

سلام وقتتون بخیر
واقعا به راهنماییتون نیاز دارم چون در مورد اینجور مسائل اصلا اطلاعی ندارمو واقعا ترسیدم
من دچار فلج خواب شدم(البته قبلا هم این اتفاق افتاده که توی خوابو بیداری بودم و حرکتی هم نمیتونستم بکنم و برام عادیه)
ایندفه هم دچار فلج خواب شدم و کاملا مطمعنم خواب نبودم بلکه خوابو بیداری بود
ولی مشکل اینجاس یه چیز دیگم داشتم میدیدم!(تاحالا همچین اتفاقی ابدا نیفتاده بود)
نمیدونم چجوری توصیفش کنم ولی انگار ک روح بودو دیده نمیشد(ولی ن بصورت سایه یا دود)
انگار روح بود ولی مثلا به ی سری از قسمتای بدنش خاک یا چیزه سیاه رنگی فوت شده باشه ک قابل رویت میکردش(اصلا جزئیاتی ازش معلوم نبود صرفا در این حد بود ک بتونم حضورشو ببینم و حرکاتشو تشخیص بدم)
من نمیتونستم تکونی بخورم یا حرفی بزنم ولی باهام حرف میزد!و منم باهاش حرف میزدم ولی تموم گفتگویی ک داشتیم انگار توی ذهنم اتفاق میفتاد(توی ذهنم جوابشو میدادم و توی ذهنم جوابمو میداد)
زیاد حرف زد باهام ولی همشو یادم نیس
تنها چیز کلیدی که یادمه اینه که ازش پرسیدم ازم چی میخواد و اون کاملا روبروم قرار گرفتو گفت تورو میخوام!
عجیب اینه که توی اون لحظه کوچک ترین ترسی از این حرفش نداشتم ولی وقتی کلا از اون حالت خارج شدم انگار تازه فهمیدم چی به چیه و رسما پنیک کردم
و توی این مدت حرف زدنامون گاها بالای سرم قرار میگرفت گاها میومد روبروم و اون اواخر ازم دورتر شده بود
آخراش انگار ک تازه یادم اومده باشه یهو داشتم توی ذهنم بسم الله میگفتم ک دورش کنم و به تدریج از اون حالت خارج شدم
بازم تاکید میکنم ک مطمعنم خواب نبودم
و دقیقا شبش خواب دیدم البته ذاتا خواب زیاد میبینم(مخصوصا خوابای عجیب غریب)
خواب خوبی بود و حس خیلی خوبی داشتم
چیز زیادی ازش یادم نمیاد
فقط در این حد که انگار جاهای قشنگو میگشتم
ولی توی تموم طول خواب انگار ینفرم همراهم بود ولی اصلا چهرشو ندیدم تا آخرش ولی حس خوبی داشتم
(تاحالا کوچک ترین تجربه ماورایی نداشتم)
سلام. شاید موجودات سایه بوده. اون موجودی هم که باهاش حس خوبی داشتید احتمالا راهنمای روحی شما بوده.