

افرادی که به سمت تزکیه نفس و خودشناسی و عبادات و ریاضات الهی میرن معمولا پس از مدتی دارای برخی از کرامت ها و توانایی های معنوی میشن. البته بروز کرامت در افراد دلیلی بر قربشون به خدا نیست. برخی از عارفان بزرگ الهی حتی تا ۴۰ سال عبادت سخت هم هیچ کرامت و توانایی ماورایی نداشتن و بعد از اینکه آزمایششون رو پیش خدا پس دادن دارای توانایی های معنوی عجیب شدن مثل طی الارض و زنده کردن مردگان، چشم برزخی و ….
متاسفانه عده ای از افراد قدرت طلب به محض اینکه چنین چیزهایی رو میشنون ناخودآگاه این راه ریاضت اسلامی و تزکیه رو انتخاب میکنن تا به اون قدرتها برسند. بدی کار اونها این هست که دارند خودشون رو گول میزنن که برای خدا و خودشناسی، عبادت و ممارست روحی میکنند و حتی خودشونم باورشون میشه. نماز اول وقت میخونن و روزه های سخت میگیرن و فکر میکنند واقعا الهی شدند ولی ته دلشون اینه که به قدرت معنوی برسند و بتونن فکر بخونند و دید اختری پیدا کنند.
قدرت انسان در گول زدن خودش شگفت انگیزه. عبادتی که خالصانه برای خدا نباشه و نیتتون چیزی جز اون باشه تنها نفس پرستی خودتونه. نفس پرستی هم چیزی هست که تو فرقه های شیطانی و دست چپی دنبال میشه یعنی رسیدن به نهایت قدرت خود. بنابراین کسی که میخواد به قدرت معنوی برسه و خدا رو بهانه کرده چه فرقی با یک انسان شیطانی و مشرف شده کلیپوتیک داره؟ حداقل دسته دوم خودشون رو گول نمیزنن که دارن برای خدا کار میکنند و با خودشون صادق هستند که بله ما قدرت میخوایم ولی دسته اول در چنان جهل و انکاری فرو رفتن که همون بزرگترین حجاب اونهاست.
عبادت و تزکیه نفس تنها وقتی معنی داره که عشق خدا رو در دلتون شعله ور کنه و به اون نزدیک شید. اگر خدا بخواد به شما توانایی ماورایی میده و اگر نخواد نمیده. شما در جایگاهی نیستید که به خدا تعیین تکلیف کنید چون هر کاری میکنه از روی خرد و بسته به جنبه شماست. گاهی داشتن کرامت و توانایی ماورایی میتونه باعث دور شدن شما از خدا بشه اگر جنبه نداشتید. برای مثال فردی بهم میگفت که موقع نماز خوندن نورهایی رو میبینه و غرق در اونها میشه. خیلی خوشحال بود که خدا بهش نظر کرده. بهش گفتم آیا اون موقع که حواست به اون نورها پرت بود باز هم به فکر خدا بودی؟ لحظه ای فکر کرد و گفت نه…. در واقع مشاهده اون نورها نه تنها اون رو به خدا نزدیک نکرد بلکه باعث حواس پرتیش شد ولی اگر اونها رو نمیدید همچنان تمرکزش روی خدا باقی میموند.
بنابراین حتی اگر به توانایی ماورایی هم رسیدید از خودتون بپرسید این قدرت معنوی چه قدر منو به خدا نزدیک کرده؟ نکنه از این بعد باعث شه برای تقویت اون توانایی ماورایی عبادت کنم و عبادت خالصانه خدا رو فراموش کنم؟
یک سری چیزها جذاب هستند مثل داشتن دید اختری و آگاه شدن در رویاها و پرواز روح و …. همون طور که خوردن و خوابیدن حق مسلم است اونها توانایی ها هم بخشی از قدرت عظیم روح انسانه و داشتنشون چیز بد و مذمت باری نیست ولی به خودی خود باعث الهی شدن شما نمیشن. اگر قرار بود کسی با این چیزها الهی بشه الان افراد پیرو مناسک شیطانی که کلی از این قدرتها دارن باید همگی سر خشوع در برابر خدا خم کنن ولی هیچ ربطی نداره. یک نفر ممکنه استاد ماورا باشه ولی حتی هیچ اعتقادی هم به خدا و … نداشته باشه مثل خیلی از شاخه های جادویی. آیا آلستر کراولی که از بزرگترین جادوگران معاصر بود و تک تک ۷۲ دیو گویشا رو احضار کرده بود و توانایی های ماورایی اون مورد تایید خیلی از هم قطاران او هست نماز جمعه میرفت و ناله های عاشقانه الهی سر میداد؟ خیر….داشتن توانایی ماورایی هیچ ربطی به نزدیک شدن به خدا نداره مگر کسانی که در نشانه های جهان (چه ستاره ها چه پدیده های زیستی و علمی و ماورایی و …) با خرد و تفکر مینگرند و به خاطر معرفت بالاشون وجود خدا رو در تک تک پدیده ها تایید میکنن.
خلاصه ممکنه بزرگترین عارف الهی باشید ولی هیچ توانایی خاص ماورایی نداشته باشید….
متاسفانه بسیاری از کارهای ما بوی ریا و نفع طلبی میده. حتی ممکنه در تضاد باورها و اعتقادات ما باشه ولی چون برامون قدرت و منفعت میاره اون رو انجام میدیدم.
از همین امروز تکلیف خودتون رو مشخص کنید. آیا عبادت شما برای خود خود خداست؟ یا چشم به قدرت ماورایی دارید؟ یکی ممکنه بگه چه اشکالی داره اون رو هم از خدا بخوایم. خواستن صادقانه یک چیز با اینکه خودمون رو فریب بدیم که داریم بدون چشم داشت خدا رو عبادت میکنیم خیلی فرق داره. اگر دنبال تزکیه نفس هستید که توانایی ماورایی داشته باشید دیگه منتش رو سر خدا و پیامبر نذارید و صادقانه بگید که بله دارم رو قدرتهام کار میکنم درست مثل تمرینات جادو. صداقت از گام های مهم خودشناسیه. حتی ممکنه به این نتیجه برسید که اصلا خود خدا براتون جذاب نیست و فقط قدرت میخواید و اگه بعد از چند سال عبادت نتونید ازش توانایی ماورایی بگیرید اون رو کنار میذارید و حتی به سمت شیطان میرید. این اتفاقی هست که برای خیلی از اطرافیان و دوستانم رخ داده و هر جا اسم قدرت معنوی بوده مثل آفتاب پرست رنگ عوض کردن و پیرو اون فرقه شدن و تا دیدند خبری از قدرت معنوی نیست سراغ یه فرقه و حتی خدای دیگه رفتن.
البته نمیشه کسی رو مورد قضاوت قرار داد. شاید دنبال کردن همون قدرتها خودش باعث بشه که آدم خود به خود بعدا عاشق منبع قدرت که خداست بشه. مثل دزدی که به خاطر منفت مالی به خانه ای رفت تا چیزی برداره ولی عاشق صاحبخانه شد. نمیشه از یک انسان از همون ابتدا توقع داشت که خالص خالص باشه و هر درس معنوی به ما یاد میده که چگونه به منبع نزدیک بشیم.
در مجموع چه توان داشته باشی از نظر عرفان خدا شناسی یا قدرت این نه به عبادت انسان است نه به خلوص و نداشتن ان هم به ناخالصی مربوط نیست … همه اینها یک سری پارامترهای انرژی هستند که در خود شخص وجود دارند البته نه در همه در برخی افراد بصورت تصادفی بر اساس قواعد ذرات و ریاضی ….و وقتی کمی بر اساس مراقبه نیرو کسب میکنتد این تواناییها بلفعل میشود که نه به خدا و کرامت دادن از جانب اوست نه به تلاش بینهایت خود شخص
نکته ی خیلی جالبی بود،ولی یه سؤال، چطور میتونم از رویابینی برای نزدیک شدن بخدا استفاده کنم؟لطفا توضیح بدین.
رویا بینی در واقع یک تصور و تخیل ذهنی است …. این برای شناخت خدا و حتی خودتان کافی نیست … مقوله رویابیتی در واقع به مانند بازی کودکانه ای برای ذهن انسان است برای درک خدا باید بدانی از کجا باید شروع کنی ، لازمه درک خداوند ابتدا خودشناسی است بنابراین توصیه میکنم وقت خود و انرژی گرانبها را صرف رویا بینی و امثالهم نکنید …. روی خودتان متمرکز شوید .. و تا میتوانید به خودت نزریک و نزدیکتر شوید با خودتان در وجودتان صحبت کنید بعنوان من فرضی و بهش تعهد دهید که در حوزه هایی که او… بیشتر »
رویابینی تام اگر همراه با جسارت باشد میتواند قدم بزرگی برای شناخت روح باشد.فرد قبل رویابینی بر نقاط تاریک روحش تمرکز میکنه و تو رویا میبینه
تو این عصر ک اسباب حواسپرتی زیاده.دیدن یه خواب روشن درباره ماهیت خودت میتونه عین فانوسی تو دستت باشه تو یه مسیر تاریک،ب هدف نمیرسونه،یاریگره
فقط ميتونم بگم فوق العاده
مخصوصا جمله ب ادم ميتونه بزرگترين عارف باشه ولي هيچ قدرتي نداشته باشه
عالي