

وقتی ما به خواب می ریم کالبد اختری ما به طور غیرارادی از بدن خارج می شه. اگه کسی پرواز روح کنه کالبد اختری بقیه رو معمولا به شکل جسم فیزیکی که اون افراد دارن مشاهده می کنه و از همین رو، اون انسان ها براش قابل تشخیص هستن. اگه کالبد اختری ماهیت انرژیکی داره و می تونه به هر شکلی دربیاد پس چرا غالبا به شکل بدن فیزیکی اون افراد دیده می شه؟
اول از همه باید بدونیم که انسان دارای کالبدهای انرژیکی مختلفی هست و مرکز همه اونا وسط کالبد جسمانی قرار داره ولی ادامه اونا می تونه از مرز بدن فیزیکی هم عبور کنه. به خاطر همینه که هاله ای رنگی از انرژی، نه تنها داخل بدن بلکه اطراف اون هم توسط هاله بین ها مشاهده می شه. البته ممکنه همه این کالبدها و هاله اونا توسط یه غیب بین قابل مشاهده نباشه. مثلا کسی که فقط سطح اختری رو می تونه ببینه فقط کالبد اختری و اتری رو می تونه تشخیص بده ولی هاله کالبد ذهنی رو نمی تونه مشاهده کنه. پس بررسی هاله کالبد اختری راحت تره و درک اون می تونه به درک سایر کالبدها هم منجر بشه. پس ما هم همین مورد رو برای مثال هامون انتخاب می کنیم.
وقتی هاله یه انسان بررسی بشه دیده می شه که غلظت کالبد اختری، توی خود بدن فیزیکی خیلی بیشتر از نواحی خارج از بدن هست. یعنی هر چه قدر از لبه کالبد فیزیکی به نواحی دور تر از خارج بدن نگاه می کنیم انگار هاله رو به محوی و بدون شکل بودن می ره. این می تونه به خاطر جاذبه بین سلول های بدن فیزیکی و کالبد های انرژیکی باشه.
این وسط، لازمه اضافه کنم که وقتی تمرین هاله بینی می شه گفته می شه با دید جانبی به لبه خارج از بدن نگاه کنید. این کار به این خاطره که اوایل، تشخیص کالبدهای انرژیکی تو نواحی خارجی بدن به دلیل اینکه توی پس زمینه خنثی قرار می گیره راحت تره. مثلا شما قراره به دست خودتون نگاه کنید. باید پس زمینه سفید یا یک رنگی رو انتخاب کنید تا رنگ هاله دور دست، بهتر خودش رو نشون بده. ولی این طوری نیست که وسط خود دست، هاله نداشته باشه! اتفاقا غلظت انرژی تو اونجا بیشتره ولی برای یه فرد مبتدی، ممکنه باعث حواسپرتی بشه که از همون اول مستقیما به کف گوشت دست نگاه کنه. وقتی حرفه ای تر شد می تونه به هر جای بدن فیزیکی نگاه کنه و حتی نقاط بیماری رو از روی تغییر توی رنگ اون قسمت از کالبد انرژیکی تشخیص بده. پس هاله بینی صحیح اینه که هاله رنگی رو فقط دور بدن نبینه بلکه توی کل خود بدن و اطراف اون مشاهده کنه.
پس تا اینجای بحث رسیدیم به این نکته مهم که غلظت کالبدهای انرژی، در داخل بدن بیشتر از اطراف اونه. اگه کسی به خواب بره و کالبد اختری اون خارج بشه همچنان فرم اصلی خودش رو حفظ می کنه. یعنی فرم جسم فیزیکی که تراکم ماده اختری تو اونجا بیشتره و انگار از کالبد فیزیکی، قالب گرفته شده به علاوه هاله ای بدون شکل در امتداد بخش های خارجی اون. پس با اینکه دیگه جسم فیزیکی در کار نیست ولی به قدری ماده اختری از کالبد فیزیکی تاثیر گرفته که همون کافیه که بتونیم افراد رو زمانی که خارج از جسم و در حال پرواز روح هستن تشخیص بدیم و بفهمیم فلانی هست.
هر چه قدر فرد روی پیشرفت انرژیکی خودش کار کرده باشه، کالبد انرژی و هاله دور اون توی عالم اختری از نظم و شکل ثابت بیشتری برخورداره. ولی شکل کالبد و هاله کسی که سطوح پایین تری داره بی نظمی و حالت نامشخص تری داره و حتی ممکنه به صورتی دیده شه که فقط توده ای از ماده اختری درهم و بدون شکل خاص باشه و تاثیر کمتری از جسم فیزیکی گرفته باشه ولی به هر حال باز هم قابل تشخیصه که مربوط به چه کسی هست. اما هاله دور اون دارای عدم ثبات و درهم ریختگی بیشتریه و انگار بخاری از ماده اختری اون رو احاطه کرده.
من برام یه سوال پیش اومده که خوشحال میشم جواب بدید…از چه طریقی میشه از کالبدها پی به وجود بیماری درون فرد برد و این که چه بیماری هست؟و چگونه قابل درمان هست؟
درود
بیماری های فیزیکی رو راحت تر می شه از روی کالبد اتری (دومی) تشخیص داد و الگوهای ناهموار انرژی رو با حتی با لمس هاله تشخیص داد. البته اونایی که هاله بینی پیشرفته بلد هستن اطلاعات بیشتری می تونن به دست بیارن که تعداد این افراد خیلی کمه. برای بیماری های روحی هم لازمه که کالبد اختری رو بشه با هاله بینی مشاهده کرد. برای درمانش می شه از پرانیک هیلینگ استفاده کرد ولی نباید اون رو جایگزین طب عادی کرد.