قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – صدای سوت یا هیس در گوش (نوشته Annihilation)
آگوست 2, 2020
تجربه نزدیک به مرگ
تجربه نزدیک به مرگ به DMT و توهمات ارتباط ندارد و پدیده ای روحانی است
آگوست 2, 2020

فیزیولوژی کندالینی

کندالینی

کندالینی

فیزیولوژی کندالینی

در مورد کندالینی افسانه های زیادی ساخته شده است که بیشتر آنها به هند باستان برمی گردد. متاسفانه مفاهیم مربوط به چاکراها و کندالینی هنوز رنگ و بوی قدیمی و چندین هزار ساله خود را دارند و افرادی هم که کتاب جدیدی در مورد کندالینی می نویسند از همان متن ها اقتباس می کنند و کمتر علم مدرن را با آن ترکیب می کنند. ما در جهانی زندگی می کنیم که تقریبا همه چیز بدن فیزیکی ما کشف شده است و علوم آناتومی و فیزیولوژی می توانند ما را با همه اندام ها و حتی ریزترین سلولها و ساز و کار آنها آشنا کنند. این در حالی است که هنوز در مورد انرژی های ماورایی از واژه ها و اصطلاحاتی استفاده می شود که ممکن است از منطق یک انسان امروزی دور باشد. توصیفاتی که از یک چاکرا می شود مثل رنگ، تعداد گلبرگ ها و مانترای مربوط به آن شاید برای کسی که ذهنی بسیار منطقی و مادی گرایانه دارد توصیفاتی سفیهانه و حالتی از هذیان گویی گذشتگان باشد. برخی از توضیحات مربوط به چاکراها هم به شدت با آموزه ها و باورهای سنتی شرقی ترکیب شده است. برای نمونه، ارتباط مستقیمی بین تعداد گلبرگ های چاکراها و حروف الفبای سانسکریت وجود دارد. حتی اگر چاکراها در بعد اختری و ابعاد دیگر وجود داشته باشند حیات نمی آید طبیعت را به نفع یک زبان تغییر دهد. چرا ارتباط چاکرا با زبان سومری، چینی و مصری که قدمتی مشابه زبان سانسکریت دارند دیده نمی شود؟ بنابراین شاید مفاهیمی ذهنی به این پدیده های ناشناخته شده داده شده است که متاسفانه باعث خرافه دیده شدن آنها می شود.

برای شناخت علمی و باورپذیری دنیای ماورا بهتر است یک پدیده ماورایی آن طور که هست توصیف شود. یکی از اشخاصی که به عدم تحریف تجارب خود و ثبت دقیق آنها شهرت دارد رابرت مونرو یکی از اساتید پرواز روح است. او در تجارب خود هر چیزی که در بدن خود و محیط اطراف او رخ می دهد را ثبت کرده و کتابی نیز در این زمینه منتشر کرده و به دلیل دقت در این ثبت واقعیات، کتاب او می تواند مورد مطالعاتی خوبی برای محققان علاقه مند به پرواز روح باشد. برای مثال او به جای آنکه در هنگام خروج روح از بدن بگوید که “من دیدم نوری شفاگر با عصاره روح من برخورد کرد و جاذبه آسمانیان، روح من را به سمت خود کشید” فقط می گوید “من با وجود بسته بودن چشم ها، نوری را مشاهده کردم که منشا فیزیکی نداشت و خود اتاق تاریک بود. سپس احساس کردم از بدن خود جدا می شوم و به سمت سقف می روم”. حالت دوم یک گزارش بدون تعصب و اعلامی است از آنچه بدون باور قبلی رخ داده شده است و هر خواننده ای می تواند از اطلاعات آن استفاده کرده و تعبیرات خود را از آن بکند.
در مورد چاکراها و کندالینی نیز همین طور. وقایعی ملموس و حقیقی در اثر تمرینات تست شده کندالینی در بدن رخ می دهند و قدرت هایی پدید می آید ولی این حالات چنان به مضامین پیچیده و شاید بدون ربط آیینی ارتباط داده می شوند که حتی در خود هند نیز این باورها در تضاد هم هستند چه برسد به اینکه فردی از دنیای غرب بخواهد از متون آنها استفاده کند.

شاید عدم اطلاع مردم هند و چین قدیم از دانش فیزیولوژی موجب شده است که نتوانند واکنش های روانی و فیزیولوژیکی که در اثر فعال شدن کندالینی رخ می دهد را همان طور که هست تشریح کنند بنابراین آن را با مخلوط کردن با افسانه ها به دیگران آموزش می دادند. خوشبختانه امروزه تعدادی از اساتید مدرن یوگا به دقت دلایل و حالات بیداری کندالینی را توسط روش های علمی نوین بررسی و نتایج خود را ثبت کرده اند تا این قدرت های درونی برای کسانی که اعتقاد ماورایی ندارند نیز باور پذیرتر باشند. هر چه باشد ما از عصری که حتی بیماری های عادی را به ارواح خبیث ربط می دادند و هر پدیده ای را بدون دلیل به چیزهای ماورایی و داستان های خودساخته نسبت می دادند فاصله گرفته ایم و ذهن انسان امروزی نیاز به دلایل مستندتر علمی برای پذیرش چیزهایی که به راحتی با چشم دیده نمی شوند دارد. البته منظور این نیست که پدیده های عجیب ماورایی با عوالم و موجودات دیگر در ارتباط نیستند. اتفاقا پدیده های خیلی عجیب تر نیز وجود دارند که هیچ علم و منطقی نمی تواند آنها را توجیه کند ولی در خصوص کندالینی و چاکراها وقتی دلایل علمی و فیزیکی تر برای توجیه عملکرد آنها داریم نیازی نیست با مفاهیم عجیب، آنها را پیچیده تر کنیم و یا چیزهایی را به آنها نسبت دهیم که برای ما اثبات نشده است و فقط رنگ و بوی قومیتی و آیینی دارد.

فیزیولوژی کندالینی

اگر بدن فیزیکی خود را در نظر بگیریم همان طور که قبلا به آن اشاره شد فیزیولوژی و ساز و کار اندام ها و سلول های آن تقریبا شناخته شده است. ولی چیزهایی مثل چاکرا و کندالینی به دلیل نامرئی و ظریف بودن در داخل جسم فیزیکی دیده نمی شود. اگر محل اصلی کندالینی که انتهای ستون فقرات و در نزدیکی چاکرای اول است را هم بشکافیم خبری از انرژی که به صورت مار است و سه دور و نیم به دور خود حلقه زده است نیست و فقط به گوشت و استخوان و رگ های عصبی و خونی می رسیم.

اگر با دید سخت گیرانه به امکان وجود چاکراها و کندالینی نگاه کنیم متوجه می شویم در محل هایی که گفته می شود چاکراها در آن وجود دارند تعداد بالایی از سلول های عصبی وجود دارد. بنابراین کار بر چاکراها می تواند سیستم عصبی را به شدت فعال کند و فعالیت آن با دستگاه های ثبت کننده سیگنال های عصبی نیز قابل مشاهده است. کسانی که به راحتی می توانند انرژی را در بدن خود به جریان بیاندازند قادر هستند در کار این دستگاه ها اختلال ایجاد کنند. همین که شما وقتی روی یکی از چاکراهای خود تمرکز می کنید و به مرحله ای می رسید که چیزهایی مثل ارتعاش و گرما را حس می کنید یعنی سلول های عصبی شما در آن ناحیه نیز تحریک شده است (البته دلیل اصلی آن طبق گفته های رابرت بروس، تحریک همزمان سلول های عصبی بدن فیزیکی و کالبد انرژی است که ارتباط تنگانگی با هم دارند. ولی چون در این مقاله نمی خواهیم وارد بحث های خیلی ماورایی شویم به کالبد انرژی اشاره ای نمی کنیم). اینکه این شارژ و انرژی به کالبد های دیگر می رسد را فعلا کنار می گذاریم چون قرار است در این مقاله همه چیز را از دید شکاکانه نگاه کنیم و پدیده های مربوطه را به صورت علمی بررسی کنیم.

برخی از محققین علوم روحی به این نتیجه رسیده اند که فعالیت شدید سیستم عصبی و تاثیر آن بر مغز تقریبا در همه انواع قدرت ها و توانایی های روحی دیده می شود. وقتی فعالیت سلول های عصبی بدن افزایش پیدا کند بخش های بیشتری از مغز نیز فعال می شود و این چیزی است که در بیداری کندالینی نیز دیده می شود. فعالیت هایی که در انتهای ستون فقرات مشاهده می شود مثل حس سوزش و بالا رفتن چیزی از ستون فقرات، بر روی سلول های عصبی موجود در آن ناحیه و کل ستون فقرات تاثیر گذاشته و اندامی نامرئی شروع به فعالیت کرده و یک مرتبه مایع تولید مثلی را به عصاره ای حیاتی و دارای پتانسیل بالا تبدیل می کند و از سلول های عصبی و همچنین ستون فقرات بالا می رود و باعث جوانی و فعالیت بالای مغز و اندام های دیگر می شود. قدرت های ماورایی همچون غیب بینی، غیب گویی، جذبه شدید و انواع دیگر نیز با محدودیت های خاص به دست می آید.

البته وقتی بیداری کندالینی در حالتی که فرد آماده نیست رخ دهد یعنی ارتباطات سلول های عصبی هنوز به خوبی شکل نگرفته باشد و سلول های مغزی ظریف به این جریان قوی انرژیکی عادت نکرده باشند در این صورت فاجعه رخ می دهد. چون ممکن است بافت ها و سلول های ظریف بدن مخصوصا در مغز دچار آسیب، تحریک پذیری و مرگ شده و عواقبی مثل دیوانگی و مشکلات دیگر بروز پیدا کند. مشکلاتی همچون آشفتگی شدید افکار، کنترل نداشتن روی اعمال و رفتار و در نهایت عجیب و غریب شدن و رویا گونه شدن جهان برای چنین شخصی.

به همین دلیل است که آمادگی های زیادی برای کندالینی نیاز بوده و این آمادگی ها ممکن است چندین سال به طول بیانجامند. بروز تغییرات عظیم در فرآیندهای ذهنی و ایجاد شرایطی که سیستم عصبی می تواند اثرات عجیب و متحیر کننده ای حتی برای کوتاه مدت ایجاد کند حتی برای یک انسان شجاع و با پشتکار نیز نیازمند توان بازگشت به شرایط نرمال با کسب مهارت بر توانایی های ایجاد شده است. وقتی کندالینی بیدار می شود شخص به جهانی جدید و هویتی جدید و به دور از این حقایق گذرای دنیوی وارد می شود و مانند بیدار شدن از خواب است. حساسیت شدید و شرایط جدید ایجاد شده برای اعصاب و مغز که به دلیل این نیروی نامرئی یعنی کندالینی ایجاد شده است در کنار اینکه انسان را وارد حالات بسیار بالایی از آگاهی می برد امکان آسیب به بافت های ظریف و تغییرات عصبی را دارد که ممکن است ترمیم آنها چندین سال به طول بیانجامد. در این مدت شخص باید یاد بگیرد که بیشتر به این قدرت درونی خو بگیرد و عادات و امیال خود را طبق سیستم جدیدی که برای او پدید آمده تطبیق دهد. یکی از بهترین زمان های ترمیم و خوگیری با این انرژی بیدار شده، زمان خواب است. در این صورت بدن در حال استراحت و ذهن ساکت است و بهترین موقعیت را برای ورود انرژی شفادهنده بیشتر فراهم می کند. این انرژی در طول روز صرف فعالیت های آگاهانه فیزیکی و فرآیندهای فکری شده و برای اهداف دیگر استفاده می شود.

زمان خواب مزیت دیگری نیز دارد. انرژی پرانای زیادی که وارد می شود به همراه انرژی کندالینی می تواند فعالیت مغزی را افزایش داده و آن را به پیک خود برساند و حالات فراآگاهی جدیدی ایجاد کند. حتی مضمون رویاها نیز دستخوش تغییرات می شوند. بدن نیز کم کم یاد می گیرد چگونه خود را با این تغییرات ناگهانی جدید سازگار کند و از هیچ تلاشی برای متعادل کردن و بهبود بخشیدن به ارگانها و اعصاب باز نمی ایستد. ولی در حالی که بیدار هستیم به دلیل مقاومت های ذهنی و دخالت های ایگو این روند ممکن است کمی به آهستگی انجام شود.

برای بیداری کندالینی نیاز به انجام کاری عجیب نیست. بسیاری از اساتید یوگا فقط با تمرین تمرکز فکر عادی روزانه (البته به مدت طولانی) توانسته اند کندالینی خود را بدون آنکه خود عمدا بخواهند بیدار کنند.

 

 

7+
admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest
2 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
Abolfazl
مهمان
Abolfazl
1 ماه قبل

ببخشید یک سوال داشتم،حالتی که به اون اشراق،نیروانا یا همون فنا میگیم چه موقعی به وجود میاد؟صرفا وقتی که هر هفت چاکرا باز شده باشه به اشراق میرسیم یا اینکه علاوه بر باز کردن چاکرا ها باید انرژی کندالینی رو از انتهای ستون فقرات به سر برسونیم؟بیداری کندالینی همون نیروانا هست؟

0
علی خانی (مشاور سایت)
ادمین
Reply to  Abolfazl

با سلام
نیروانا چون مفهوم عمیقی در آیین های شرقی و باورهای مربوط به تناسخ دارد بنابراین نمی توان روی صحت این حالت که محوریت اصلی آن قطع شدن چرخه تولد دوباره است تاکید کرد. برای رسیدن به همان حالت هم انواع مختلفی از یوگا را انجام می دهند و باید کارماهای خود را نیز پاک کنند. ولی اشراق در مفهوم اسلامی به معنی کشف و شهود یا ظهور انوار عقلی بر نفس است که با پاکی نفس و تصفیه و جلای درونی به دست می آید.
موفق باشید

0
رفتن به نوار ابزار