قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – فالگیر تاروت اینستاگرامی کلاه بردار (نوشته شیدا)
ژانویه 26, 2020
مقالات اعضا
اعتیاد و ماورا (نوشته محمد.و)
ژانویه 26, 2020

تجربه ماورا – مرگ دردناک (نوشته حیدری)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – مرگ دردناک (نوشته حیدری)

دوستان تا به حال مطالب و نظرات خوبی در مورد مرگ شیرین رفتگانی که داشتن نوشتن و حتما امثال اونها زیاده ولی خاطره ماورایی من مربوط به مرگ تلخه همسایمونه.

همسایه ما یه پیرمرد خیلی پولدار بود که چند واحد بزرگ ساختمانی داشت و دو تا زن هم گرفته بود و برای هر کدومشون یه واحد جدا تا زنهاش همدیگه رو نبینن. بچه ای هم نداشت چون انگار عقیم بود. هر چه قدر از خساست این پیرمرده بگم کم گفتم. با اینکه رستوران داشت غذایی که می خورد ته مونده برنج مشتری ها بود. البته این رو یکی از کارگراش می گفت. وابستگی این مرد به دنیا عجیب بود. البته وابسته هم نبود و یه جورایی مریض روانی بود. همیشه لباس کهنه می پوشید تا نگن پولداره و ازش کمک نخوان.

یه روز زد لگن این آقا شکست و چند مدت بستری شد. نمیدونم چه عملی روش انجام دادن که از اون به بعد مشکل قلبی هم گرفت. شایدم از قبل مشکل داشت. من خیلی در جریان سلامتیش نبودم تا اینکه یه روز دیدم زن اولش با جیغ و داد اومده دم خونه ما و میزنه تو سرش. هر کاری می کردیم آروم نمیشد. گفت شوهرش داره میمیره و کسی رو هم نداره بیاد کمک مگر اون زن دومش که بهتر نباشه.

رفتیم خونه پیرمرده. وقتی رفتم تو یادم رفت چرا اونجام. انگار داخل قصر رفته بودم. من و سه تا از همسایه ها رفتیم بالای تخت پیرمرد. دیدیم چشماش بازه ولی حرکتی نداره. انگار هیچ ارتباطی با این عالم نداره. فقط دیدیم هی میگه بذار سر جاش پدر…گ. بگیرینش دزدید…

همچنین بخوانید:   تجربه ماورایی شما - دیدن جن (نوشته ریحانه)

نمی دونم کی رو می گفت. انگار یکی رو میدید که داره وسایلش رو میبره. پیرمرده از عصبانیت صورتش می لرزید. خندم گرفته بود ولی جلوی خودم رو نگه داشتم. توی احادیث خونده بودم که شیطان موقع مرگ چیزهایی که دوست داریم رو جلوی چشم ما میاره و تهدید می کنه که اگه اشهد رو بگیم اون چیز رو نابود می کنه. البته کار اون پیرمرد از اشهد گفتن گذشته بود و فرقی به حالش نمی کرد چون گناه واسش تفریح بود و نزول خواری یکیش بود.

بعد دیدم مثل اینکه چیزی تو گلوش گیر کرده و خرخر می کنه. اینجا بود که فهمیدیم واقعا مشکل داره. زنگ زدیم آمبولانس. زنش خواست تنفس مصنوعی بده. نمی دونم تو اون شرایط درست بود یا نه. من روم رو برگردوندم اون ور چون دیدن اون صحنه تنفس مصنوعی بین زن و مرد درست نبود. پیرمرده به جای اینکه هوا بره توی شش هاش هوا رو با خرخر بیرون میداد. دیگه داشتم می ترسیدم. آمبولانس که رسید بردنش و دیگه ندیدمش. چند روز بعد مرد. خانمش می گفت توی اون چند روز همش یا توهم میزد و به یکی فحش میداد یا خرخر می کرد. فکر کنم جون به لب شده بوده ولی جونش در نمیومده و روحش نمیخواسته این دنیا رو ترک کنه. حالا دیگه هر چی بود خدا بیامرزتش.

 

 

مقالات مرتبط

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - بلیط قرعه کشی (نوشته سمیه)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
M.v
عضو
6 سال قبل

سلام جناب حیدری
تجربه تلخی بود ولی ممنون که هم خوب نوشتید و هم یعضی از مسایلو درست تعبیر یا تفسیر کردین.کاش اینگونه افراد دنیاپرست که از خیر رسوندن فرارین بدونن موقع رسیدن اجل با چه درد جانکاهی روبرو میشن و جدال بین روح و جسم برای رهایی و تسلیم مرگ شدن چه قدر دردناکه.خدا همرو رحمت کنه

مارال
مهمان
مارال
6 سال قبل

خرخر می کرد؟ چه وحشتناک…😨

M.v
عضو
6 سال قبل

سلام مجدد
اصولا در هنگام مرگ روح و کالبد اثیری از قسمت پایین پاها شروع به جدا شدن میکنند و فرد محتضر دچار حس سرمایی گاه طاقت فرسا میگردد و بتدریج تا بالای بدن فرد سرد میشود و اکثرا روح از طریق حلقوم و دهان فرد خود را آزاد میکند دلیل خرخر کردن شخص نیز همین است من خودم شاهد چند مورد از این خرخر کردنها در لحظات پایانی بوده ام و لزوما دلیل بر بد و گناهکار بودن شخص نیست

رفتن به نوار ابزار