

افراد درون گرا به دلیل اینکه نمی توانند همانند اشخاص برون گرا حراف و پر از جنب و جوش اجتماعی باشند و برعکس، ساکت و آرام و منزوی به نظر می آیند (مگر آنکه به اجبار بر خلاف میل درونی خود عمل کنند) بنابراین شاید برای جنس مخالف خود چندان جذاب نباشند و سخت بتوان با آنها ارتباط برقرار کرد.
برای کسی که برون گرا است طبیعت ساکت فرد درون گرا می تواند در ابتدا یک زنگ خطر باشد و نتواند این نوع زندگی را تحمل کند.
ولی افراد درون گرا ویژگی هایی دارند که می تواند برای کسانی که برون گرا هستند بسیار جالب باشد.
گاهی اوقات ما تنها چیزی که می خواهیم این است که کسی به حرف هایمان گوش دهد و آنها را عمیقا درک کند. درون گراهای عاشق پیشه در این موقعیت ها عالی عمل می کنند و اثر شفابخش برای زمان هایی که دچار درد روحی هستیم و به کمک نیاز داریم دارند.
درون گراهای عاشق هیچ گاه شریک خود را در لحظات سخت تنها نمی گذارند. آنها شریک خود را حمایت کرده و او را تشویق می کنند. آنها اجازه نمی دهند که همسر آنها در مشکلات غرق شود و موقعیت هم برای آنها فرقی ندارد. قدرت این افراد در آرام کردن شریک خود و دادن آرامش عمیق به آنها اعجاز انگیز است.
درون گراها معمولا قبل از انجام هر کاری در مورد آن به دقت فکر می کنند. آنها عجولانه کاری نمی کنند و حتی در مورد کلماتی که قرار است به زبان بیاورند به دقت فکر می کنند. آنها به جای داد و فریاد، به آرامی نکات لازم را به ما یادآوری می کنند. وقتی این افراد شریک ما باشند توجه کامل آنها را داریم.
افراد درون گرا ترجیح می دهند تا آنجا که امکان دارد وفادار باشند. در اکثر اوقات آنها از تمام وجود، خود را صرف شریکشان می کنند و از ته قلب به او توجه می کنند. در جهانی که عوض کردن شریک مثل عوض کردن یک لباس رایج شده است درون گراها تا حد ممکن خیانت نمی کنند.
در ذهن یک فرد درون گرا، افکار غافل گیرانه و رویاهای رنگارنگ مدام در حال گذر است. ما نمی توانیم حدس بزنیم که در ذهن آنها چه می گذرد و چه نقشه ای دارند. به دلیل طبیعت خلاقانه ای که دارند می توانند ما را به شیوه های جدیدی غافل گیر کنند.
بر خلاف تفاوت های شخصیتی بین افراد درون گرا و برون گرا، این دو گروه افراد با یادگیری از هم می توانند مکمل یکدیگر باشند. معمولا اتحاد دو نیروی متضاد می تواند طوری هم دیگر را کامل کند که در نهایت، تعادل و قدرت ایجاد شود.