

داشتن یک توانایی ماورایی مثل ارتباط با موجودات غیر ارگانیک، هاله بینی، غیب بینی، فال گیری شهودی و شفادهی می تواند آرزوی افراد زیادی باشد. ولی تعدادی از افرادی که این توانایی ها را دارند اصلا تمایلی به داشتن آنها و حتی بروز آنها ندارند. شاید از داشتن این قدرت ها ترسیده اند، خجالت زده اند، احساس متفاوت بودن می کنند و یا اصلا علاقه ای به امورات ماورایی ندارند و از زندگی مادی خود به قدر کافی لذت می برند. همچنین شاید هنوز آمادگی کار کردن با این توانایی ها را ندارند.
اگر صاحب یک قدرت ماورایی هستید و این نعمت به شما داده شده هر چند توصیه می شود از آن برای کمک به خود و دیگران استفاده کنید ولی شما مجبور نیستید به طور حرفه ای روی تمرینات ماورایی وقت بگذارید و از قدرت خود برای کمک به دیگران که در کشورهای خارجی به عنوان یک شغل محسوب می شود استفاده کنید. برای مثال در برخی کشورها چنین افرادی مانند کارمند عادی سر بیزینس خود رفته و روزی ۶ ساعت کار می کند و مشتریان زیادی دارند.
مردی که از نزدیک با زنی ملاقات کرده بود که می توانست با نگاه خود به راحتی اجسام را جا به جا کند گفت که آن زن دیگر از پرداختن به این قدرتها و کمک های شهودی در قالب یک شغل حرفه ای خسته شده و اکنون به گزارشگری در تلویزیون می پردازد. این موضوع هیچ اشکالی ندارد. مهم این است کاری کنید که در آن احساس شادی می کنید.
اگر واقعا این توانایی ها را دوست ندارید می توانید از پرورش بیشتر آنها خودداری کنید. معمولا این قدرت ها مانند عضلات بدن هستند. اگر مدت طولانی از آنها استفاده نکنید ضعیف می شوند. همچنین می توانید به پست قطع عمدی تجارب ماورایی مراجعه کنید تا از روش های از دست دادن یک قدرت پارانرمال خلاص شوید.
کسانی که شب و روز تمرین و تلاش می کنند تا یک توانایی ماورایی به دست بیاورند از اینکه یک نفر صاحب قدرت می خواهد توانایی خود را از دست بدهد تعجب می کنند و با خود می گویند: چه کسی بدش می آید آینده را بداند یا ارواح را مشاهده کند و از آنها اطلاعات بگیرد؟ چه کسی دوست ندارد با نگاه خود اجسام را تحت تاثیر قرار داده و کارهای عجیب کند؟ چرا فردی باید از پرواز روح بدش بیاید و بخواهد این توانایی ها را کنار بگذارد؟
شما تا جای این افراد نباشید نمی توانید دلیل تصمیم آنها را متوجه شوید. شاید فردی که آینده بین است دوست ندارد خبر فوت تک تک عزیزانش را از قبل متوجه شود و در غم و ماتم فرو برود. شاید کسی که ارواح را می بیند مدام در معرض گفتگوهای آنها قرار گرفته و تمرکز خود را برای انجام کارهای روزمره از دست می دهد. شاید فردی که هاله بین است از اینکه هاله های کدر و بد رنگی دور عزیزان خود می بیند و از افکار بد آنها خبردار می شود بسیار ناراحت شود. همه افراد ظرفیت هضم هر نوع اطلاعاتی را نداشته و شهامت کمک به دیگران و پذیرفتن هر آنچه است را ندارند. بنابراین شاید بخواهند هر چند موقتی از این کار دست بکشند.
برخی از این افراد با نادیده گرفتن توانایی های خود سعی می کنند زندگی نرمال و عادی داشته باشند و مشاغل ساده ای انتخاب کنند که هیچ اشکالی ندارد. بنابراین شاید پاره ای از افراد معمولی که در کنار خود می بینیم واقعا از لحاظ ماورایی قدرتمند باشند ولی آن را بروز نمی دهند یا به فراموشی سپرده اند.
بهتر است این افراد حداقل برای کمک به خود سعی کنند از نعمت داشتن این توانایی های روحی استفاده کنند. برای مثال اگر قرار است ازدواج کنند چرا قبل از وصلت نخواهند اطلاعات غیبی ای در مورد همسر خود به دست بیاورند که به آنها در گرفتن تصمیم بهتر کمک کند؟ یا اگر خبرنگار هستند می توانند با حس های درونی خود ناب ترین سوژه ها را پیدا کنند و خبرهای شگفت تهیه کنند. همچنین کسانی که نقاش هستند شاید با توانایی پرواز روح خود بخواهند به جایی زیبا سفر کنند و همان را نقاشی کنند و یک اثر هنری متفاوت و زیبا خلق کنند. یا فردی که بیمار است می تواند از قدرت شفادهی اش استفاده کرده و خود را زودتر درمان کند. بنابراین حداقل کاری که این افراد می توانند انجام دهند کمک به خودشان است.
ممنون از مطلبی که فرمودید. اما یک نکته در میان مواردیکه اشاره فرمودید ذکر نشد و آن اینکه بعضی از افراد در طی طریق سلوک خود توانایی هایی را کسب میکنند و این توانایی ها در مسیری که طی میکنند میتواند مانع ایجاد کند . بعنوان مثال با بروز این توانایی ها مصادف با تعریف و مجید ناظران میشوند و بر اثر تکرار غرور و هوای نفس در آنها بیدار میشود. ویا اینکه این توانایی ها و پرداختن به آنها وقفه در طی طریق آنها ایجاد میکند و با گذشتن از این توانایی ها توانایی های بزرگتری به آنها دست… بیشتر »