

به دلیل اینکه امورات ماورایی و حوادثی که پارانرمال تلقی می شوند در پرده ای از ابهام هستند و به شکل های گوناگون و عجیب در بین تمدن های مختلف دیده می شوند و به شکل دقیقی مورد بررسی نیستند بنابراین تصورات غلط رایجی در مورد آنها در ذهن مردم شکل گرفته است که در این پست در مورد آنها صحبت می شود.
این باورغلط بیشتر توسط صعنت سینما در بین مردم رواج یافته به طوری که محل فعالیت موجودات غیرارگانیک را محدود به خانه های خرابه با پنجره های شکسته و موزه ها و زندان های متروکه می دانند. البته برخی از این مکان ها واقعا ممکن است محلی تسخیر شده به حساب آیند ولی فعالیت موجودات غیرارگانیک فقط محدود به این اماکن نیست و ساختمان های جدید و وسایل نو هم ممکن است مرکز توجه برخی از موجودات ماورایی باشند و فعالیت های پارانرمال زیادی در مورد آنها گزارش شود. علت تسخیرشدگی یک مکان هم می توان بیشتر به رفتار و اعمال ساکنین آن منزل بازگردد.

هرچند که درست است که یکی از راه های رسیدن به توانایی های ماورایی، ریاضت کشیدن و انجام مراقبه های طولانی است ولی افرادی نیز هستند که به صورت مادرزادی توانایی هایی دارند که در بزرگسالی هم ادامه پیدا می کند و البته چون این قدرت ها به اختیار و تلاش آنها ایجاد نشده معمولا از آنها به عنوان دردسر یاد می کنند و ممکن است نتوانند نحوه صحیح استفاده از این توانایی ها را بدانند و یا حتی به عنوان افراد دارای اختلال روانی از جمله اسکیزوفرنی به آسایشگاه ها معرفی شوند.
برای اصلاح جمله بالا باید گفت که فقط عده کمی همت دارند و تلاش می کنند که این توانایی ها را در خود بیدار سازند چون بالقوه در همه ما انسان ها موجود است. البته هدف ما از آفریده شدن رسیدن به این قدرت ها نیست و بهتراست فقط باید به عنوان محصول جانبی خودسازی و پاکسازی نفس به آنها نگاه کرد. در غیر این صورت یا فرد هدف خود را به خاطر مشغولیت به آنها گم می کند و یا پس از رفع کنجکاوی از چنین قدرت هایی زده می شود و آرزو می کند که ای کاش اصلا به سمت آنها نمی رفت چون دیگر برای او هیجان انگیز و جالب نیستند و یا حتی دردسر ساز هستند.
این باور کاملا غلط است. ممکن است حتی نزدیک ترین دوست یا اقوام شما دارای قدرت ماورایی خاصی باشد ولی به خاطر ترس از مسخره شدن و یا مورد اتهام دیوانگی قرار گرفتن چنین مسائلی را بروز ندهد مگر آنکه بداند شما هم اطلاعات و درک کافی از این مسائل را دارید تا سفره دلش را برای شما باز کند. همچنین بسیاری از افراد روحانی که بعد از مرگشان در مورد توانایی ها و کراماتشان صحبت شده است در زمان حیات و در بین مردم عادی، افراد ظاهرا معمولی شناخته می شوند و کسی باور نمی کرده است قدرت خاصی دارند. در واقع آنها علاقه ای به خودنمایی ندارند و فقط در جاهای صحیح از کرامات خود استفاده می کنند.
درست است که انسان های عابد و کسانی که مجاهده با نفس می کنند این توانایی ها بیشتر در آنها دیده می شود ولی هر کس که قدرت ماورایی دارد الزاما از راه صحیح به دست نیاورده است. ممکن است فرد خنثی ای باشد که صرفا به خاطر پرداختن به مراقبه و یوگا به قدرت هایی دست یافته و یا حتی فردی شیطانی باشد که با اعمال موسوم به جادوی سیاه و انجام معصیت های گوناگون، شیاطین را به خود جلب کرده و قدرت هایی از آنها گرفته باشد. برعکس این حالت هم وجود دارد. ممکن است فردی بسیار خوب و باتقوا باشد ولی به هیچ قدرت ماورایی خاصی دست نیافته باشد. بنابراین نمی توان خوبی یا بدی افراد را از روی قدرت های خاص تشخیص داد.
اینکه چه زمانی یک فرد می تواند صاحب یک توانایی ماورایی شود ربطی به زمان ندارد و بستگی به میزان شوق و علاقه و تلاش و تمرین او دارد. ممکن است فردی همان دفعه اول بتواند کاری عجیب کند ولی فردی دیگر برای انجام همان کار به چند سال تمرین نیاز داشته باشد. درست مانند ورزش که همه استعداد افراد مختلف یکسان نیست و یه نفر با یک سال تمرین هم قهرمان می شود ولی دیگری به خاطر فیزیک بدنی ضعیف یا جدی کار نکردن حتی پس از چند سال تمرین هم توفیقی کسب نمی کند.
تصور می شود که افرادی که جنزده شده اند دیگراختیارشان را کامل از دست می دهند و اگر مرتکب اعمال گناه شوند تقصیر آنها نیست. شیاطین تنها در حد وسوسه می توانند بر انسان تسلط داشته باشند و حالت جنزدگی بیشتر به تحریک و برهم ریختگی حالت عاطفی انسان برمی گردد ولی انسان همچنان صاحب اختیار است و می تواند مقاومت کرده و تسلیم وسوسه های شدید و آزاری که از جانب شیاطین به آنها می رسد نشده و راه صحیح را دنبال کند و با استفاده از دعاهای شرعی، شیاطین را از خود دور سازد.
جنزدگی که در آن فرد کاملا تسلیم شیاطین شده و کارهای عجیب می کند بیشتر از صنعت سینمای غربی گرفته شده و ریشه واقعی در حقیقت و دین ندارد و کسی نمی تواند ادعا کند قربانی کامل شده است.
نه تنها اعتقاد به ماورا نشانه ساده اندیشی و خرافاتی بودن نیست بلکه به هوش و درک بالای انسان اشاره دارد و دانشمندان بزرگی چون ادیسون و ماری کوری از طرفداران علم ماورا بوده اند و تحقیقاتی نیز در این زمینه انجام داده اند. یک انسان باید توانایی ذهنی بالایی داشته باشد که درک کند فرای دنیای ماده می تواند اثرات و نیروهای غیبی زیادی وجود داشته ولی مادی گرا بودن برای یک ذهن ساده اندیش هم ساده است زیرا تنها چیزهایی که می بیند را باور می کند.