

پدیده جالب دیگری که می توان توسط هیپنوتیزم آن را ایجاد کرد، تلقینات بعد هیپنوتیزم می باشد. شما به عنوان هیپنوتیزم کننده به سوژه در طی خلسه ای که قرار دارد تلقین می کنید که وقتی از حالت هیپنوتیزم خارج شد فلان کار را در فلان موقعیت انجام دهد. این کار معمولا به دو صورت انجام می شود:
– تعیین زمان: حتما دقت کرده اید که وقتی می خواهید صبح سر ساعت خاصی بلند شوید، خود به خود در آن ساعت مشخص از خواب بلند می شوید. انگار که درون ناخودآگاه ما یک ساعت درونی وجود دارد. همچنین توانایی تشخیص ساعت بدون نگاه کردن به آن تا حدودی در همه افراد مختلف دیده می شود. بنابراین شما می توانید به سوژه که در عمق مناسبی از خلسه قرار دارد بگویید که از فلان دقیقه یا روز یا حتی سال از زمان خروج از خلسه فلان کار را انجام دهد.
برای مثال فردی به خانمی در طی هیپنوتیزم گفته بود که ۵۶۴ دقیقه بعد از بیدار شدن، فلان کار را انجام دهد و یک نقاشی خاص را روی کاغذ رسم کند. آن خانم بدون آنکه حتی یادش بیاید چند دقیقه گفته شده و معادل چه زمانی می باشد خود به خود به صورت ناخودآگاه آن کار را راس زمان گفته شده انجام داد. در واقع ضمیر ناخودآگاه ما این توانایی را دارد که زمان دقیق هر چیزی را به خاطر بسپرد و به ما یادآوری کند.
نکته جالب توجه اینکه می توانید کاری کنید که سوژه کلا فراموش کند که شما آن دستور را داده اید و حتی یادش نیاید که آن دستور چه بوده ولی سر موقع آن را اجرا کند. برای مثال یک ساعت بعد همان کاری که شما گفته بودید را انجام می دهد ولی اگر از او بپرسید چرا انجام داده است تعجب خواهد کرد و یا سعی می کند دلایل دیگری برای آن بیاورد.
– تعیین موقعیت: روش دیگر اینکه فرد را پس از هیپنوتیزم وادار به انجام کاری که در طی خلسه به او گفته بودید کنید این است که به او بگویید به محض دیدن فلان چیز، آن کارهای از پیش تعیین شده را اجرا کند. مثلا به محض اینکه ببیند شما دست به آستینتان می زنید شروع کند به قدم زدن به مدت یک دقیقه. و او این کار را انجام میدهد حتی اگر فراموش کرده باشد که شما از او چنین خواسته ای داشتید.
البته دقت کنید که این کارها علاوه بر اینکه در هیپنوتیزم نمایشی انجام می شوند و جنبه سرگرمی دارند ولی در هیپنوتیزم درمانی هم کارایی بسیاری دارند. برای مثال در مورد کسی که از سخنرانی به شدت می هراسد می توان در طی خلسه به او تلقین کرد که به محض آنکه در برابر جمع قرار می گیرد و آماده سخنرانی می شود فورا آرامش به سراغ او رفته و با خونسردی به سخنرانی خود می پردازد.
در آیین های محلی نیز شکلی مشابه با تلقینات پس از هیپنوتیزمی دیده می شود بی آنکه حتی نام هیپنوتیزم را شنیده باشند. برای مثال در آفریقا افرادی هستند که به عنوان پیشگویان سرشناس شناخته می شوند و می توانند تاریخ دقیق مرگ مراجعین را بگویند. عجیب آنکه واقعا هم آن افراد به خاطر یقین به سخنان پیشگویان و تلقینی که عمیقا وارد ناخودآگاهشان می شود در آن تاریخ به نحوی فوت می کنند و مشابه حالت تلقینات بعد هیپنوتیزمی می باشد. دلیلش آنکه پیشگویی این پیشگویان در مورد افراد خارجی و کسانی که به آنها یقین ندارند هیچ گاه درست در نمی آید. انگار که پیشگویی آنها تنها با تلقین افراد کار می کنند. مشابه این حالت در مورد جادوگران محلی که ادعا می کنند اگر کسی فلان کار را تا فلان روز برای آنها انجام ندهد گرفتار بیماری و عذاب می شود و عجیب اینکه واقعا هم آن اتفاقات تلخ برای آن اشخاصی که از جادوگران می ترسند رخ میدهد. تعدادی از این تجارب واقعا ماورایی بوده ولی برخی از آنها تنها به خاطر تلقین خالی ایجاد می شوند.
یکی از راه های تشخیص اینکه واقعا فلان اثر ماورایی به خاطر نیروهای دیگر رخ داده و یا در اثر تلقین بوده این است که ببینیم آن اثرات در چه هنگامی به وقوع می پیوندند؟ آیا حتما باید خود آن فرد مبتلا در برابر مدعی حضور داشته باشد و به حرفهایش ایمان داشته باشد و یا اینکه حتی اگر غایب هم باشد و اطلاعی از موضوع نداشته باشد به وقوع می پیوندد؟