

سلام
برای تقویت غیب شنوایی باز کردن چاکرای گلو را کار کردم. غیب بینی به خاطر اینکه با دیدن چیزهایی که شاید تحمل آنها را نداشته باشم را دوست نداشتم ولی حداقل صداها را می توانم تحمل کنم. توقع من از غیب شنوایی این بود که صداهای واضح مثل کسی که کنار من نشسته و صحبت می کند را بشونم. به خاطر همین نگران بودم نکند اگر کسی واقعا صحبت کند را با صدای جن و روح اشتباه بگیرم ولی تجربه من کاملا متفاوت بود.
همه چاکراهای خود را باز کردم تا رسید به چاکرای گلو. اینجا بود که بیشتر روی آن وقت گذاشتم شاید سه ماه. گفتار من بهتر شده بود و راحت تر می توانستم ارتباط اجتماعی برقرار کنم. حرف های من از حالت سادگی و بی تجربگی درآمده بود و رنگ و بوی خامی نمی داد. در هر موقعیت بهترین حرف ها را می زدم. وقتی می خواستم با موجود دیگری ارتباط برقرار کنم و صدای او را بشنوم به جای صدای واضح بیرونی، صدای ذهنی که شبیه صدای خودم بود را دریافت می کردم. تفاوتی با فکر خودم نداشت ولی به خاطر اینکه اطلاعات جدیدی بودند به آنها مشکوک شدم و چند بار خودم را تست کردم. گفتگوهای ذهنی من اطلاعات با معنی و جدیدی به من می دادند. هر موجودی با هر درجه ای که احضار می کردم بنا به شخصیت و علم درخور او اطلاع کسب می کردم. اینها برای بیداری بود.
در خواب همین صداهای ذهنی واقعی می شدند و بیشتر خواب های من به جای اینکه اطلاعات تصویری زیادی داشته باشد مکالمات معنی دار بیشتری داشت. یک بار خواب دیدم با موجودی به اندازه زمانی که برای من نیم ساعت حس می شد صحبت کردم. حرف های او زیاد بود و وقتی بیدار شدم فقط جمله های مهم را یادداشت کردم و چیزهای سودمندی به دست آوردم. بعضی از آنها در آینده اتفاق افتادند.
چیز جدید دیگر اینکه نسبت به صداها بسیار حساس شده ام. موسیقی های آرامش بخش و سنتی را دوست دارم ولی موزیک های با ریتم تند و ناهماهنگ باعث سردرد من می شود. تشخیص دروغ گفتن دیگران هم برای من راحت تر شده. نمی دانم این به چاکرای گلو مربوط است یا نه ولی امواج صداها به من این حس را منتقل می کنند که دیگران راست می گویند یا دروغ یا اینکه چیزی را از من مخفی می کنند.
سلام
نمونه دیگر غیب شنوایی هم در این تجربه آمده است.
سلام
خیلی دستاورد خوبیه.ولی نظر من اینه که بیش از حد رو یه چاکرات کار نکن شاید بد نباشه روی چاکرای قلب و آجنا هم کار کنی تا هم توان روحیت بالاتر بره وهم فشار دریافتها بین چند چاکرا تقسیم بشه
سلام من روى چاكراى گلو و ويشودهى كار كردم و دقيقا مشابه همين تجربيات شمارو داشتم اما اون قسمت كه گفتيد صدايى از درون من فكر مى كنم اون صداى خودبرتر تونه نه موجودات ديگه