

تحقیقات جدید به تازگی نور تازهای بر روی تجربیات مشترک مرگ (SDE) انداختهاند؛ زمانی که افراد زنده، همراه با فرد در حال مرگ، سفر او را به آنچه که ممکن است در پس از مرگ باشد، تجربه میکنند. در حالی که توجه زیادی به تجربیات نزدیک به مرگ (NDE) شده است، اطلاعات عمومی درباره تجربیات مشترک مرگ هنوز بسیار کم است.
پژوهش جدیدی که به بررسی این پدیده پرداخته، اولین تحقیقی است که بهطور گسترده به این موضوع پرداخته است. ویلیام پترز، بنیانگذار پروژه عبور مشترک است که هدف آن آموزش مردم درباره تجربیات تحولآفرین مرگ است. او همچنین نویسنده کتابی به نام «در دروازه بهشت» است.
پترز میگوید:
«تجربه مشترک مرگ زمانی اتفاق میافتد که فردی میمیرد و یکی از عزیزان، مراقب یا شاهد این مرگ، احساس میکند که در انتقال آن فرد از این زندگی به زندگی بعدی و در مراحل ابتدایی بعد از مرگ شریک شده است.» او ادامه میدهد: «این تجربه میتواند در کنار تخت بیمار، هنگامی که فرد در حال مرگ است، یا حتی در حالت دور از تخت بیمار، یعنی جایی که فرد در حال زندگی روزمره خود است، رخ دهد. در حالت دوم، فرد ممکن است در خواب باشد و خود را وارد تجربهای مشترک در مرگ ببیند که در آن پدیدههای مختلفی را تجربه میکند.»
پترز اضافه میکند که تحقیقاتش نشان میدهند که تا یکچهارم جمعیت جهان ممکن است تجربهای از این دست داشته باشند.
تحقیقات اخیر پروژه عبور مشترک، دامنه وسیعی از پدیدههایی را که در این تجربهها رایج هستند، منتشر کرده است. یکی از معمولترین پدیدهها تغییر در حس زمان و مکان است. بهطور ناگهانی، فرد احساس میکند که زمان یا فضا دچار تغییراتی شده است. ممکن است احساس فشار و کشش در سینه داشته باشد. اگر فرد در کنار تخت بیمار باشد، ممکن است روح یا جان فرد در حال مرگ را ببیند که بهصورت بخار، دود یا مه از بدن او بیرون میآید. همچنین، نوری که در اطراف اوست، تغییر میکند.

پترز در ادامه میگوید:
«بیش از ۵۰ درصد افراد گزارش دادهاند که دیدند فرد در حال مرگ، به سوی سفر جدیدی میرود. در برخی مواقع، این افراد قادر به برقراری ارتباط با فرد در حال مرگ نیز بودهاند. آنها همراه با عزیزشان در این انتقال، به نوعی حس نزدیکی و ارتباط معنوی را تجربه کردهاند.»
یکی از موارد جذاب این است که چند نفر ممکن است همزمان تجربیات مشترک مرگ را پیرامون یک مرگ خاص داشته باشند. آملیا، یکی از شاهدان، داستانی را به اشتراک میگذارد که درباره پسر ۱۰ سالهاش، تام است که به سرطان مبتلا بود و در نهایت درگذشت. آملیا در کنار پسرش بود و در هنگام مرگ او، نور زیبای یک زن روحانی را دید که پسرش را در دستان خود گرفت و به او گفت که «او را بهخوبی نگهداری میکند.» همینطور، وقتی آملیا خواهرش شارمین وارد اتاق شد، او نیز تجربهای مشابه داشت و دید که تام از تخت خود برخاست و به سمت بعد دیگری از جهان حرکت کرد.
آیا علم میتواند این تجربیات شگفتانگیز را توضیح دهد؟
پترز معتقد است که در این فرآیند، تغییرات انرژیای در حال وقوع است. او توضیح میدهد:
«ما همه انرژی هستیم و وقتی فردی در حال مرگ است، فرکانس انرژی او تغییر میکند. این فرکانس ممکن است شما را به خود جذب کند و شما نیز فرکانستان تغییر کند. من معتقدم که یک نوع کشش از این میدان انرژی به سوی تجربهکننده وجود دارد.»
یک جنبهی مهم دیگر از تجربیات مشترک مرگ، تأثیرات عمیق و مثبت آن بر روی شاهدان است. پژوهشها نشان میدهند که این تجربات باعث میشود که افراد پس از آن احساس کنند که عزیزان از دست رفتهشان در زندگی پس از مرگ بهخوبی و در آرامش به سر میبرند و این احساس که روزی دوباره با آنها ملاقات خواهند کرد، به طرز شگفتانگیزی از اضطراب و ترس آنها نسبت به مرگ میکاهد.
پترز در پایان میگوید:
«آنچه که ما امیدواریم این است که این تجربیات توسط سیستمهای بهداشتی و کسانی که از افراد در حال مرگ مراقبت میکنند، پذیرفته شود. این تجربیات میتوانند تحول عمیقی در نحوهی مرگ و دیدگاه ما نسبت به آن ایجاد کنند. امیدواریم روزی مرگ، تجربهای مشترک با عزیزان باشد و بهترین وداع ممکن را برای همه فراهم سازد.»