

سال ۹۸ بود که تصمیم گرفتیم از آپارتمان قدیمی خود در شهر تهران به یک خانه جدید در حومه شهر نقل مکان کنیم. اسباب کشی کار سختی بود، اما بالاخره در روز مقرر تمام وسایل را به خانه جدید منتقل کردیم. روز بعد، من و دوستم برای مرتب کردن وسایل به انباری رفتیم. انباری یک اتاق بزرگ و تاریک بود که در زیرزمین خانه قرار داشت. همه چیز به هم ریخته و شلوغ بود چون اصلا به آنجا نمی رفتیم و هیچ وقت مرتب نمی کردیم. چند جسد موش هم روی زمین بود و بوی بدی از آنها می آمد. ما مشغول مرتب کردن وسایل بودیم که ناگهان صدایی از پشت سرمان شنیدیم.
من برگشتم و به پشت سرم نگاه کردم، اما چیزی ندیدم. دوستم هم گفت که چیزی ندیده است. ما فکر کردیم که شاید صدای یکی از وسایل بوده است، اما وقتی به وسایل نگاه کردیم، چیزی متوجه نشدیم. صدا دوباره شنیده شد. این بار بلندتر بود و از سمت دیگر انباری می آمد. من و دوستم دوباره به هم نگاه کردیم و این بار ترس در چشمانمان دیده می شد. بازم ضدا آمد، اما این بار همراه با یک سایه سیاه. سایه به سمت ما حرکت می کرد و ما به آن خیره شده بودیم. سایه به ما نزدیک تر شد و ما توانستیم آن را بهتر ببینیم. سایه سیاه بود و قد بلندی داشت. سرش را به پایین انداخته بود و نمی توانستیم صورتش را ببینیم. سایه به ما رسید و کنارمان ایستاد. ما می توانستیم نفسش را حس کنیم. نفسش سرد و متعفن بود. من و دوستم از ترس به هم چسبیده بودیم. نمی دانستیم چه کار کنیم. ناگهان، یکی از وسایل از روی قفسه افتاد و به زمین خورد. صدای افتادن وسیله باعث شد که سایه ناپدید شود.ما به هم نگاه کردیم و با ترس از آنجا خارج شدیم. این اتفاق ما را خیلی ترسیده بود، اما خوشحال بودیم که سالم مانده بودیم. بعد از آن، دیگر هیچ صدایی از انباری نشنیدیم. حس سنگینی همچنان در آنجا بود و من وقتی مشغول جمع کردن وسایل بودم مدام به پشت سرم و جایی که آن جن را دیده بودیم نگاه می کردم. خوشبختانه اتفاقی نیفتاد ولی ترسش در دلم مانده بود.
سلام
ممنون از نویسنده من فکر میکنم دوستمون داستانی ماورایی رو ذکر کردن نه تجربه.یسری از مطالبی که تو سایت با عنوان تجارب ماورایی فرستاده میشه ( فکر کنم همشونم راجع به اجنه باشن ) بیشتر شبیه داستان هاست.
نمیدونم شایدم تجربه و اطلاعات من تو این موارد کمه و اشتباه میکنم.
هر فردی آزاده که تحت عنوان مطالب ماورایی هر موضوعی رو ارسال کنه ولی جوری باشه که اصالت و درستی مطالب ماورایی نمود داشته باشه نه اینکه شبیه شوخی و داستانسرایی بشه