

من اعتقاد خیلی زیادی به فال دارم. پیش فالگیرای زیادی هم رفتم و چیزای عجیب خیلی شنیدم که بعدا درست دراومده ولی به خاطر هزینه بالایی که هر بار باید میدادم سعی کردم خودم فال گرفتن یاد بگیرم. شروع کردم از تاروت ولی هیچی نفهمیدم و کارتاشم نیست تو ایران. فال قهوه هم تفسیرش خیلی سخت بود برام. هر شکلی که ذهن آدم بخواد میتونه توی تفاله قهوه تصور کنه…بینهایت شکل.
فال رون و استخوان هم اصلا شناخته شده و قابل اعتماد نبودن. فال پاسور هم خیلی مسخرس. کف بینی رو هم امتحان کردم که بد نبود ولی نمیشه گفت فاله.
توی کتابفروشی چشمم به فال ای چینگ افتاد. خریدم و آوردم خونه. از اینکه آدمهای خاص و مشهوری مثل یونگ ازش تعریف کرده بودن خوشم اومد. تنها ابزارش هم یا چوب بومادرانه یا سکه. چند بار باهاش فال گرفتم تا کامل یاد بگیرم. بعد دیگه هر چی میشد میرفتم سراغ فال ای چینگ. جواباش خیلی دقیق بود. از آیندمم می پرسیدم تفسیر درستی میداد. از آشنایی با جنس مخالف تا انتخاب شغل و ورزش.
یه بار عاشق آقایی شدم که نمیدونستم مناسب منه یا نه. فال گفت خوب نیست طرف و تفاسیر طولانی داده بود که کاملا به شخصیت اون مرد می خورد ولی چون من خیلی عاشق اون مرد شده بودم با خودم گفتم فاله غلطه حتما.
بدبختانه هر چی جلو می رفتم به حرفای فال می رسیدم ولی نمیخواستم حقیقت رو قبول کنم. با خودم می گفتم من قوی ترم و سرنوشتم رو تغییر میدم ولی خب روی سرنوشت اون مرد که نمی تونستم اثر بذارم. من خودم رو کامل در اختیار معشوقم قرار داده بودم چون می خواستم به عمق عشق من پی ببره ولی آخر سر به من گفت تو هرزه ای و حتما با هزار تا دیگه بودی.
وقتی این حرفا رو شنیدم اومدم خونه و بعد گریه خواستم رگم رو بزنم. تا تونستم آرامش بخش خوردم تا فراموش کنم چی شده. چند ماه مست بودم و همیشه خواب آلود بودم. همین باعث شد از کارم اخراج شم. دیگه هم از خودم بدم میومد هم حوصله زندگی نداشتم.
به خاطر اینکه شکست عشقی رو فراموش کنم با مردای جدید آشنا میشدم ولی هیچ کدوم به دل نمی نشستن. همش به فکر اولی بودم.
دوستم بهم گفت تو خودتو دست کم گرفتی و اعتماد به نفست رو از دست دادی. سعی کن شوگر ددی پیدا کنی تا برات خرج کنه اعتماد به نفس بگیری.
دیگه داشت حالم به هم می خورد. دوباره یاد فال ای چینگ افتادم و رفتم سراغش. بهم گفته بود فاصله گرفتن از امور رنج آور برام خوبه. پس دیگه قرار گذاشتن با جنس مخالف رو کنسل کردم و هر چیزی که منو یاد معشوق قبلیم مینداخت رو دور انداختم. دکوراسیون خونه رو عوض کردم و بیشتر برای خودم وقت گذاشتم. از خودم عکس های هنری می گرفتم و زیبایی هامو تحسین می کردم تا قدر خودمو بدونم. به هیچ کس عکسها رو نشون نمی دادم تا دنبال تایید نباشم. مهم تایید خودم بود.
الان که فکر می کنم فالها بیشتر به درد آدمهای صبور و روشن میخوره. کسی که کله شقه خدا هم بهش بگه فلان کار رو نکن فایده نداره.
سلام ندای گرامی
ممنون از مطلبت منم چند وقت پیش زمانیکه ادمین گرامی پستی در مورد ای چنگ گذاشت راغب شدم و با سه تا شی غیر از سکه هم فال گرفتم خیلی تعابیر و توضیحاتش جالب بود.ولی خیلی خوشحالم یه خانم محترمی چون شما از ببخشید این مسایل کثیف مثل دوستی با یه مرد… که خیلی از دخترا آلوده این افراد بوالهوسه کثافت میشن تا تیغش بزنن نشدین.مفتخرم به غیرت خانمای کشورم موفق باشید
یی چینگ خیلی درسته. من در مورد رابطم با آقایی پرسیدم گفت کاری میکنی که آخرش به نفرت کشیده میشه. همین طورم شد.
کتاب ایچینگ رو از کجا تهیه کنم
با سلام.
کتابفروشی ها باید داشته باشند.
موفق باشید