

موقع برون فکنی يا ورود مستقيم به رويا ممکنه تغييراتی تو بدن ما ايجاد شه که يکيش که همون تغيير وزن بدن بود تو يکی از پستا بهش اشاره شده. می خوام از اين فرصت استفاده کنمو بقيش رو بگم.
ممکنه موقع خلسه، تو حس انتها و ابتدای یدن فيزيکی دچار مشکل شيم و ندونيم مرز بدن ما کجاست. اونم می تونه به خاطر قطع سيگنال های حسی به مغز باشه. مثلا ممکنه فکر کنيم کوچيک شديم و آب رفتيم و يا اينکه بدن ما به اندازه کل جهان بزرگ شده. اين مرحله معمولا بعد از فلج عضلات اتفاق می يفته و مربوط به جدایی ذهن از بدن فيزيکی هست.
ما تو خواب دمای بدنمون کمتر می شه. چون ذهن ما از بدن جدا می شه ممکنه حس می کنيم يه منبع بيرونی گرما که همون جسم فيزيکی ماست داره بهمون حرارت می ده و داريم داغ تر می شيم که اين فقط يه تصوره.
ميزان حس حرکت تو بدن درجات مختلفی داره و ممکنه يه لرزش کوتاه يا جا به جایی يکی از اعضای بدن ما باشه يا حس پرواز و سقوط و …
اين به خاطر جدا شدن کالبد اختری از کالبد فيزيکی هست.
دو دليل برای افزايش ضربان قلب هست. يکی اينکه حس تپش قلب که قبلا فراموش شده بود يه مرتبه برای ما بارز می شه و دليل دوم اينکه ممکنه به خاطر افزايش هيجان و احساسات باشه چون داريم چيزی رو تجربه می کنيم که فراتر از تجربه های عادی هست. البته حالت ديگه مربوط می شه به افزايش جريان انرژی تو چاکرای قلب و اون حس تپش و ضربان، مربوط به قلب فيزيکی نمی شه بلکه ربط داره به چاکرای قلب که داره انرژی رو برای جدایی کالبد اختری از بدن آماده می کنه. در هر صورت حفظ خونسردی و مشاهده آگاهانه اون تپش ها برای گذر از اون مرحله لازمه.
ممکنه به خاطر قطع آگاهی از بدن فکر کنيم که تنفس ما کوتاه تر شده يا اينکه قطع شده. اين نبايد موجب ترس ما بشه. ما تو رويا يا عالم اختری به نفس کشيدن احتياجی نداريم. پس تنفس بدن فيزيکی سر جاشه ولی آگاهی ما از اون قطع شده.
ممکنه با ورود به مرحله تتای مغز، حرکت چشم رو به سمت راست يا چپ داشته باشيم که نام اين مرحله روی خودشه يعنی rem يا حرکت سريع چشم که نشانه ورود به روياست.
گاهی با گذروندن مرحله ارتعاش يه کم بی هوش می شيم و وقتی دوباره آگاهی مون رو به دست مياريم وارد خلاء سياه رنگی می شيم که بعد از اون تصاوير رويا قابل ساختنه.
هر کسی تو زندگيش حضور شخص نامرئی ديگه ای رو در کنارش حس کرده. پس اين يه حالت رايج هست و مخصوص زمان قبل از برون فکنی کالبد اختری نيست. اين احساس موقع فلج عضلات بيشتر می شه به همين خاطر با هم ارتباط مستقيم دارن. ميزان تجربه شخص ثالث تو اين جور وقتا از هر فرد به فرد ديگه فرق داره و به شکلای مختلف حس شخصی نامرئی خوب، خنثی و شيطانی تقسيم بندی می شه.
اگر چه تشخيص حضور فرد ديگه از روی شهود هست ولی ما راحت می فهميم که انگار اون موجود نامرئی داره نگاهمون داره و حرکاتمون رو زير نظر داره.
دليل اين حس می تونه چيزای مختلف باشه. نظريات بيولوژيکی می گند که مغز تو اون حالت در حال شروع رويا ديدن هست و به همين خاطر افکار و احساسات ساخته شده با واقعيت فيزيکی تداخل پيدا کرده. پس يعنی يه جور تصوير هيپنوگوگيک هست. تئوری های معنوی تر می گند که اونها اگه به شکل مثبت حس بشند، ارواح راهنما يا روح اجداد ما و اگه خنثی حس بشند روح های معمولی هستند و اگه حس منفی و ترس و وحشت بهشون داشته باشيم يعنی دمون و جن و شيطان هستن.
استاد گرامی, امکانش هست که از طریق برونفکنی, به خواب شخص دیگری رفت و پیامی رو بهش اعلام کرد؟
بله
درود. خیلی ممنون از اینکه تجربیاتتون رو با ما به اشتراک میذارید. سوالی واسم پیش اومده; اگه این همه توهم در برون فکنی بصورت معمول وجود داره پس چرا نباید به روش های باستانی از مواد و لوازم مصنوعی برای ایجاد خلسه استفاده کرد؟
من فکر میکردم استفاده از مواد مصنوعی باعث ایجاد توهم و ازبین رفتن آگاهی میشن…!؟
با سلام. به پست نوسانات واقعیت در برون فکنی مراجعه کنید. کسی که با تمرین اصولی چاکراهای خود را باز کند و صحیح وارد خلسه شود ذهن پاکتر و آماده تری برای داشتن تجارب حقیقی دارد ولی کسی که مواد مصرف می کند یعنی نتوانسته بر مشکلات ذهنی و انرژی خود فائق شود و آماده پرواز روح در حالت عادی نیست و اگر هم برون فکنی با مواد انجام دهد تجربه توهمی تر دارد و به جهانهای پست اختری می رود. توانایی های ما فقط در زمان برون فکنی به درد بخور نیستند بلکه بعد از برون فکنی هم تعیین… بیشتر »
خیلی ممنون.
من ی مدت پیش تو حالت خلسه میرفتم و بدنم لرزش میگرفت یعنی حس میکردم ک دارم از بدنم جدا میشم ولی ترسیدم.
سریع بعد حتی شده بالای ۴۰مین بخوام برم خلسه نمیشه حتی جایی ک با چشای بسته رنگا و چیزای رنگارنگ میبینم ک میگن حالت خلسست ولی با دیگه نتونستم اون لرزش هنگام برون فکنی رو داشته باشم اصلا نشد ک بتونم برون فکنی کنم تورو خدا بگین مشکل کجاست من طبق اموزش شما میرم جلو باز نتونستم، کجای کارم اشتباست
و اینه شما یا ادمین واتس اپی ،تلگرامی گروهی چیزی ندارین..یا اینکه بخوایم راهنمایی بگیریم ازتون
با سلام.
آموزش کامل برون فکنی فقط در دوره تخصصی سه ماه آمده است.
به هر حال عدم احساس ارتعاش به نبود انرژی بالا در چاکراهای شما و عدم توانایی گردش آن در بدن است و باید علاوه بر خلسه، بر روی چاکراها هم کار شود.
موفق باشید
سلام و خسته نباشید. امروز بعد از مدیتیشن همونطور دراز کشیدم و چشامو بستم. حالت خواب و بیداری بودم. اولش داشتم خواب میدیدم بعد یهو حس میکردم توی تونل باد هستم و صدای باد توی گوشام بود. حس بالا رفتن داشتم و گرمای زیاد، در عین حال صداهارو میشنیدم و همش حس میکردم خواهر زاده هام میان توی اتاقم و جالبیش این بود که چشامو باز میکردم نگاه میکردم میدیدم نیستن و وقتی چشامو میبستم دوباره به همون حالت برمیگشتم. این آیا برونفکنی بوده؟ وقتی هم که از اون حالت خارج شدم به خودم گفتم من دیگه هیچوقت نمیتونم همچین… بیشتر »
سلام
اصلا تلقین نکنید که نمی توانید دوباره تجربه کنید. با تمرین هم که شده حتما به آن می رسید. تجربه شما حالاتی از حالات خروج از بدن مثل برون فکنی و رویابینی بوده است.
متشکرم از پاسختون. جالبه دو روز بعدش دوباره بعد از مدیتیشن خوابیدم و وقتی میخواستم بیدار بشم به محض اینکه چشامو باز کردم یه عالمه صداهای هم همه میشنیدم، صدای موسیقی میشنیدم، خودم فهمیدم که این میتونه برونفکنی باشه سریع چشامو بستم اما هر کاری کردم نتونستم پاشم،حتی طناب رو هم تصور کردم که میخوام بگیرمش و پاشم اما نهایتا سرم رو تونستم جدا کنم و دوباره برگشتم توی جسمم و بلافاصله بیدار شدم.
سلام
اگر نتوانستید بلند شوید احتمالا میزان انرژی شما کم بوده است و کالبد اختری ثانویه به طور کامل ایجاد نشده بوده است. میزان تمرینات انرژیکی را بیشتر کنید احتمالا مشکل حل شود.
سلام و وقت بخیر هنگام برونفکنی صدای انفجار و ترقه مانند میشنوم،دقیقا وقتی که میخوام بلند بشم این صداها منو از خلسه بیرون میاره و کلا پرت میشم! مشکل از کجاست؟ نزدیک به ۲۰ ساله حس میکنم توی اتاقم موجوداتی هستن که قصد شوخی کردن و بازی با من رو دارن،و دقیقا بعدازظهرا گاهی صدای گربه ،خرخر،ترقه،انفجار،آروغ،و چنین صداهایی میشنوم اما نه مداوم! وسایلام و لباسایی که دوس دارم گاهی جابجا میشن و بعد از پیدا شدن یا دوختشون باز شده یا خیلی کثیفن! گاهی هم انگار کتک میزنن و ارتعاشش رو حس میکنم ولی درد نداره! چطور با اینها… بیشتر »
سلام
ماری عزیز، شنیدن صداهای مختلف مثل انفجار و هواپیما و از این قبیل، عادی است ولی باید سعی کرد به این صداها بی توجه ماند.
آیا غیر از شما هم کسی این صداها را می شنود و وسایل او جا به جا می شود؟ آیا وقتی هاله دفاعی ایجاد می کنید احساس ارتعاشات آنها کمتر می شود؟
خیر،تا جایی که یادمه از بچگی فقط من متوجهشون بودم،و گاهی بعضی از فامیلا که میومدن خونمون احساسشون میکردن،اما همگی مربوط به بیش از ۱۵سال قبل هست و الان فقط من متوجهشون هستم!
فقط هم توی اتاق من هستن!و جابجایی وسایل توی اتاق صورت میگیره!
چطور بفهمم خونه یا اتاق من درگیر اینچیزا هست؟خیلیها میگن خونهتون جو سنگینی داره و زیاد نمیمونن پیش ما!
سلام
ماری عزیز شاید غیب لمس باشید. سعی کنید روزی دو بار هاله دفاعی ایجاد کنید و هر چند مدت یک بار روش پاکسازی منزل را پیاده کنید تا مشکلات کمتر شود.
درود من امشب سعی در انجام پرواز روح کردم و پاهام سرد شد و تپش قلبم بسیار بالا رفت روی مبل دراز کشیده بودم و تصور کردم که طنابی از سقف به پایین اومده و سعی کردم که بدنم رو از اون روش جدا کنم اما فقط دستانم حرکت میکردن انگار که دارم از طناب بالا میرم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد علتش چیست چرا موفق به پرواز روح نشدم ؟ کجای کار اشتباه کردم
درود
گاهی به خاطر هیجان و همین بالا رفتن ضربان قلب، ذهن از حالت خلسه خارج میشه و پرواز روح متوقف میشه. تمرین زیادی میخواد تا این هیجانات کنترل بشه. گاهی هم سطح انرژی بدن کمه و چاکراها به خوبی باز نشدن و انرژی لازم برای ساخت کالبد ثانویه فراهم نیست.