

شاید دیده باشید که یک نفر بعد از اینکه یکی از عزیزان خود را از دست می دهد فورا شوکه شده و تا چند روز ممکن است گریه هم نکند. اطرافیان تصور می کنند که او فردی بی رحم و بی احساس است در حالی که او در حال تجربه بدترین شوک روحی است!
مغز در چنین حالتی به خاطر سنگینی تجربه و حفظ بقای شخص، واکنش های احساسی شخص را تا مدتی از کار می اندازد. به همین دلیل فردی که ضربه روحی عمیق می خورد اوایل مانند یک فرد مست عمل می کند و ممکن است بی اختیار کاری کند و توهم بزند. در آن لحظه چیزی را حس نمی کنند.

چنانچه برخی از علایمی که پس از ضربه روحی ایجاد می شوند از بین نرفتند شخص باید به دکتر یا روانشناس مراجعه کند. این علائم عبارت اند از:
– لرزش اندام ها و ضعف
– اسهال
– بی خوابی
– کاهش شدید اشتها
– زودرنجی
– عدم توانایی در فکر کردن و به یادآوری حوادث
– یادآوری ناگهانی آن رویداد تلخ
در حالت عادی، چند روز پس از تجربه حادثه تلخ و ضربه روحی، تازه متوجه می شوید که چه اتفاقی افتاده است و ممکن است بعدا یادتان بیاید که احساسات خود را بیان کرده و حتی گریه کنید. این مرحله حیاتی است بنابراین احساسات خودتان را سرکوب نکنید زیرا یا تبدیل به مشکلات شدید روحی دیگر می شوند و یا آنهه را به صورت دیگری تخلیه خواهید کرد. برای تخلیه آن می توانید بدون آسیب زدن به خود، عقده های خود را بر سر وسایل خالی کنید و حتی فریاد بزنید. شاید لازم باشد نامه ای به شخصی که ناراحتتان کرده بنویسید و هر چیزی که دوست دارید به او بگویید ولی نامه را پست نکنید و آن را پاره کنید چون تنها هدف آن خالی کردن احساسات شما بوده است.
اگر صحنه و خاطره تلخی که داشتید مدام به ذهن شما می آید می تواند از روش زیر استفاده کنید تا بار عاطفی آن خالی شود:
– اگر از به یادآوری خاطره احساس تنش کردید روش تنفسی شش بار تنفس در دقیقه را انجام دهید. دم شما چهار ثانیه و بازدم شما شش ثانیه طول بکشد. با این کار بدن و ذهن شما ریلکس می شود.
– به خود بگویید که آن حادثه تمام شده و دیگر نیازی نیست برای آن ناراحت باشید.
– حالا تصور کنید که آن خاطره بد به صورت یک تصویر در داخل تلویزیونی ذهنی است. وقایع را از فاصله دور مرور کنید. دقیقا حس کنید که آن تصویر با شما فاصله دارد و خودتان در حالت امنیت و آرامش هستید. تصور کنید که فیلم خاطره شما در آن تلویزیون در حال رنگ باختن و سیاه و سفید شدن و کوچکتر شدن است. به حدی که کم کم محو می شود و از خاطره شما نیز خارج می شود.
نکته: بسیار مهم است که آن حادثه تلخ را از اول( زمانی که هنوز ایجاد نشده بود) تا بعد از رخداد آن تصور کنید (تصویر پاره پاره نباشد). با این کار هر دو نیمکره چپ و راست، خاطره را پردازش کرده و شما از برانگیختگی فیزیولوژیکی که به آن واقعه مرتبط می شود و در شما محبوس شده بود رها کند.