

این مطلب از زبان یه جنه.
من یه جن هستم. هزاران سال بود زمین مال ما بود. خیالمونم راحت بود که زمین مال ماست. باشعورترین مخلوقات خدا بودیم و فکر می کردیم که دیگه برتر از ما کسی نیست. تا اینکه زد انسان خلق شد. تازه فهمیدیم دست بالای دست زیاده. تا چشم به هم زدیم دیدیم زمین ما شد مال اونا. چند بار به ابلیس گفتم باو ملعون، دوز و کلک بازی چی بود؟ نسل اینا رو چرا آوردی رو زمین؟ گفت برای امثال تو که بد نیست. اون موقع نفهمیدم منظورش رو. ولی دیدم خیلی هم بد نیست. فکر کن غذات از بقیه غذای آدمی زاد باشه و مکانت هم ساخته آدما. یعنی میشه مفت بخور و بخواب. جالبش خانومای انسانن. تصور کن رفتی حموم عمومی زنونه. هیچ کس نمی بینتت و میتونی هر کاری بکنی. از هر زاویه ای امکان شکار لحظه ها رو داری. خلاصه حسرت چیزی به دلم نمونده. اهل عاشقی نیستم. یعنی می خواستم باشما. یه بار عاشق یه زن انسی شدم تا اومدم احساساتم رو جمع و جور کنم و بهش بفهمونم منم هستم دیدم عمر کوتاهش گذشت و مرد. عجب…چه عمر کوتاهی دارن آدما. ما جنها هزار سال و بیشتر رو هم عمر می کنیم. پیش خودم گفتم تا بیام عاشق شم و رل بزنم و با هر کدوم از اول تا آخر عمرش زندگی کنم باید بالای ده تا زن انسی بگیرم. خلاصه بیخیال شدم.
پسرعموم که شیطانه بهم گفت نذار آدما سوارت شن. راستش منم قبلا شیطان بودم ولی گفتم دنیا که برام بهشته پس بذار آخرتمم بهشت باشه. زدم بیرون از گروهشون. داشتم میگفتم… پسر عموم گفت با این ریخت و قیافه ترسناکت آدما تو رو یه ثانیه ببینن سکته میکنن. گفتم مگه چمه؟ شاخ به این خوشگلی…چشمای قرمز مثل یاقوت…دیگه چی میخوان؟ گفت اصلا تو خوبی. ولی به آدما خیلی پا نده چون ازت هزار و یک کار میخوان. گفتم مثلا چی؟ گفت چه میدونم چیزایی مثل جاسوسی، آوردن پول و طلا و هر چیزی که بهشون قدرت بده. گفتم تو دنیای ما جنها که پول و سکه معنی نداره. هر چی بخوایم مفت در اختیارمونه. اصلا آزادی هایی که ما داریم رو آدما ندارن. هر جا بخوایم سرمون رو میندازیم پایین میریم تو. محدودیت هایی هم هست ولی میتونم فاکتور بگیرم. عبادت رو هم که چه عرض کنم. ما با اینکه عمر طولانی داریم ولی مسئولیت سنگین آدما رو نداریم. نه روح القدس در ما دمیده شده نه تکلیف آن چنانی ولی هعیی بازم تلاشی می کنیم. بقیشم که کار خاصی نداریم و همه چیز به لطف آدما فراهمه.
از ما بیکارتر آدمایی هستن که میخوان ما رو ببینن. ما یه عمر شما رو دیدیم از کاراتون خندیدیم حالا اشکال نداره ما رو احضار کنید. ولی آخه چرا وقتی احضار میکنید و چیزی نمیبینید فحششو به ما میدید؟ اصلا آدرس بدید من خودم میام پیشتون. ولی مگه چشم برزخی دارید؟ آدمایی که دید ماورایی دارن و میتونن جنها رو ببینن خیلی برای ما جذابن. کافیه جنها بفهمن یکی میبینتشون. هی میرن جلوی چشمش. معلوم نیست میخوان با چشمای اون سلفی بگیرن آخه؟ ما که البته بدمون نمیاد ارتباط دوطرفه باشه ولی خب راستش خاطره خوبی هم ندارم. یه بار که بچه بودم توی یکی از حموم های عمومی مردونه نشسته بودم. مش رحیم کدخدای ده اومد نصفه شبی حموم کنه. نمیدونم چی شد منو دید. همونجا سکته کرد مرد. فکر می کردم فکرای بد کرده بود. آخه تنها بودیم. بعدا فهمیدم اهالی روستا گفتن یه جن بدترکیب ترسناک شبا میاد اونجا خودشو میشوره. منو میگفتن. من آخه کجامو بشورم؟ مگه من آدمم که کثیف شم و حموم کنم. دلم برای یارو سوخت و خدا وکیلی دیگه نرفتم اون طور جاها.
چیزی که برام عجیبه اینه که آدما چرا این قدر کار میکنن و حرص مال و مقاوم رو میخورن؟ نصف عمرشون رو کار میکنن اونم در حد سکته مغزی و قلبی. یکی از پسرعموهام که شیطانه میدونی کارش چیه؟ واسطه خودش میره مراسم عروسی. مسئول ساز و غناست. با آدما میرقصه و میخونه و خودشو میچسبونه بهشون تا از یاد خدا غافل شن. کلی هم از ابلیس پاداش و مزایا میگیره. اون یکی پسرعموم کارش اینه که آدمها رو وسوسه کنه تا جنب شن. همش بهش میگم دهنت سرویس…همش داری عشق و حال میکنیا. گفت فکر کردی آسونه؟ گمراه کردن آدمها خیلی سخته. باید خیلی روی ذهنشون کارکنی. راست میگفت اون شیاطینی که شب و روز باید به آدما وسوسه کنن خیلی باید باتجربه و فعال باشن. خب میخواستن شیطان نباشن. ما هم اختیار داریم برای خودمون. من که از زندگیم خیلی لذت می برم. دیدن یک طرفه آدمها جالبه ولی بعضی وقتها دلم میگیره. احساس می کنم مثل فیلمی هستن که من توش نقش فعالی ندارم. باهاشون حرف میزنما ولی چون صدای منو واضح نمیشنون با فکرای خودشون اشتباه میگیرن. این جور وقتا حس خوبی ندارم. البته فرصت خوبیه برای وسوسه شیطانی بدون اینکه دست شیطان رو بشه. ولی خب به درد من که نمیخوره. البته حرف خاصی هم با آدما ندارم چون موضوع مشترکی برای حرف زدن نداریم. زندگی من و جنها با انسانها خیلی فرق داره. هم اختلاف سنی زیاد داریم هم بحران هایی که اونا داشتن رو ما نداشتیم. علایق اونا هم اگه براشون آرزو باشه واسه ما تجربس. البته شیاطین چون میخوان آدما رو گول بزنن بیشتر آدما رو درک میکنن و ازشون اطلاعات دارن ولی نمیان نقشه هاشون رو با آدما درد و دل کنن.
خلاصه بگم که دنیای من جن خیلی هم جذاب نیست. نمیدونمم برای چی از ما میترسید. ناسلامتی اشرف مخلوقاتید و باید الگوی ما باشید. بگذریم. زیاد حرف زدم. جنها این قدر زیاد حرف نمیزنن.
سلام دوست گرامی
زیبا نوشتی حالت طنزشم خیلی باحال بود موفق باشی
سلام و درود به جناب حیف نون عزیز که خیلی نسبت بهش ارادت دارم و قلباً دوسش دارم چون حرفهاش رو بی ریا میزنه در مورد این مطلبی که نوشتی بینهایت لذت بردم و به نظرم شما استعداد بی نظیری در نوشتن مطالب طنز و فکاهی داری و وقتی داشتم متن این پست رو میخوندم یاد نویسنده معروف ترکیه ای عزیز نسین و سبک طنز نویسی اش افتادم و خصوصاً یکی از کتابهاش که صمد بهرنگی ترجمه اش کرده… امیدوارم باز مطالب بیشتری از شما بخونم و بنظرم اینجور مطالب رو در دسته داستان ماورایی قرار بدی جالب تر میشه… بیشتر »
سلام دوست عزیز
مشخصه استعدادهای زیادی داری و درک و شعورت بالاست.مطلبت طنز خوبی بود.ولی این ظاهرشه تو باطن حرفات اتفاقا خیلی مفاهیم نهفته.مطلبت رو خوب منتقل کردی مرسی
خخخخ خیلی خندیدم علاوه بر طنزش فکر کنم در مورد جنها واقعی هم بود.
خداوکیلی دیگه نرفتم اون طور جاها…شهلا😂😂😂
shahlaaaaa.gorasan bularon nasllary ghirilar????hani o allah
عالی سلطان🙌