

سلام به دوستان گرامی
شاید اغراق نباشد که سرزمین ایران را مهد فرهنگ و ادب بدانیم.البته منظور از سرزمین ایران فقط کشور کنونی ما با مختصات جغرافیایی خود نیست بلکه کلا فلات ایران زمین از بلخ و قندهار و سمرقند گرفته تا کشور آذربایجان و حدودی از ترکیه و حتی کشور عراق که تمامی اینها آنچنان از این فرهنگ و تمدن متاثر بوده اند که هم اکنون نیز این موارد در تمامی کشورهای منفک شده مذکور به طور کاملا محسوسی مشهود است.گرچه اگر درصدد این باشیم که حق مطلب را کامل ادا کنیم این فرهنگ و زبان و ادبیاتش قسمتهای وسیع دیگری مانند هندوستان را نیز درنوردیده است.ولی موضوع جالبتر اینست که بسیاری از بزرگان این سرزمین در واقع اساتید چیره دستی در حوزه عرفان و ماورا محسوب میشوند.که در توصیف و شرح این حوزه به حق بهترین وسیله را بکار گرفته اند و آن اشعار عارفانه و بسیار زیبای این بزرگان است که باوجود انواع حوادث تاریخی و طبیعی که بسیاری از آثار گرانبهایشان نابود شده ولی کماکان دریایی از این کلمات زیبا را در اختیار داریم.انصافا برای به تصویر کشاندن معارف عرفانی و ماورایی در قالب کلمه و بیان روشی کاملتر و دقیقتر از سرایش اشعار وجود ندارد.به شخصه گذشته از اعجاز کتب مقدسی مانند قرآن من همیشه با خواندن دیوان حافظ شیرازی از طرفی محو صنایع ادبی و آهنگ موزون ابیات این مرد بزرگ میشوم از طرفی هم عمق بی انتهای معانی ناب آن مرا حیرت زده تر میکند.چه کسی میتواند ادعا کند که به تمامی مفاهیم و اسرار این اشعار واقف است.این عارف بزرگ چه حقایق و معارف نابی در سینه اش جاری بوده که فهم انسان امروزی از تمام آنها غیر ممکن است؟!
قطعا این اشعار در حالت عادی روزمره و صرفا از تراوشات ذهن و مغز فیزیکی سروده نشده است.من گاهی سعی میکنم یک بیت شعر همانند چنین اشعاری بگویم ولی هیچ وقت موفق نشده ام.بگذریم که کلا استعداد شعر گفتن معمولی را نیز ندارم.
سالها پیش در حالت مراقبه یا خلسه و مانند اینها متوجه شدم کلماتی معنی دار در قالب شعر از درونم خودبخود میجوشد و اشعاری بر زبان دلم جاری میشد.همچنین گاها نغمه های روحانی و الهی به گوشم میرسید که صوت داوودی و ماورای تصور آن مرا از شدت دلنشینی به گریه می انداخت.
نمیدونم دوستان خواننده هم چنین تجاربی را داشته اند یا نه.ولی گمان کنم برخی از شما هم درکش کرده اید.یعنی شعر گفتن و یا شنیدن صدای بسیار زیبای شخصی که میخواند و حتی اصوات قرآنی بسیار دل نواز که واقعا نمیشه در قالب جملات به تصویر بکشمشون.گاهی هم شده که در حالت خواب یا خلسه متوجه شدم در حال خواندن ترانه ای با نهایت هم ردیفی و قافیه ایه واژگان هستم.متاسفانه هر چه تلاش کرده ام یک مصرع یا خط آنها را پس از بیداری بیاد نیاورده ام.یکبار متوجه شدم شخصی در حال خواندن نوایی مانند قاریان قرآن است من هیچ وقت تصویری ندیدم که منشا اونو بدونم این صوت به قدری زیبا و هیجان انگیز بود که شاید خوش صدا ترین خواننده و یا قاری در برابر آن صوت هیچ است.یادمه از زیبایی این صدا و سوز شدیدش از فرط هیجان زبانم بند اومده بود و هر چی گریه من بیشتر میشد این صوت زیباتر میشد تا جایی که دیگه واسم قابل تحمل نبود و یواش یواش صدا ضعیفتر میشد یادمه تا لحظاتی بعد از بیداری هم این صدا به گوشم میرسید.بنظرم این صوت های بهشتی رو فرشته های الهی ایجاد میکنن.بعد از این تجارب بود که تازه فهمیدم عرفای بزرگ ما چطوری این همه شعرهای زیبارو سروده اند.ولی این قدرت ماورایی در اونها خیلی زیاد بوده که همشونو تونستن به حافظه بسپارن یا در حالت عرفانی نابی که توش بودن قادر به نوشتنشون بودن.و من یه گوشه ای از این حالت رو تونستم حس کنم.آقای رهبرزاده تو کتاباشون اکثرا اشعار روحی زیادی هم نوشتن و یه دیوان کامل اشعار روحی هم دارن ایشون میگفت من این اشعاررو همشونو تو حالات روحانی گفتم یا بهم القا شده و در حالت عادی قادر به گفتن یک بیتش هم نیستم.من چند سال بعد از این حرف تازه به اصل مطلب پی بردم.من نمیدونم آیا همه شاعرا این طوری شعر گفتن یا نه.ولی فکر کنم برخی از اونها تو حالت عادی با توجه به استعدادی که داشتن شعر گفتن یا میگن.به نظر من بین این دو دسته از اشعار خیلی فرقه.حافظ یا مولوی یا شمس تبریز و این دست از عرفامون که قدرتهای ماورایی و معرفت روحشون تا حدودی واسه همه روشنه.و دوستان اگه وقت بزارن کرامات و یا تجربه های این عزیزان رو بخونن مطالب بسیار جالبی نقل شده.من معتقدم یکی از نعماتی که ما ایرانیا داریم ولی به عمقش پی نبردیم دیوان اشعار عرفای بزرگمونه.با توجه به نحوه ایجاد این آثار هم جهت رسیدن به آرامش هم برای فهم موارد ماورایی و هم برای صفای دل و حتی پاکسازی چاکراها و خیلی موارد دیگه میتونیم ازشون استفاده کنیم.امتحانش ضرری نداره دیوان مولانا یا حافظ رو هر روز چند دقیقه بخونید و رو مفاهیمش هم تامل کنید.اگه خوب دل بدین شک نکنین بعد یه مدت متوجه تغییرات زیادی تو حالاتتون میشین.میگن شمسو مولانا تو مسیر ناچارا باید از رودخونه ای رد میشدن که شمس به مولانا میگه ذکر یا شمسو بگو و پشت سرم بیا اینا از رو آب رد میشن که مولانا گوششو تیز میکنه میبینه شمس خودش داره ذکر یاعلی میگه و به خیال اینکه اون ذکر بهتره اونم میگه یا علی که یهو تو آب فرو میره شمس میگه هر ذکر با توجه به میزان برتری روحی اشخاص تعیین میشه.گذشته از صحت و سقم این واقعه میدونیم که پیام اصلی مطلب صحیحه.پس شاید برای اکثر ما بهتر باشه علاوه بر تلاوت قرآن از دیوان حافظ و یا نهج البلاغه هم شروع کنیم تا آماده ارتباط عمیق با آیات قرآن بشیم.گرچه خوندن قرآن برای همه مفیده و پیش شرط نداره ولی رسیدن به حکمتهای نهفته اون قطعا آمادگی و جلای روحی خاصی میخواد که موارد مذکور از بهترین گزینه ها هستن.
سلام محمد عزیز. موضوع جذاب و پرمحتوایی بود. خلسه در عرفای قرون گذشته نقش زیادی در شعر گفتن داشته. مولوی با همراهی رقص سماع یا شاید روش های دیگر به حالت از خود به خود شدن و جذبه می رسید. واردات غیبی در قلب عارف به سه دسته احوال، خواطر و جذبات تقسیم می شود که خلسه هم جزء دسته جذبه است. بعضی از شعرهای مولانا مستقیما به این همین حالت خلسه و جذبه اشاره دارد. توسل به انسانی برتر برای نزدیکی به خدا در شیعه پذیرفته شده است. به خاطر همین ما از افراد قدیسی مثل امامان می خواهیم… بیشتر »
سلام جناب سینا
ممنونم بابت توضیحات تکمیلیتون
خیلی عالی نوشتید آقا محمد عزیز، من هم به قدرت اشعار شاعر بزرگ حافظ شیرازی پی بردهام و برایم ثابت شده. امیدوارم همهمون اون اصوات زیبایی که اشاره کردی را نه در خواب بلکه در بیداری بشنویم و بیشتر از این دنیای مادی رها شویم، چه رمز و رازها و چه نیروهایی در عالم هست و ما نمیدانیم. ممنونم ازت
سلام anni عزیز
ممنونم شما لطف دارید.فکر میکنم خیلی از عزیزانی همچون شما این الحان و اصوات خوش را که هوش از سر میبرد شنیده باشید.بقدری این اصوات زیبا و شعف انگیزند که من بارها با خود گفته ام اگر اینها را در بیداری بشنوم قطعا تاب تحملش را نخواهم داشت.اشخاصی که میگویند صوت بارقه ای از خداوند است درست میگویند
من وقتی گل میکشم همین طوری میشم. یه بار گل زیاد کشیدم فاز شاعرانه برم داشت و ۴ صفحه شعر گفتم. وقتی از اون فاز بیرون اومدم خودم از شعرها تعجب کردم. این ربطی به حالت دریافت داره یا خودم خلاقیتم بالا رفته بود؟
سلام
پدرام عزیز، گل کشیدن اصلا برای سلامتی خوب نیست. اول شاید احساس خلاقیت کنید ولی بعدا آن قدر به مغز شما آسیب می رسد که اصلا ارزش ندارد.
سلام پدرام گرامی مخدرهایی از نوع حشیش یا گل یا از این دست مستقیما ذهن و کالبد اثیریو درگیر میکنه.باعث میشه که چاکراها فعالیتی شدیدتر پیدا کنند و … گرچه این نوع مواد یه حالتهایی رو در فرد بوجود میاره ولی اثر مخربش روی روان شدیده.اینارو رو مطالعه نمیگم.از طرفی هر فرد به طور خاص و منحصر بفرد تحت تاثیر این چیزا قرار میگیره.من منبری نیستم و موعظه کردنم دوس ندارم ادامه مصرف یا ترک اون فقط به خودت بستگی داره ولی هیچ وقت سعی نکن وقتی تو فازش رفتی دنبال تجارب ماورایی باشی.فردی که سالها نابینا بوده و طی… بیشتر »
کسی میدونه این صداها از کجاست؟ منم سرودی زیبا شنیدم خییلی زیبا ..منم نمیدونستم چه کسی داره سرود میخونه ولی به قدری زیبا بود که عاشق شدم..ی عشق واقعی..من مراقبه خاصی نداشتم ..یکبار نصف شب داشت برونفکنی غیر ارادی برام اتفاق می افتاد.. ولی مقاومت میکردم چون ترسیده بودم فکر کنم حالت خلسه بودم این صدا و آوازبی نهایت زیبا رو شنیدم درست یادم نیست قبل برونفکنی بود یا بعدش.. اون سرود خیلی موزون هماهنگ و زبان این دنیایی نداشت..مفهومش رو نمیدونستم اون صدا لحظه ب لحظه بهم نزدیکتر میشد و من از شدت زیباییش عاشق شدم و حس علاقه… بیشتر »
سلام
هدیه گرامی اتفاقا من هم مواقعی این تجاربو داشتم که با تمرین و قصد قبلی نبوده.چیزی که مسلمه اینه که این اصوات کاملا ماورایی و یا شاید بهشتی و ناشی از فرشتگان باشه.واقعا هم عشقه عشقی کلی و ناب
من توی حالت خلسه واسم زیاد اتفاق میفته که یه بیت از یه شاعر میاد توی ذهنم و تا آخر هی اونو ذهنی میخونم. اما خیلی وقتا جدیش نمیگیرم و فک میکنم اتفاقی این بیت ها میان توی ذهنم
بلی درسته منم اعتقاد دارم شاید دلیل اینکه اکثر مردم از از توسل به خدا و ائمه به جایی نمیرسن آماده نبودن روحشون باشه(البته همیشه گفتم اول تلاش بعد دعا و توسل)
سلام به همه ی دوستان 😉 خیلی دلم تنگ شده برای نوشتن تجربه، برای سایت، ولی چیزی مانع میشه. اولاش اهمیت ندادم و بازم برای ارسال یه سری تجربه نوشتم ولی صدای ذهنی بهم گفت اینا متعلق به خودته بازم گوش ندادم و متنها رو کامل کردم. خیلی زحمت روشون کشیدم و واقعا خوندنی شده بود ولی با اینکه سیو کرده بودم بی هیچ دلیلی پاک شدن و من واقعا فهمیدم نباید ارسال بشه الان که متن آ.محمد رو خوندم دلم خاست منم تجربه ام رو بگم امیدوارم تو این مورد مشکلی وجود نداشته باشه و ارسال بشه یه سری… بیشتر »
سلام
Famono عزیز هیچ اتفاقی بی حکمت نیست. بعضی تجربه ها شاید برای خود انسان به صورت راز است ولی بعضی از آنها می تواند به دیگران هم کمک کند.
سلام famono گرامی
در مورد ارسال تجارب میفهمم سخنانتان را برای من هم از این دست مسائل پیش آمده.خیلی مهم نیست که بدلایلش مفصلا پرداخته بشه.فقط نکته ای که هست اینه که در نوشتن مطالب این چنینی شک نداشته باشید شما با روحتان ارتباط برقرار میکنید و این یعنی همان از دل برامدن.گاهی نیز باید متن را بازخوانی کنید شاید مطلب یا موردی در آن نوشته اید که باید حذف شود و این دلایل زیادی دارد.توضیحاتتان هم در مورد اصوات و تجربه زیباتون دقیقا همون چیزیه که من درکش میکنم