

تجارب نزدیک به مرگ می تواند اثرات قابل توجهی بر دیدگاه فرد بر زندگی بگذارد و وی را دچار دگرگونی های عظیم روحی کند که بیشتر این تاثیرات مثبت و تعدادی نیز رعب آور و حتی فراموش شونده هستند که در پست اثرات تجارب نزدیک به مرگ به برخی از آنها اشاره شده است.
در این پست به طور مفصل تر در مورد تاثیرات و باورهای مثبت ناشی از تجربه نزدیک به مرگ صحبت می شود:
بیشتر کسانی که دچار تجربه نزدیک به مرگ شده اند از ورود به فضایی که پر از عشق بدون قید و شرط و بی نهایت است صحبت کرده اند. ملاقات با کسانی که مهر و محبت بی اندازه را می توانند به فرد القا کنند نیز به ادراک بیشتر این حس کمک زیادی می کند.
البته مهم این است که بتوان درک این عشق را تنها به زمان وقوع تجربه نزدیک به مرگ محدود نکرد و آن را در زندگی عادی نیز پیاده سازی کرد. هنگامی که کسی عشق را با تمام وجود احساس کند در خاطره او ثبت شده و غیر ممکن است که آن را فراموش کند.
شاید در زندگی خواسته باشید تصمیماتی بگیرید که ظاهرا فراتر از توانایی های شما بوده و در نتیجه احساس ضعف و سرخوردگی می کنید. ولی هنگامی که عشق و حمایت الهی و موجودات دلسوز و راهنما را در تجربه نزدیک به مرگ احساس کنید در این صورت خودتان را تنها نمی بینید و علاوه بر آن به قدرت و وجود روحی عظیم در خود پی می برید که حتی مرگ را نیز به چالش کشیده و موارد ماورایی زیادی را فراتر از محدودیت های جسم مشاهده کرده است.
شاید هیچ چیز ترسناک تر و خطرناک تر از مرگ به نظر نرسد ولی کسی که مرگ را چشیده و توانسته دوباره از آن برگردد دیگر به راحتی از چیزی نمی ترسد و آماده برداشتن گام های بزرگ و ریسک کردن های اساسی تر است.
افرادی که دچار حالت تجربه نزدیک به مرگ می شوند برخی از توانایی های روحی آنها به صورت موقت یا دائم فعال می شود. برای مثال قدرت شهودی آنها تا حد زیادی افزایش پیدا می کند و می توانند مسائلی را ادراک کنند که در حالت عادی نمی توانستند. بنابراین با تکیه بر این قدرت شهود و حس الهام درونی می توانند زندگی پربارتری برای خود بسازند. در واقع فرد دیگر خودش را سرگردان و تنها حس نمی کند و نیروی عظیم و قدرتمند و هدفمندی را برای ادامه حیات خود احساس می کند.
وقتی به فردی ثابت شود که تجارب خارج از بدن او واقعی بوده و روح و آگاهی می تواند بدون جسم زنده بماند در این صورت پی به حقانیت ادیان الهی برده و زندگی خود را از پوچ گرایی و مادی گرایی خارج می کند و سعی می کند زندگی معنوی تر و پرارزش تری داشته باشد.
هر چند که افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند گاهی در چنان لذت عمیقی فرو رفته اند که هیچ گاه دوست نداشته اند به این دنیا بازگردند ولی وقتی به حیات بازگشتند معمولا برنامه های حساب شده تری برای زندگی خود پی ریزی کرده و قدر لحظاتی که زنده هستند را می دانند زیرا آنها به خوبی آگاه هستند که هنوز ماموریت آنها در زندگی به پایان نرسیده و باید کارهای مهمی که برای آنها مقرر شده است را انجام دهند.