

افراد زیادی از اینکه مجبور هستند شغل خود را پس از فرآیندهایی مثل تعدیل نیرو و یا اخراجی و استعفا از دست بدهند بسیار نگران و سرخورده می شوند. این افراد چنین مشکلاتی را به عنوان عذاب الهی تصور می کنند در حالی که می تواند زمینه رشد و پیشرفت آنها را فراهم کند.
مایکل که در تعمیرگاه کوچک خارج شهر کار می کرد پس از ده سال از کارش اخراج شد. او کار دیگری بلد نبود و از اینکه شغل خودش را از دست داده بود مضطرب شده بود و چند بار هم قصد خودکشی داشت. با زحمت زیاد کار گارسونی پیدا کرد و تصمیم گرفت در کنارش درس هم بخواند. رشته ای که او انتخاب کرده بود دندان پزشکی بود و قطعا هزینه بالایی داشت. او سالها کار کرد و درس خواند تا اینکه فارغ التحصیل شد و در رشته دندان پزشکی مشغول به کار شد.
اگر مایکل از شغل تعمیرکاری اخراج نمی شد آیا می توانست یک دندان پزشک موفق و پولدار شود؟
مشکلاتی که در زندگی ما پیش می آیند نشان می دهند که فلان مسیر مناسب ما نیست (یا حداقل دیگر نباید آن را ادامه داد) و باید به فکر تغییر بیفتیم. اگر نخواهیم به طور ارادی از دایره راحتی خود خارج شویم و تصمیمات جدید و سازنده بگیریم سرنوشت با برخورد شدیدتری ما را تکان داده تا به خود بیاییم و چاره جدیدی پیدا کنیم.
مشکلات می تواند درسهای جدید زیادی به ما دهد و انگیزه لازم برای حرکت را فراهم آورد.

تصور کنید پسری در گوشه خانه نشسته و علاقه ای به کار ندارد و فقط می خواد گیم بازی کند و تخمه بخورد. او از کار متنفر است و نمی خواهد حرکتی انجام دهد حتی اگر سالیان سال هم بگذرد. کافیست یکی از اعضای خانواده او دچار سرطان شود و کسی نتواند هزینه درمان او را دهد. خانه آنها هم مهلت اجاره اش تمام شده و خانواده زیر بار قرض رفته است. همان پسر به این نتیجه می رسد که زندگی همیشه با سرخوشی همراه نیست و اگر به خود تکانی ندهد خودش و خانواده و خانه اش بر باد می رود. بنابراین شروع به کار جدی می کند تا اجازه ندهد زندگی راحت او دچار تزلزل عمیق تر شود. او ممکن است به قدری کار کند که در حرفه ای مهارت پیدا کند و حتی آن را به عنوان شغل انتخاب کند و خودش را ارتقا دهد. ولی قبل از آنکه این مشکلات سراغ او بیایند حاضر بود تخمه خوردن و علافی را کنار بگذارد و دست به تلاش و یادگیری حرفه برای کسب در آمد بزند؟
در اینجاست که مشکلات نه تنها عذاب الهی نیستند بلکه رحمت هستند و می توانند باعث رشد و شکوفایی ما شوند. هر مشکل و پیش آمدی می تواند به قدری ما را متحول کند و کارهایی انجام دهیم که در حالت عادی حتی فکرش را هم نمی کردیم. افراد موفق کسانی هستند که نه تنها از مشکلات فرار نمی کنند بلکه از آنها به عنوان فرصت استفاده می کنند و به دنبال راه کارهای جدید می گردند زیرا اگر روش قبلی آنها مناسب بود اکنون دچار دردسر نمی شدند. بنابراین مشکلات، آینه صادقانه وضعیت پیشرفت در زندگی ماست و به ما می گوید در کجاها نقطه ضعف داریم و باید به مهارت های خود بیافزاییم.
این شامل فجایای طبیعی هم می شود. برای مثال وجود زلزله های متعدد در ژاپن به ژاپنیها هنر جدیدی در ساخت ساختمانها یاد داده است. ساختمانهایی بهینه که می توانند ریشترهای بالایی از زلزله را تحمل کنند و به همین ترتیب در برابر بلایای دیگر هم مقاوم باشند و طول عمر ساختمانها بالا رود. یا کشورهایی که دارای منابع طبیعی برای فروش نیستند می توانند به جای آنکه به کشورهای دیگر غبطه بخورند و خودشان را بدشانس بدانند روی صنایع دیگر خود تکیه کنند و اوضاع اقتصادی خود را شدیدا بهبود ببخشند به طوری که کشورهای دیگر را هم نیازمند صادرات ویژه خود کنند.
بسیار عالی.این مقاله خیلی به من کمک کرد.ممنون از سایت اموزنده و پرمطلب arnusha