

بسیاری از روشهای مدیتیشن نیازمند این هست که شما در جای ساکتی برید و به جالت دراز کشیده و یا نشسته با ستون فقرات صاف شروع به مراقبه کنید. برای افرادی که مشغله کاری دارن و مدام این ور و اون ور در حال حرکت هستن چنین روشهایی کارایی چندانی نداره.
میتونید در هر موقعیتی از زندگی تون که هستید تمرین مدیتیشن یا مراقبه رو انجام بدید. درسته که وضعیت بدن نقش زیادی بر جریان مراقبه داره ولی اگر اون قدر اهمیت پیدا کنه که مجبور شید کلا اون رو بیخیال شید در این صورت توصیه میشه در هر زمان و در هر وضعیتی که هستید مراقبه رو انجام بدید تا از فواید اون بهره مند شید.
مثلا وقتی دارید از پله های یک ساختمان بالا میرید روی بالا رفتن از اون مراقبه کنید و هر پله رو بشمارید. دقت کنید که چه رنگی هستن و موقع بالا رفتن از اونها چه حسی دارید و اینکه چه طور به نفس نفس زدن میفتید. انگار که شما شخصی هستید که بیرون از خودتون قرار گرفتید و دارید از بیرون به خودتون نگاه میکنید و شاهد هستید.
یا مثلا اگر در سر کار مشغول بسته بندی نامه ها هستید هر بار دقت کنید که نامه رو چه طوری میبندید و چه رنگیه و موقع تا کردن چه صدایی داره. این طوری کم کم ذهنتون یاد میگیره در لحظه حال باشه و درگیر فکرهای قدیمی یا چیزهایی که مربوط به آینده میشه نشه. شما اگر لحظه ای ذهنتون رو رها کنید از فکرهای عجیب و غریب و خاطرات بی فایده سر در میاره ولی اگر به چیزهایی که در لحظه حال میگذره توجه کنه نه تنها از اون مشغولیتها رها میشه بلکه یاد میگیره از چیزهای کنونی لذت ببره و آگاهی خودش رو بالاتر ببره.
همچنین اگر در صف اتوبوس هستید به جای سرک کشیدن اینکه اتوبوس کی میاد روی تنفس خودتون مدیتیشن کنید و مراقبه رو روی دم و بازدم از بینی انجام بدید. همین لحظات کم به مرور زمان باعث دگرگونی آگاهی در شما میشه.
خودم چند سال پیش علاوه بر اینکه در روز مدیتیشن رو به صورت نشسته انجام میدادم در هنگام پیاده روی هم سعی میکردم روی قدم زدن هام مدیتیشن کنم و کمتر اسیر افکار شم. همون کارها کم کم تبدیل به عادت شد و الان در بیشتر اوقات روز حتی در هنگام کار و صحبت کردن هم مشغول مراقبه هستم و کسی هم متوجه اون نمیشه.
شما اگر در طول روز چندین ثانیه هم موفق بشید ذهنتون رو متمرکز کنید و واقعا بدونید در کجا هستید و اینکه افکار از شما جدا هستن همون هم بسیار ارزشمنده. منتها سرعت پیشرفتتون هم بستگی به همون ثانیه های ارزشمند داره و بنابراین هر چه قدر مدت زمان مدیتیشن رو بیشتر کنید اثرات بیشتری رو روی آگاهی شما داره.
توصیه میشه که تعداد دقایق مراقبه کردن مساوی با عدد سن شما باشه. مثلا اگر سی سالتون هست مجموعا در روز سی دقیقه مراقبه کنید.
مدیتیشن انواع زیادی داره و خودتون بررسی کنید که کدومش بسته به اون فعالیت روزانه شما متناسب تره. حتی میتونید در زمانی که سوار اتوبوس هستید ذکر یا مانترا رو بگید و سعی کنید هر بار تا ۱۰ تا مانترا رو پشت سر هم با تمرکز فکر ادا کنید و کم کم بیشترش کنید و مثلا به ۱۰۰ تا برسونید.
به نظرم اتفاقا مهمه که آدم بتونه تو شلوغی و غفلتها، مراقبه رو فراموش نکنه و اینکه شما یه گوشه بشینید و مدیتیشن کنید خیلی هنر نیست.
باسلام و احترام در زمان فعاليتهاي عادي روزانه ،بارها سعي بر انجام مراقبه به شيوه اي كه توضيح داده ايد كردم ، ولي نميتوان مدت زيادي به اين حالت باقي ماند .مثلا بعد از مدت كوتاهي كه اين حالت رو حفظ ميكنيم بايد به اينكه كار بعدي كه بايد انجام دهيم چه مقدماتي نياز داره وًيا مثلا فراموش نكنيم كار بعدي رو انجام بديم نياز هست كه از اين زمان حال خارج بشيم .چگونه ميتوان اين حالت را هميشه نگه داشت و در عين حال از انجام وظايف بعدي هم غافل نشد؟ و آيا انساني كه به اشراق رسيده و… بیشتر »
سلام. طبق تجربه خودم کارها خودش میاد تو ذهن آدم و اصلا برنامه ریزی انجام نمیشه. یه جورایی فکر کردن وسواسی کم میشه و کار بعدی تو ذهن آدم همون لحظه جرقه میزنه و انجامش میدی. اونم بدون برنامه ریزی قبلی. عجیبه این حالت ولی شدنی هست و اون هم بعد از چند سال مراقبه پیش میاد. اوایل طبیعیه که آگاهی انسان قطع و وصل بشه.
با سلام خانم ردای سیاه من مطالبی که گذاشتین رو میخونم و بسیار لذت میبرم از اینکه چقدر به مطالب مسلطید من هم بسیار اهل مطالعه و تفکر و اهل عمل هستم ولی وقتی مطالب شما رو میخونم میبینم که از غنای بسیار زیادی برخوردار هست و مشخصه راه رفته اید آفرین آفرین و آفرین من آموزش برونفکنی شما رو هم تهیه کردم از خریدش کاملا راضیم علت ارسال نظرم که معمولا کم نظر میدم این بود که ازتون قدردانی کنم و متوجه باشید کسانیکه اهل عمل ، تلاش و پشتکارند به چشم میان و میدرخشند امثال من هم که… بیشتر »
باسلام و احترام مجدد بزرگوار ممنونم از پاسختون .مدتي است كه در تلاش و تمرين درك زمان حال هستم و ممنون از اينكه اين پست رو ايجاد كرديد. جسارتا سوال ديگري دارم آيا بايد در هرلحظه احساس كنيم كه دو نفر وجود دارد يكي خودمان كه در حال تماشا هستيم و ديگري كسي است كه در حال انجام كار است يا فكر ميكنديا خوشحال و غمگين ميشود؟مثلا خبر بدي رابشنويم بايد چه كنيم با بيتفاوتي به خود بگوييم كه اين من نيستم كه ناراحت ميشود بلكه اين جسمم است؟ عذر ميخوام شايد هم بيانم درست نيست و هم كمي مضحك… بیشتر »
سلام. اون مدیتیشنی که سعی میکنید شاهد بمونید به چند صورت انجام میشه. یکی اینکه تو سکوت تصور میکنید تلویزیونی جلوی شماست و تمام افکارتون داخل اون تلویزیون نمایش داده میشه و این طوری فاصله ای بین شما و افکارتون پدید میاد و صافی ذهنی زیادی میاره. یکیش هم این هست که موقع سختی ها تصور کنید که دارید به صورت شخص دوم، به خودتون نگاه میکنید. با این کار درد اون چیز کمتر میشه و انگار براتون مهم نیست. مثل وقتی که شخص دیگه ای دل درد داره و شما چون درد اون رو تجربه نمیکنید حسی بهش ندارید.
عزيز ممنونم از پاسختون اين مديتيشن رو در كتاب طريق مراقبه خوانده و سعي در عملي نمودن آن داشته ام .آيا ميتوان اين حالت جدا كردن خود از فاعل و فكركننده و احساس كننده (كلا جدا كردن خودو بدن) را در زندگي روزمره و عادي بطور مداوم ايجاد نمود؟آيا كساني كه به روشن ضميري رسيده اند ،مدام در اين حال باقي ميمانند؟مثلا هنگام رانندگي يا كاري كه نياز به دقت و تمركز دارد هم بايد اين حال را حفظ نمود؟
کسی که بتونه ۲۴ ساعته اگاهی خودش رو حفظ کنه اصطلاحا به دیانای اول رسیده و تو دنیا تعدادشون از ده نفر هم کمتره و غالبا در تبت هستن. بقیه ادمها همینکه بتونن تا یادشون بیفته مراقبه کنن و نسبت به کاری که میکنن اگاه باشن (مثل رانندگی و قدم زدن و …) همون کافیه حتی اگه شده روزی ده دقیقه.
البته کسانیکه دائم الذکرن مثل بعضی از دراویش بی ادعای ایران اوناهم همین ویژگی رو دارن یعنی آگاهیشونو روی خدا کانونی کردن گاها دچار جذبات عرفانی هم میشن
عزيز ممنون از پاسخگوييتون و شرمنده از طولاني شدن پرسشم .مثلا افراد عادي اي كه در اجتماع عادي كنوني وجود داشتند از قبيل اكهارت تله يا مثلا اوشو نيز كه در اجتماع عادي امروزي بودند هم به اين حالت نرسيده بودند ؟ چون اوشو در اين كتاب طوري بيان كرده و شرح ميده كه با خوندنش انتظار از خود بالا ميره و اين تصور پيش مياد كه اجراي آن براي ما انسانهاي عادي و در اين اجتماع و زندگي روزمره عادي هم عملي هست.پس عملا در زندگي عادي ما امكانپذير نيست كه در تمام لحظات چنين باشيم حتي اگر بفرض… بیشتر »
برای تمرینات جدی باید ساعت ها تو روز وقت گذاشت. خود راهبان روزی ۱۴ ساعت مراقبه تمرین میکنن. ولی خب مزیتی که زندگی اجتماعی داره این هست که شما به خاطر رویارویی با انسانهای مختلف و کسب تجربه های عاطفی بیشتر پیشرفت میکنید. من افراد راهبی رو میشناسم که در مراقبه و امور ماورایی فوق العاده هستن ولی شدیدا زودرنج و عصبی هستن چون یاد نگرفتن با مردم تعامل کنن و عیب های خودشون رو ببینن.
دوست عزیز این ویژگی که ازش صحبت میکنین از مقامات عالیه عرفانیه بنظرم شما خودتونو درگیر اون نکنید فقط بعنوان هدف بهش نگاه کنید مثل اینه که یک بدنساز مبتدی مدام به قویترین مرد جهان فکر کنه و از سختی راه نا امید بشه . شما همین تمرینات ابتدایی رو انجام بدین وقتی روحتون قویتر بشه خود بخود انگیزتون برای تمرینات، بیشتر و بیشتر میشه. بعد قدرت روحی شما هم برای رسیدن به هدفتون کمکتون میکنه راه رفتنیه نه رسیدنی. فقط باید رفت (خود راه بگویدت که چون باید رفت ). در ضمن به معجزه معتقد باشین و زحمت بکشین… بیشتر »
ممنونم بزرگوار .سپاسگزارم كه وقت صرف ميكنيد و پاسخ ميديد .