، ظرفیت خود را بیشتر کنید چون کاسه هرچه قدر بزرگتر باشد آب بیشتری هم داخل آن را می گیرد وگرنه سر می رود و کاسه را غرق می کند.
واقعا ارزشمندترین مقاله ای بود که در مورد حسادت خواندم تا الان.
دست نویسنده ی مقاله، آقای کریمی را باید بوسید.
لطفا بیشتر در مورد حسادت و رفع رذیلت های اخلاقی بنویسید.
خدا قوت عزیزان