

سلام خدمت همه اعضای محترم سایت ارنوشا.
این اولین تجربه من تو نویسندگی هست خاطره ای که میخام براتون بنویسم ماله ده سال پیش هست اما شاید باورتون نشه
روزی نیست که بهش فکر نکنم .داستان از اینجا شروع میشه که من دانشجوی سال سوم بودم و توی خوابگاه اقامت داشتم دی ماه بود و هوا خیلی سرد و یخبندان بود برف سنگینی هم باریده بود پنجره ها هم کیپ کیپ بسته بودن. فصل امتحانات بود هم اتاقیای من برای درس خوندن رفته بودن کتابخونه .من مونده بودم و یکی از هم اتاقیام که خوابش خیلی سنگین بود به خاطره هم اتاقیم مجبور بودم چراغ اتاقو خاموش کنم.ساعت سه صبح بود و من شدیدا تو بحبوحه درس خوندن بودم برای امتحان فردا که یه هو یه چیزی حواس منو به خودش جلب کرد دیدم در همه کمد ها دارن باز و بسته میشن اول فک کردم دارم خواب میبینم محکم چشامو باز و بسته کردم اون چیزی که میدیدم غیر قابل باور بود در همه کمدها داشتن باز و بسته میشدن مو به تنم سیخ شد حتی چراغ مطالعه امو به طرف کمد ها گرفتم گفتم شاید بچه ها دارن شوخی میکنن دیدم نه هیشکی نیس از شدت ترس نه میتونستم داد بزنم نه میتوستم تکون بخورم دوستمم که ماشالا همچین خوابیده بود سعی کردم اسمشو صدا بزنم اما دهنم قفل شده بود اصلا شاید باورتون نشه یخ زده بودم نمیتونستم باور کنم. پاهام میلرزید فک میکردم فقط اینطور چیزا تو داستانها میشه و خرافاته من اصلا قبل این اتفاق اعتقاد به این طور مسائل نداشتم.خلاصه خودمو به هزار مصیبت رسوندم جلوی در اتاق چراقهارو روشن کردم با روشن کردن چراغ ها در ها دیگه تکون نخوردن ومن زود خودمو انداختم سالن قلبم میخاست بزنه بیرون از شدت ترس به هیشکی چیزی نگفتم به خصوص به بچه های خوابگاه میترسیدم هزار تا اسم بزار روم .وقتی به خونوادم تعریف کردم فک کردن من خواب دیدم ,نتونستم پافشاری کنم روی این موضوع .از اون روز به بعد سعی میکنم کسانیکه خاطره مشابهی دارن پیدا کنم و باهاشون در میون بذارم
هنوزم هر شب یادم میفته بدنم میلرزه. وقتی میخابم شبا دقت میکنم به در کمد و در اتاقها علامت گذاری میکنم میترسم این خاطره وحشتناک تکرار بشه ممنون که داستان منو خوندید.
سلام اقای استاد خانی ۱سوال داشتم میخواستم لطفا با توجه به اطلاعات وتجربه که دارین دقیقا بهم جواب بدین تامن واقعیت بدونم بقیه هم که میخونن از این گرداب گمراهی که من درگیرم نجات پیدا کنن.۱ایا نگهداری کتاب های علوم غریبه که در انها طلسمات وادعیه موجود هست درمنزل باعث گرفتاری یا مشگل خواهندشد ایا موجودات غیر ارگانیک به ان منزل رفت وامد میکنن؟؟؟؟ایا نوشتن دعا در منزل باعث مشگلات میشه؟؟؟؟دعا نوشتم اما بخور مرسوم در علو غریبه رو انجام ندادم میگن موجب حشم موکلین میشه بعدا اسیب میزنن؟؟؟ من هر دو این موارد در منزل انجام دادم الان چند… بیشتر »
با سلام.
متاسفم برای مسائل پیش آمده.
بله بهتر است هر گونه طلسمات و کتب خطی سحر و جادو از منزل خارج شود و یا اگر دعایی غیرشرعی نوشته شده (یعنی منبع آن از قرآن و امامان نبوده) در آب جاری رها شود. به جای آن در خانه قرآن و چهار قل قرار دهید و دعای ابی دجانه (در اینترنت موجود است) را بنویسید و در زیر بالش قرار دهید.
موفق باشید
با سلام خدمت همة دست اندر کاران و کاربران سایت آرنوشا آنچه را نمیتوان کتمان کرد این است که مسلماً نیروها و انرژی هایی وجود دارند که میتوانند حتی غیر هوشمند باشند. ولی من احتمال قوی میدهم که هوشمند هستند. من هم خاطرات ماورایی زیاد دارم که هر جایی نمی شود مطرح کرد؛ بقول شما هزار جور انگ به آدم میچسبانند. برای بعضی از آنها میتوان گفت شاید چنین یا شاید چنان باشد ولی برای بعضی از آنها هیچ دلیل منطقی نمیتوان آورد. اتفاقی واقعی که چند سال قبل برای خودم پیش آمد را در اینجا خدمتتان عرض میکنم: چند… بیشتر »
با سلام.
ممنون از اشتراک تجربه ارزشمندتان.
موفق باشید
اول بدنتون قفل شده بود بعد تصویر می دیدید. شاید چند ثانیه زودتر. من اوایل خیلی اینجوری می شدم و همش دور و برم موجودات عجیب می دیدم یا می دیدم شخصیت هایی که توی تابلو های روی دیوار هستن دارن تکون می خورن مثل موجودات زنده. کلاه روی چوب لباسی پرواز می کرد تو اتاق کاملا واقعی بودن. ولی بعدا فهمیدم وقتی بدنم رو نمی تونم تکون بدم وارد حالت هوشیاری متفاوتی شدم که یاد گرفتم خیلی استفاده ها ازش کنم. و یاد گرفتم بدنم رو با زمیر نا خود آگاهم تکون بدم که از این حالت در نیام.… بیشتر »
با سلام در مورد تجربه ای که تعریف کردید بنظرم محل خوابگاه شما در شهری که تحصیل کردید محل رفت و آمد موجود (یا موجودات) ماورایی بوده که چنین اتفاقی برای شما پیش اومده و به احتمال زیاد این اتفاق برای شروع رابطه اون موجود ماورایی و علاقه اش به شما بوده ولی اینکه دیگه ادامه پیدا نکرده برای این بوده که اون موجود متوجه شده شما ترسیدین و آمادگی روبرویی با مسایل متافیزیکی رو ندارین بهمین خاطر دیگه کاری به شما نداشته. البته اینکه این تجربه رو به دیگرون اطلاع دادین مزید بر علت میشه که دیگه اینجور موجودات… بیشتر »