

با سلام خدمت اعضای سایت ماورایی ارنوشا این دومین تجربه ای هستش که من دارم مینویسم
پسرخاله بابای من که سنش خیلی از من بزرگتره تو همین عید ۹۸ فهمیدم که مریض هستش و هر چی دکتر و روانشناس برده بودنش و خرجش کرده بودن خوب نشده بود یعنی حتی اینقدر دارو بهش داده بودند که حتی قیافش عوض شده بود
زن و بچه داشت که اونها هم بخاطر بیماریش ازش طلاق گرفتن اشناها خودشونم دقیق نمیدونستن بیماریش چیه…
من این موضوعو تو عید ۹۸فهممیدم و اواسط یا اواخر فروردین با این سایت اشنا شدم و داشتم میخوندم «زمانی ک من با این سایت اشنا شدم بدور از معنویت بودم و چند شب حتی خواب تسخیر شدن دیدمو ت رو همش حالت کسلی که با نماز خوندن مدیتشین و… دفع کردم جن هارو »
من مطالب رو خوندم و بعد از مدتی گفتم نکنه پسرخاله ی بابام رو جنها اذیت میکنن؟ اینو ب پدرم گفتم پدرم گفت جن کجا بود بعدش باشه به تو چه ربطی داره نخود اش نشو و اینا
من عموم در جنگ تحمیلی شهید شده و پدربزرگ پدریم هم فوت شدن یه دو سال پیش
پدربزرگ من میاد تو خواب یکی از عمه هام و بهش میگه که علی رو(پسرخاله بابام اسم مستعار) یه بند به این دنیا نگه داشته دعای علی اصغر بگیرید تا ازاد شه یه همچین چیزی دعاشم مطمئن نیستم همین بود
مادربزرگ من این دعا رو میگیره و خب پسر خاله پدرم میمیره فرداش
که بعدش عمه ام ادامه خوابشو تعریف میکنه که یه پرنده میاد و بند پاره میشه اون میره…..
حالا من چند وقت بعدش نماز مغرب تو قنوت نفرین میکنم میگم خدایا اگر کار جنی بوده اونو لعنت کن اگر صلاح میدونی و اینا یکمم عصبانی میشم
همون موقع یه بو گندی تنفس کردم سرم. یوهو تو قنوت افتاد پایین دیدم یه چیز سیاهی رد شد حالا نمیدونم ناخوداگاهم فیلتر کرد چهره کاملشو یا نه چون چشم سومم هنوز کامل باز نشده
تو قنوت من میگم خدایا ولش دورش کن بعدش نمازم تموم میشه صدا قران میذارم و ایت الکرسی میخونم و بعدش نماز عشا رو میخونم و دیگه تا الان چیزی حس نکردم.
با سلام.
خدا رفتگان شما را رحمت کند.
موفق باشید
با سلامخدمت آقا سجاد امیدوارم که خداوند حامی شما باشند و از آزار و مضرت هر نوع جنی در امان باشید …. برای آرامش خودتون هم که شده ؛ لطفا اصلا به هیچ عنوان نفرین نکنید…… منتجربه ای که شما نوشتید را به چشم خودم در مورد دوست صمیمی خودم دیده ام…..دوستم ۴ سال تمام به تسخیر اجانین در اومده بود و هر نوع دکتر روانپزشکی رفتن و هر انرژی درمانی که در ایران وجود داشت نتونستن راه درمانی براش پیدا کنند. در نهایت توسط شخصی که ریاضت های خاصی انجام داده بود و در هند دوره دیده بودن درمان… بیشتر »
خیلی ممنون بابت نگرانیتون
من محافظت شده هستم و طوریم نمیشه ♥
ولی خب بعضی وقتا حس میکنم ذهنم رو بروم واستاده فحش میده به فلان جن و اینا سر همین موضوع مجبورم خیلی مدیتشین کنم و اهنک گوش ندم و زیاد غذا نخورم چون افکارم باهاشون تشدید میشن و این فحش ها بیشتر
به نظرتون ربطی به جن داره؟
اقاب علی خانی شما نظری ندارید ؟
با سلام.
تجربه جالبی بود هم بحث رویای صادقه آن و هم تجربه رویارویی با موجودی غیرارگانیک.
مرگ و زندگی دست خدا است و جنها این قدر آزادی عمل در گرفتن جان انسانها ندارند. شاید اتفاقی که در نماز افتاد هشداری بوده است در مورد اینکه واقعا کار آن موجود نبوده و نباید خلایق خدا را بیهوده نفرین کرد. چیزی که فعلا واجب تر است دادن خیرات به متوفی است. خدا او را بیامرزد.
موفق باشید