

هر انسان عادی دارای سه نوع آگاهی فیزیکی، اختری و ذهنی است. برای هیچ کس ممکن نیست که در یک لحظه در بیش از یک نوع از این آگاهی ها فعالیت کند. وقتی یک نفر از آگاهی فیزیکی خود استفاده می کند او نسبت به آگاهی های اختری و روحانی تر ناآگاه است. همچنین اگر در سطح آگاهی اختری وارد شود دیگر از آگاهی فیزیکی و ذهنی خبری نیست.
زمان معمولا به عنوان سلسله ای از وقایع توصیف می شود و آگاهی را نیز آگاهی از توالی از اتفاقات می دانند. این فقط در مورد آگاهی فیزیکی صحیح است. وقتی حواس پنجگانه به خوبی فعالیت کنند می گوییم که دارای آگاهی فیزیکی کامل هستیم. حواس پنجگانه چیزهایی هستند که آگاهی فیزیکی را می سازند. کسی که در یکی از این حواس مشکل داشته باشد نمی تواند آگاهی فیزیکی کامل داشته باشد هر چند که هنوز مفهوم آگاهی فیزیکی یعنی آگاه بودن از سلسله وقایع در مورد آنها برقرار است چون حواس دیگر او می توانند جای خالی یک حواس را حدودا پر کرده تا همچنان از وقایع اطراف خود باخبر باشد.
حواس پنجگانه قادر هستند تنها بخشی از جهان واقعی را برای ما ملموس کنند. برای مثال قدرت بینایی در سطح فیزیکی فقط می تواند طول موج های نور مرئی را دریافت کند. آگاهی فیزیکی می تواند ارتعاشات فیزیکی را دریافت کند. هر ارتعاشی از انواع ارتعاش های فیزیکی، اختری، ذهنی و روحانی تشکیل شده است. ارتعاش فیزیکی فقط روی آگاهی فیزیکی اثر می گذارد. ارتعاشات اختری هم فقط روی آگاهی اختری و همین طور در مورد بقیه نیز این تناسب برقرار است.
وقتی یک غیب بین توسط آگاهی اختری خود قادر به مشاهده دنیای اختری می شود بسته به پیشرفت معنوی، اخلاقی و ذهنی خود طبقاتی از عوالم دیگر را مشاهده کند. کسانی که در سطح پایین یا تکامل نیافته ای هستند جهان اختری را با موجوداتی ترسناک می شناسند همان طور که این حالت در دنیای فیزیکی نیز توسط سر و کار داشتن با افراد رده پایین دیده می شود. ولی کسانی که درجه معنوی بالاتری دارند جهان اختری را محیطی زیبا و درخشان به همراه موجوداتی دوستانه توصیف می کنند.
درجه بهره بردن از آگاهی اختری نیز متفاوت است. حدود ۹۰ درصد از غیب بینان، غیب بین های سمبلیک هستند. یعنی وقایعی که در عالم اختری می افتد را به صورت نماد مشاهده می کنند و موجوداتی که سعی در برقراری ارتباط با آنها هستند را نیز به صورت سمبل می بینند و نه خود واقعی آنها را. حدود ۸% از غیب بینان می توانند به دلیل پیشرفت و تکامل روحی خود درک شفاف تر و مستقیم تری از جهان اختری داشته و راضی کننده تر عمل کنند. آن ۲ درصد باقی مانده نیز می توانند کاملا مستقل از کمک موجودات اختری غیب بینی کنند و پدیده ها را مستقیم تر دریافت کنند.
کسانی که می توانند از آگاهی اختری خود به خوبی استفاده کنند از وقایعی که بر بدن فیزیکی و محیط اطراف آن می گذرد نیز آگاه هستند. بنابراین وقتی کسی یک نوع آگاهی را پرورش دهد آگاهی ها و جهان های زیر مجموعه نیز برای او ملموس تر می شود. غیب بینانی که در سطح آگاهی اختری فعالیت می کنند ظاهر موجودات اختری را شبیه بدن هایی که در خواب می بینند مشاهده می کنند. البته تفاوت هایی نیز وجود دارد. برخی افراد در سطح اختری قسمت های زیادی از بدن خود و دیگران را مشاهده می کنند که نمی تواند چندان دقیق باشد چون غیر ممکن است که بدن اختری افراد دارای همه بخش های فیزیکی مثل شبکه عصبی، چشم و مغز باشد. در جهان اختری، شب و روز و بنابراین تاریکی و روشنایی به مفهوم فیزیکی معنا ندارد بنابراین قدرت بینایی در آن نامفهوم است. پس داشتن دو چشم نمی تواند منطقی باشد به همین دلیل است کسانی که پرواز روح می کنند از همه جهات خود می توانند محیط اطراف را مشاهده کنند و دید ۳۶۰ درجه دارند.
برخی از غیب بینان درجه پایین به اشتباه می بینند که موجودات اختری پلک می زنند و با آنها صحبت می کنند و گاهی هم چشمان آنها از برق خرد می درخشد. ولی حقیقت اینکه موجودات اختری صحبت نمی کنند چون در جهان اختری چیزی که ما در سطح فیزیکی به عنوان امواج صوتی می شناسیم وجود ندارد. بنابراین بین این موجودات تله پاتی و انتقال فکر وجود دارد. بدن اختری تفاوت های زیادی با بدن فیزیکی دارد و شکل آن مطابق اراده تغییر می کند. صحنه هایی که در جهان اختری دیده می شوند نیز می توانند بلافاصله با اراده انسان تشکیل شوند. اگر آگاهی اختری کم باشد موجودات اختری می توانند فورا غیب شوند و ارتباط قطع شود ولی برای کسی که درجه آگاهی بالاتری دارد موجود اختری می تواند در صحنه باقی بماند. البته ماندن در سطح آگاهی اختری در بازه زمانی کوتاه است مگر اینکه کالبد اختری خیلی پیشرفته باشد. برخلاف بدن فیزیکی، بدن اختری شدیدا تحت تاثیر ایگو است. ایگوی انسان می تواند شکل کالبد اختری را مطابق میل خود تغییر دهد.
نوبت می رسد به بررسی آگاهی ذهنی که به بدن ذهنی مربوط می شود. ذرات این بدن نیز مانند بدن اختری در حال حرکت است. عملکرد این کالبد هنوز به خوبی شناخته نشده است. امواج و ارتعاشات روحانی به کالبد ذهنی و سپس به ایگو و کالبد های پایین تر می رسد. هر چه قدر درجه روحی فرد بالاتر می رود کالبد ذهنی او غلیظ و بزرگتر می شود و دیدن آن برای یک غیب بین راحت تر می شود. شکل آن با تفکرات انسان تغییر می کند و به ذهن وابسته است.