قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

با تمرینات ماورایی که در اسلام اشاره نشده اند چه کنیم؟

توهم پارکینسون
دلیل توهم در افراد مبتلا به پارکینسون
فروردین ۳۰, ۱۳۹۹
فکر کردن به کسی
فواید تفکر آهسته
اردیبهشت ۱, ۱۳۹۹

با تمرینات ماورایی که در اسلام اشاره نشده اند چه کنیم؟

نور سفید

نور سفید

با تمرینات ماورایی که در اسلام اشاره نشده اند چه کنیم؟

سوال مهمی که ذهن مسلمانانی که علاقه به علوم روحی دارند و با تمریناتی مواجه می شوند که مستقیما در اسلام نیامده و حتی در آیین های دیگر دیده می شود این است که آیا انجام آنها مفسده ای در پیش دارد یا خیر؟

بنده با مطالعه چندین سایت رسمی پاسخگویی به مسائل شرعی که به نظر می رسید اطلاعات جامعی در این زمینه داشتند یک جمع بندی انجام داده ام و نتیجه گیری را بر عهده شما می گذارم.
ابتدا از این حدیث معروف پیامبر اسلام (ص) شروع می کنیم که می فرمایند علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد. مسلما علمی که در کشورهایی همچون چین باشد ارتباطی با اسلام ندارد. آنجا است که باید موضوعات یاد گرفته شده مورد قیاس با اصول اسلامی قرار بگیرد و آنهایی که در تعارض با شریعت هستند کنار گذاشته شوند و مطالب مفید آنها که مفسده ای در پی ندارد با شرط احتیاط و مشاوره با متخصصان علوم دینی فراگرفته شود.

در زندگی اهل بیت مواردی مشاهده می شود که گویای این است که کمک خواستن و یادگیری فقط نباید از مسلمانان باشد. برای مثال وقتی حضرت علی (ع) مورد ضربت قرار گرفتند و شرایط جسمی بسیار حساسی پیش آمد برای ایشان یک طبیب مسیحی آوردند. آیا خود امام علی (ع) و دو فرزند معصوم ایشان که دریای معرفت و علوم مختلف بودند نیازی به درمان های یک طبیب مسیحی داشتند؟ یکی از پیام های این تصمیم این بزرگواران این بوده است که بگویند دانش و تخصص فقط نزد مسلمانان نیست و اگر علمی سودمند باشد می توان از یک غیر هم دین هم یاد گرفت.

یا اجازه بدهید نگاهی به علم فلسفه و منطق اسلامی بیندازیم. مسلمانان در قرن های ابتدایی، منطق را با ترجمه کردن کتاب های ارسطو آموختند و سپس مفاهیم اسلامی را نیز به آن اضافه کردند. امروزه منطق ارسطویی یکی از دروس مهم و جدی حوزه علمیه است. آیا می توان گفت چون ارسطو مسلمان نبوده و چنین علمی را توسعه داده پس صحبت های او نجس است؟ اگر صحبتی صحیح و درست است یک مسلمان دارای ذکاوت از آن بهره می برد و در عین حال جوانب شرعی آن را هم در نظر می گیرد ولی متعصبانه علوم باارزشی که غیر مسلمانان آنها را بنا نهاده اند را دور نمی ریزد. علاوه بر منطق، فلسفه نیز مشابه همین مسیر را داشته است.

خداوند در سوره زمر آیه ۱۸ می فرماید که:

الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
ترجمه: آنانی که به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.

امام علی (ع) نیز می فرمایند: حکمت (و دانش) را فراگیر هر چند از مشرکان باشد (مشکاة الانوار، ص ۱۳۴)

اگر نگاهی به علوم تجربی و مادی هم نگاهی بیاندازیم همین طور بوده است. در دروس دانشگاه های اسلامی علومی مثل ریاضیات، کامپیوتر، جامعه شناسی، اقتصاد و … را حتی با متد های غربی می آموزند.

در مورد مسائل ماورایی که در اسلام به طور مستقیم اشاره نشده اند چه طور؟

این بحث را در دو بخش می توان انجام داد.

یک مورد این است که این مسائل در بین عرفای اسلامی مطرح شده است ولی مطالعه ما کافی نبوده و اطلاعی از آن نداریم. برای مثال خیلی ها تصور می کنند هیپنوتیزم از کابالا آمده است در حالی که فیلسوفان و عرفای برجسته اسلامی مانند ابن سینا، فارابی و شیخ اشراق با خلسه و هیپنوتیزم و کاربردهای آن آشنا بوده اند به طوری که یکی از روش های درمانی ابن سینا، استفاده از نواخت های موسیقی برای به خلسه بردن بیماران و شفابخشی آنها بوده است. امروزه هیپنوتیزم، دیگر افسون فکر و جادو نیست و علمی است که بیشتر، مورد توجه روانشناسان و روانپزشکان بوده و هیپنوتیزم درمانی را به طور رسمی به منظور امور درمانی و طبابت می آموزند.

همچنین بخوانید:   اثر افکار و کلمات بر ماده – آزمایشاتی مشابه آزمایش ایموتو این بار بر روی برنج (+ویدیو)

فقط در آیین های شرقی نیست که چاکراها و نقاط طب سوزنی معرفی شده اند بلکه در طب اسلامی و طب سنتی ایرانی هم مشابه این مسائل به صورت فشاردرمانی یا دلک و غمز، روغن مالی، تشخیص نقاط مناسب حجامت و رگ گیری موجود است. غمز نوعی فشاردرمانی که نقاط ویژه ای از بدن به منظور درمان بیماری فشار داده می شود و شبیه طب سوزنی چینی ها است. طب سوزنی نیز به دلیل بازدهی خوبی که داشته، در ایران به یک رشته دانشگاهی تبدیل شده است. اساس طب سوزنی هم کار با مجراهای انرژی بدن است (مشابه نادی ها و چاکراها).

چیزهایی مثل رویابینی و پرواز روح مطالب عجیب بیگانه نیستند. حتی اگر کسی پیرو آیین خاصی نباشد هم آنها را تجربه می کند. اینها توانایی های وجودی خود انسان هستند که خداوند در ما قرار داده است. افرادی هستند که بدون هیچ تمرینی قادر به آگاه شدن در رویاها هستند و یا موقعیت هایی را در زندگی خود تجربه کرده اند که روح خود را موقتا جدا از کالبد جسمانی دیده اند. اینها خود حقانیتی است از وجود آگاهی مستقل از بدن و امکان ادامه حیات توسط روح.

تمرینات رویابینی به شکل های گوناگونی در سر تا سر جهان آموخته می شوند. بسیاری از آنها متدی عادی و بر مبنای افزایش آگاهی ذهنی دارد و روانشناسان زیادی به صورت علمی بر روی این موضوعات تحقیق می کنند و رویابینی آگاهانه از مباحث جالب شناخت ذهن و امواج مغزی انسان می باشد.کتاب های فارسی زیادی نیز تحت مجوز کامل در ایران در مورد رویابینی به چاپ رسیده است.

بحث دوم در ارتباط با موضوع اینکه چرا برخی تمرینات ماورایی در اسلام نیامده است به موضوعات زیر باز می گردد:

علم در حال پیشرفت است و چیزهایی از روح، تجارب نزدیک به مرگ، انرژی ها و موجودات غیرارگانیک اثبات می شود که دید تازه ای برای ما می گشاید.

برای مثال هاله و چاکرا که صریحا در هندویسم و بودیسم اشاره شده اند مسائلی هستند که انحصاری عرفان آنها نیست و ویژگی بدن انسان بدون توجه به باور و مذهب او است. البته هاله انرژی درنقاشی هایی که توسط نقاشان مسیحی بر دور چهره قدیسین کشیده شده است نیز دیده می شود. عکس برداری کرلیان که ابداع کننده آن دانشمندی روسی بوده اثبات کننده وجود هاله انرژی در اطراف انسان است. هاله انرژی توسط متد های ویژه ای عکس برداری می شود و قابل نمایش به صورت تصویر است. در ایران موسساتی وجود دارد که می توانید به آنها مراجعه کنید و عکس هاله انرژی خود را بگیرید. پس این هاله به صورت واقعی وجود دارد و چون در هندوئیسم اشاره مستقیم تری شده دلیلی بر بطلان آن نیست.

وقتی علم چیزی را اثبات کند و ما به دلیل اینکه در اسلام این موضوع نیامده آن را رد کنیم بنابراین دین خود را علم ستیز فرض کرده ایم در حالی که یک مسلمان واقعی این طور فکر نمی کند و به پیشرفت علمی و استفاده از آن اهمیت می دهد و فقط سعی می کند نیت خود در مورد استفاده از آنها را با باورهای خود تطبیق دهد. مثلا تلفن که اختراع غربی ها است به خودی خود چیز بدی نیست. یا می توانیم از آن برای احوال پرسی استفاده کنیم ویا مزاحم تلفنی شویم. پس نیت ما و نحوه استفاده از آن چیز است که موجب انجام گناه یا دریافت پاداش می شود.

همچنین بخوانید:   کافران حقایق ماورایی

چه نکاتی را باید رعایت کرد؟

همانطور که برای استفاده از اختراعات غربی ها نیازی نیست دین خود را تغییر دهیم و مسیحی شویم برای به کارگیری تمرینات ماورایی آیین های دیگر نیز نیازی به تسلیم شدن محض در برابر عرفان آنها نیست. شما فقط چیزهایی را از تعلیمات آنها برداشت کنید که اولا تضادی با اصول و فروع دین اسلام نداشته باشد. برای مثال هندوها روش های مختلفی برای گفتن مانترا به منظور پرورش قدرت تمرکز فکر دارند. داشتن یک ذهن قوی انحصاری یک دین یا آیین خاصی نیست و به درد یک مسلمان هم می خورد. ولی به جای آنکه نام خدایان هندو را برای تمرین مانترا انتخاب کنید از نام های اسلامی استفاده کنید و یا جملاتی را بگویید که مفسده ای در آن نباشد. آنها به تناسخ دارند و معاد را قبول ندارند بنابراین این بخش از عرفان آنها را کنار بگذارید چون متضاد دین اسلام است. وجود چند تضاد هم نشان دهنده بطلان کامل یک چیز نیست و می توان فقط بخش های مثبت را استخراج کرد و از خرافات زدود. مثل یوگا که انجام حرکات فیزیکی آن اشکالی ندارد ولی نباید آن را برای رسیدن به خدایان هندو به کار برد.

برخی روانشناسان برای ترتیب قدرت تمرکز، تمرینات مشابه آیین های شرقی را توصیه می کنند که مشکلی در اعتقادات انسان ایجاد نمی کند. مثلا یکی از این تمرینات خیره شدن به یک نقطه سیاه است. خدا کسی را به خاطر افزایش قدرت تمرکز توسط نگاه کردن به یک نقطه به جهنم نمی برد. عقل واقعی یعنی تشخیص خوب تر از خوب و تشخیص بدتر از بد. چه بسیار گناهان کبیره ای که ما نسبت به انجام آنها عادت کرده ایم مثل غیبت، تهمت، زنا، ریاکاری و دروغ ولی چون عادی شده اند حساسیتی نسبت به آنها نداریم ولی تا اسم مدیتیشن می آید احساس می کنیم چهارستون دین ما لرزیده است در حالی که اگر مدیتیشن، آمیخته با خرافات هندوها و عرفان کاذب آنها نباشد و روشی برای شناختن بهتر احساسات و پرورش قوه تمرکز فکر باشد چه مشکلی می تواند داشته باشد به خصوص اینکه برخی روش های درمانی روان شناسی از آن گرفته شده اند مثل بعضی از تمرینات ان ال پی. البته منظور از مدیتیشن، تمرینات افزایش توجه و قدرت تمرکز و شناخت احساسات است و کاری با بخش خرافی عرفانی دیگر آن نداریم و نباید آن را جایگزین نماز و عبادت دانست.

برخی از افراد هم معتقد هستند نیروهای ماورایی نباید هدف زندگی باشند و در اثر عبادت خدا به صورت خودکار و کرامت جانبی پدید بیاید. صد البته هدف انسانها حتی هندوها هم کسب قدرت نیست و آنها هم اهداف تعالی خود را دارند (هر چند که باورهای متفاوتی دارند).

هر چند که این دیدگاه برای عارفان درست است ولی اگر کسی قصد کنجکاوی و شناخت توانایی های درونی خود را داشته باشد را نمی توان به زور به سمت ریاضات اسلامی سوق داد چون نمازی که به هدف کسب نیروهای ماورایی خوانده شود باطل است و عبادت فقط باید از روی اخلاص و تقرب به خدا باشد. افراد زیادی هستند که علاقه ای به عارف شدن در حد آیه الله بهجت ندارند ولی دوست دارند چشمه هایی از دنیای ماورایی را از روش های حلال تجربه کنند. اگر تمرینات آنها از مسیرهای شیطانی نگذرد و در حد چیزهای عادی مثل مراقبه و رویابینی و … باشد شاید همان ها برای آنها کافی باشد.
در هر حال باید احتیاط کرد. روش های مختلفی برای کسب قدرت های ماورایی وجود دارد. اگر حس می کنید انجام آنها شما را از مسیر عبادت دور می کند انجام ندهید. این در مورد همه امور صادق است. حتی اگر یک دوچرخه سواری ساده باعث غفلت شما از خدا می شود آن دوچرخه سواری، شیطان است.

همچنین بخوانید:   نقد عرفان کاذب اکنکار و پرواز روح

یک سری کارهای ماورایی مشخص است که حرام است مثل احضار جن به روش ساحران و نوشتن طلسم های جادویی که تحت هیچ شرایطی نباید آنها را انجام داد. کارهای ماورایی هم هستند که هم از مسیر صحیح و هم شیطانی قابل انجام شوند که در اینجا باید هوشیاری به خرج داد.

البته توصیه می کنم باز هم در این موارد تحقیق کنید و با علمای دینی و مرجع تقلید خود هم در مورد مسائلی که گفته شد مشورت کنید (نه با هر سایت افراطی مذهبی ناآگاه). مثلا شاید کسی نداند تله کینزی حرام است یا نه. می تواند از سایت های پاسخ گویی دینی سوال کند. برای مثال در مورد همین تله کینزی، نظرات برخی مراجع تقلید عزیز عبارت اند از:

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
به طور کلی چنانچه موجب ضرر معتدبه برای بدن شخص نشود و یا مستلزم حرامی نباشد فی نفسه مانعی ندارد.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
اگر در حد معقول و مفید باشد اشکالی ندارد مشروط به آنکه همراه با کاری خلاف شرع نباشد.

یا در مورد یوگا، بنابر استفتاء از مراجع تقلید، ورزش جسمی و تمرکز حواس با یوگا اگر باعث آزار و ضرر بدنی و روحی نگردد و با اصول و مبانی اسلامی تضاد نداشته باشد، اشکال ندارد. ولی برخی از مسلمانان افراط گرا، کل یوگا را هم به فتوای شخصی خود حرام می دانند در حالی که فتوا صادر کردن فقط بر عهده مراجع تقلید که بیشترین میزان تسلط بر علوم دینی را دارند است.

 

 

مقالات مرتبط

مهدی کریمی
مهدی کریمی
مهدی کریمی. علاقه مند به طب اسلامی، ترجمه مقالات معنوی، انرژی درمانی، دعا درمانی و سایر علوم ماورایی
اشتراک
اطلاع از
guest

5 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
admin
ادمین
5 سال قبل

متاسفانه یه چیزی هست به اسم کاسه داغ تر از آش. چند سال پیش حتی به رویابینی هم گیر می دادن تا اینکه فهمیدن اصلا ربطی به ماورا نداره و از موضوعات روانشناسیه و توی ایران به صورت پایان نامه هم روش کار میشه. حتی چند نفر از دانشجوهای روانشناسی که روی رویابینی کار می کردن باهام در تماس بودن. تله کینزی رو هم که یه مدت گیر میدادن ولی وقتی مراجع تقلید گرامی میگن مشکلی نداره نمی دونم چرا روش حساس هستن. چند مدت این جور سایت ها بسته شدن ولی خوشبختانه دوباره فعالیت می کنن. واقعا زمان می… بیشتر »

Lance
مهمان
Lance
6 ماه قبل
Reply to  admin

بسیار سپاس گذارم از توضیحات ارزشمند شما، خیلی صحبت های شما زیبا و با تدبیر بود، مهم ترین اصلی که در درجه اول به عنوان یک ارزش انسانی حتی در دین اسلام هم بهش تاکیید شده “تفکر کردنه” که از تمام این موضوعاتی که بیان شد دقیقا بطور کلی به همین اصل اشاره کردین، دراصل همینه، انسان دارای عقله درسته که بُعد معنوی و روحانی گاها ازعقل و منطق انسان خارجه، چون خداوند هم بارها در قرآن آن چیزی که باید برای ما آشکار باشه را بارها و بارها تاکیید کردن و آن چیزی هم که ما قادر به درکش… بیشتر »

javad72
عضو
5 سال قبل

سلام نکات خوبی رو اشاره کردید اما خب جدای از بخش علمی قضیه ( مثل هیپنوتیزم) بخش عرفانی مسئله واقعا نیاز به بررسی داره مثلا شاید ادعای عجیبی باشه که بگیم که یوگا که نماز عرفان بودائیسم هست، اگر به قصد شرک نباشه و از عبارات اونها هم استفاده نکنیم ( هیچ ) اثر سوئی نخواهد داشت چون اگر این ادعا رو قبول کنیم، باید این رو هم قبول کنیم که در اسلام هم دعا و نماز بدون اعتقاد هیچ تاثیری ندارد(درحالی که اینطور نیست و میدونیم مثلا نماز اول وقت یا دعا، ولو بدون اعتقاد، اثر گذاری خودش رو… بیشتر »

Somayeh
مهمان
Somayeh
2 سال قبل

چقدر حرفاتون عاقلانه دلنشین بود واقعا به دلم نشست🙏🙏

admin
ادمین
2 سال قبل
Reply to  Somayeh

درود
ممنون از توجهتون

رفتن به نوار ابزار