

مقوله تغییر ظاهر فیزیکی انسان به موجودات دیگر در افسانه های تمدن ها و کشورهای مختلف اشاره شده است ولی آیا این حالت که به آن shape shifting (تغییر شکل بدن فیزیکی به موجودات زنده یا غیرزنده دیگر) گفته می شود، حقیقت دارد؟ موجودات غیرارگانیک دیگر می توانند به بروز این تغییرات کمک کنند؟
در ابتدا لازم است نگاهی به سیستم فیزیکی خود انسان بیاندازیم. وقتی حتی ادعا کنیم یک عضو بدن، تغییر ماهیت داده است یعنی جهش ژنتیکی رخ داده است. ولی جهش ژنتیکی به این راحتی و در این حد اتفاق نمی افتد و فرآیندهای اصلاح کننده زیادی در داخل سلول های بدن برای جلوگیری از جهش ژنتیکی وجود دارد. ژن های ما دارای نوعی حافظه هستند و سبب تولید سلول ها و دستوراتی می شوند که مطابق با این اطلاعات ژنتیکی نهفته در آنها است. اگر هم اشتباهی در فرآیند همانندسازی ژنتیکی رخ دهد در نهایت محکوم به نابودی است تا توازن سلولی به هم نخورد. به خاطر همین است که ما اگر با دو دست متولد شده ایم یک مرتبه چهار تا دست پیدا نمی کنیم. شایع ترین شکل جهش ژنتیکی، به صورت سرطان دیده می شود و می تواند حیات فرد را به خطر بیاندازد. حتی همین جهش های درون سلولی که ظاهرا تغییر قابل مشاهده ای در بدن ایجاد نمی کنند می تواند فرد را به کام مرگ بکشاند چون نظم سیستم بدن مختل شده است. اگر هم شنیده اید که مثلا ماهی ها در اثر تکامل به خزندگان تبدیل شده اند این جهش ها در طول هزاران سال و به تدریح رخ داده است.
بنابراین این نظم درونی بدن انسان اجازه نمی دهد که فرضا ظاهر او یک شبه با کارهای ماورایی تبدیل به گرگ یا انسانی دیگر شود. چنین چیزی علمی و منطقی نیست.
درست است که ماورا با علم قابل توجیه نیست و ماورا اتفاقا چیزی است که از علم هم فراتر است و شامل نیروهایی است که تا کنون به طور علمی کشف نشده است ولی نباید این طور تعبیر شود که ماورا می تواند قوانین علمی را با این شدت زیر سوال ببرد. افرادی هم که ادعای شیپ شیفتینگ یا تغییر ظاهر می کنند فقط در افسانه ها وجود داشتند. یک سری مفاهیم ماورایی مثل تله پاتی، ارتباطات شهودی و تجارب نزدیک به مرگ، هم رایج و شایع هستند و هم تا حدی توسط علم ثابت شده اند ولی نباید باور به این بدیهیات ماورایی سبب آن شود که هر چیز ماورایی بی ربط دیگر را هم باور کنیم.
در برخی افسانه ها آمده است که فلان جادوگران خود را تبدیل به پرنده می کنند و به مناطق دوردست سفر می کنند. یا مثلا می گویند جادوگرانی که به اشتباه تسخیر می شوند کم کم شکل بدن جن را پیدا می کنند و از حالت انسانی خارج می شوند. متاسفانه چنین باوری را در برخی منابع فارسی هم دیده ام. برای مثال در یک جا فردی نوشته بود که جادوگران سیاه دارای گوش های نوک تیز و چهره های عجیب هستند و …
باور به جمله آخر قبلی علاوه بر ترویج خرافات، خطر دیگری هم دارد. برای مثال ممکن است مردم تصور کنند هر کسی چهره یا ظاهر خوب و موجه دارد انسانی وارسته است و اگر کسی نقص فیزیکی داشت یا چهره خوشایندی نداشت از اصحاب شیطان است! همین باور غلط موجب شده است که عده ای برای ترویج سحر و جادو و بعضا هم کلاه برداری ماورایی در شبکه های مجازی و حتی دنیای واقعی، ظاهر و نامی خوب برای خود انتخاب کنند. به شخصه تعدادی زیادی دعانویس قلابی می شناسم که ادعای سید بودن می کنند، جانماز آب می کشند و به صورت خود گلاب می زنند تا سفید و نورانی شود تا مردم به آنها اعتماد کنند! از طرفی هم جادوگران سیاه و شیطان پرستان معروفی هستند که ظاهری معصومانه دارند (و گوش های آنها دراز نشده) پس نمی توان بر این اساس به باطن آنها پی برد.
بنابراین بدن فیزیکی ما حتی قابلیت این را هم ندارد که نسبت به اعمالی که داریم تغییر شکل دهد (حداقل در این دنیا).
البته موارد خاصی مثل تاثیر موجودات غیرارگانیک بر بدن فیزیکی انسان به طور رایج گزارش شده مثل تغییر رنگ چشم و پوست در حد کم، افزایش قابل توجه قدرت بدنی و یا ضعف شدید آن.
شاید با خود بگویید پس چه طور افراد فلج و کورمادرزاد می توانند توسط نیروهای ماورایی شفا پیدا کنند؟ شاید از همین طریق بتوانند تغییراتی را هم در جسم فیزیکی خود ایجاد کنند؟
پاسخ این است که شفا یافتن، به معنی خارج شدن فرد از حیطه تعریف ژنتیکی بدن فیزیکی او نیست. او قبلا این اندام ها مانند دست و پا و چشم را داشته است ولی دچار نقص شده است. با شفا یافتن، عملکرد این اندام ها به حالت عادی بازمی گردد. حتی قرار نیست چیزی به اندام آنها اضافه شود. برای مثال به جای دوپایی که دارند قرار نیست چهارتا پای دیگر به آنها اضافه شود. چنین چیزی محال است. اگر کسی مثلا دارای چهارپا است احتمالا به خاطر جهش ژنتیکی در دوران جنینی است (چون مرحله آسیب پذیری از جهش های مختلف است و می تواند مسیر رشد جنین را تغییر دهد) و خارج از دوران جنینی، چنین مواردی مشاهده نمی شود.
شاید هم یک عده بگویند پس افرادی که طی الارض می کنند چه؟ آنها می توانند فرکانس بدن فیزیکی خود را طوری دستکاری کنند که با سرعت عجیب حرکت کند پس شاید با همین مکانیسم بتوان فرکانس های بدن را طوری تنظیم کرد که به شکل موجود دیگری دیده شود؟ در مورد نحوه دقیق این کار و تئوری های کوانتومی امکان تغییر ماده به انرژی و تبدیل آن به ماده ای دیگر در حد بدن انسان، اطلاعات دقیقی ندارم و نیازمند تحقیقات بیشتر است.
سوال دیگر اینکه پس چه طور در قرآن به مسخ شدن اشاره شده است و عده ای از قوم یهود به خاطر عذاب الهی، به میمون تبدیل شدند؟
این نوع عذاب الهی، کاری خارج از عهده بشر و به قدرت مستقیم الهی برمی گردد. البته عده کمی از مفسران عقیده دارند که این افراد، واقعا به طور فیزیکی مسخ نشده بودند بلکه باطن آنها به این حیوان تشبیه شده است. مسخ شدن انسان در قیامت نیز حقیقت دارد.
در ضمن، مسخ شدن، نوعی عذاب الهی برای افراد خاص است نه یک توانایی ماورایی که به آن نام shape shifting داده شده است.
در آخر اینکه مشخص نیست شیپ شیفتینگ، پدیده ای ماورایی باشد که انسان ها به اختیار خود به آن دست پیدا کنند. اگر حتی یک مورد از این اتفاق در سراسر جهان مشاهده می شد حتما عکس برداری و مورد بررسی آزمایشگاهی قرار می گرفت چون برخلاف بسیاری از پدیده های ماورایی که غیبی هستند، شیپ شیفتینگ، در ظاهر بدن فیزیکی مشاهده می شود و راحت تر می توان آن را در صورت بروز، شناسایی کرد. نمی دانم، شاید هم این افراد اگر وجود داشته باشند علاقه ای به دیده شدن و شناخته شدن ندارند.
گاهی اوقات ممکن است فردی به خاطر قدرت غیب بینی خود، افراد دیگر را با صورت های دیگر مشاهده کند. این به دلیل تغییر بدن فیزیکی آن فرد نیست بلکه کالبدهای ظریف تر او که نسبت به تغییر شکل، منعطف تر هستند دچار تغییر شده اند و فقط با دید غیب بینانه می توان آنها را مشاهده کرد. موجودات غیرارگانیک هم به دلیل همین ظرافت کالبد خود می توانند به هر شکلی که می خواهند در بیایند.
راستش شیپ شیفتینگ فیزیکی رو نمیدونم، ولی جوری که خوندم بیشتر فرد پوست حیوون مورد نظر رو میپوشه و خودش رو جاش میزاره تا بتونه از زاویه دید اون موجود جهانو ببینه. بیشتر ذهنی/روحانیه.
درود
بله بعضی از این طور مضامین جنبه تشبیه و توصیف ذهنی دارن که افراد ممکنه اشتباها اون رو فیزیکی برداشت کنن.