قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
خواب و رویا
نقش نورون های آینه ای در شکل دهی رفتارهای شخصیت های رویا
ژوئن 1, 2020
تجربه ماورا
تجربه ماورا – صندوق فراموشی (نوشته عارف)
ژوئن 13, 2020

تجربه ماورا – چند تجربه در یک شب (نوشته محمد.و)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – چند تجربه در یک شب (نوشته محمد.و)

سلام دوستان
چند شب پیش کمی تمرینات تحریک انرژی رو انجام دادم و خوابیدم.بعد از مدتی بیدار شدم دیدم اتاق خیلی تاریکه واسه همین سریع فهمیدم که یا برونفکنی یا رویا.از تخت بلتد شدم و با اینکه هیچ جا مشخص نبود ولی راحت بودم تو حرکت. تو منزل قبلی بودم و اینو از همون ابتدای بیدار شدن میدونستم جوری بود که انگار واقعیت همون زمان و مکان گذشته بود واسم یعنی هیچ خاطره و یادی از زمان حال و موقعیت جدیدم نداشتم.جلوی درب ورودی اتاق یه نور ضعیفی دیدم و رفتم سمتش دیدم صدای صحبت چند زن و مرد میاد فکر کنم بیرون در بودن.زیاد واسم اهمیتی نداشت دنبال این بودم که از یه راهی بزنم بیرون هنوز تصمیم نگرفته بودم که به سمت جسمم کشیده شدم و دیدم تو اتاق خوابم هستم.خواستم کامل بیدار شم که متوجه شدم تو حالت فلج بیداری پس از ورد به جسم هستم.چند سالی بود این نوع از فلج رو تجربه نکرده بودم.عوضش تا دلتون بخواد انواع فلج های شدید و آزار دهنده داشتم.این فلج عضلات رو تو حالت خلسه و مراقبه شدید و تو مواردی که در حال خروج از جسم بودم تجربه کردم.من مایلم بهش همون خلسه بگم چون با فلج عضلات این سالهای اخیر خیلی فرق داره.حالت آزار دهنده نیست آگاهی بالاست و هر وقت که اراده کنی میتونی تمومش کنی البته من از چنین لحظاتی نهایت استفاده رو میبرم و پایان دادن بهش رو حماقت میدونم چون میشه هم برونفکنی کرد و هم به رویا رفت و هم دید از راه دور … داشت.

پس دو مرتبه اراده کردم که خارج شم اینبار خروچ چون از ایتدا آگاهانه بود هوشیاری بیشتری داشتم.سریع به سمت بالکن مثل همیشه رفتم.هیچ وقت دوست ندارم وقت بزارم بدنمو یا داخل خونه رو وارسی کنم چون سریع باعث تجارب غیر واقعی یا همون اعوجاج میشه.رفتم بالای نرده های بالکن ایستادم و دستامو باز کردم که پرواز کنم.ولی ترسیدم که بپرم چون یه لحطه شک کردم که شاید تو بیداری یا واقعیت باشم با تمام سعیم مبنی بر توجیه خودم و آوردن دلیل نسبت به اینکه برونفکنیه نتونستم مجاب شم. تو همین حین پایینو دیدم که تو تاریکی شب دسته دسته مردم گروهی در حال عبور بودن.و از فاصله بیست متری هم صدای تلاوت قران فردی میومد.لحظات بعد این تجربه رو گرچه بعد از کشیده شدن به سمت جسمم و تا چند لحظه بعدشم یادم بود ولی چون بازم دیدم تو حالت مناسب برای خروجی دوباره هستم تو ذهنم مرور نکردم که یادم بمونه اینم بگم که از همون لحظه تجربه میدونستم این قسمت از تجربمو باید مرور ذهنی کنم وگرنه فراموشم میشه.من هیچ وقت یادم نمیاد تجربه هامو نوشته باشم.متاسفانه تجربه سوم خروجمو کلا یادم نمونده.یه توضیحی بدم.اول اینکه من یه مدته دارم روی ساختار و عملکرد کالبد اثیری و اینکه تو شرایط روحی بحرانی چه فعل و انفعالاتی روش رخ میده و اینکه چه آسیبهایی میبینه تحقیق میکنم.منابع زیادی در دسترس نیست ولی یه نکاتی متوجه شدم.من همیشه کالبد اثیری رو کالبدی شدیدا تحت تاثیر عواطف میدونستم و معتقد بودم تو مثلا تجربه عاشق شدن این کالبد اثیریه که با قدرت فراوان خود حاکم بر منطق و واقعیات میشه و اگر هم شکست عشقی بخوریم بدلیل حساسیت خیلی شدیدش خیلی صدمه و آزار میبینه(میبینیم).و یه نظریو خوندم که میگه در شکستهای شدید عاطفی از هر نوع که باشه کالبد اثیری فرد متلاشی میشه(البته نه شدید)و تیکه ای از کالبد تو همون زمان و مکان یا همراه فردی که عزیزمون بوده و ترکمون کرده میمونه.این حالت مثل زندانی شدن یه قسمت از این کالبده که بدون متوجه شدن ما از ما جدا میشه و تو اون حالو هوا میمونه و ازونجایی که ارتباطش با ما قطع نشده و نمیشه دائما امیال و فکرهای مربوط به حادثه رو به ما مخابره میکنه.من این نظر رو میپسندم و باتوجه به یسری یافته های قبلیم درسته.بعضیا میگن باید نسبت به جذب دوباره و یکپارچگی کالبد اثیری جدا شده اقدام کنیم . اینم درسته ولی روشهای مختلفی هست که من نمیدونم کدوم بهتره.من یادمه چهارده سالم بود و بعد از ظهر داشتم تو منزل اون وقتامون فیلم میدیدم کسی خونه نبود. برای لحظاتی یه حالت عجیبی بهم دست داد یه لحظه حس کردم اون زمان و لحظه و مکان برام تا ابد طول میکشه و با اینکه من در آینده وقایع مربوطه رو مثل همه تجربه میکنم ولی اون لحظه هم برام همیشگیه ده یا بیست سال بعدمو خیلی کوتاه دیدم که انگار هنوز تو همون لحظه هستم.یا اینکه تو برونفکنی اول که بالا شرحش دادم میدونم که پاره ای از وجود من یا همون کالبد اثیریم تو خونه قبلی باقی مونده. نمیدونم شایدم چیزی شبیه
(( اگر گور)) باشه و دقیقا کالبد اثیریمون نباشه.با توجه به این مطلب مسائل بیشتری مطرح میشه مثلا خانه های تسخیر شده یا مثلا بازگشت به خونه ای که تو کودکی خیلی وابستش یودیم و حالتهایی که با دیدنش بهمون دست میده و خیلی چیزای دیگه.این مطلب خیلی مفصله بمونه.و اما آخرین تجربه اون شبم یه چیزی مثل خواب روشن بود چون رویایی دیدم که گرچه آگاه بودم ولی نمیشد تغییرش داد و باید اتفاقهای پیش اومده رو تجربه میکردم.این نوع از خوابها برام چندین بار رخ داده و مواردی بوده که مربوط به زندگی و مسائل مهمش بوده مواردی که من میتونستم پیامها هشدارها و یا پاسخهای مشکلات لاینحلمو بگیرم.

 

 

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
مسئول روابط عمومی و پاسخگویی به نظرات.
اشتراک
اطلاع از
2 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
M.v
عضو
M.v(@vedadi)
1 سال قبل

سلام سینای گرامی
درسته دقیقا باید از راههای متعارف از خانه خارج شد و همونطور که فرمودین این محدودیتها تو عالم اختری وجود نداره.در مورد پریدن و پرواز من تا کنون به این مشکل بر نخورده بودم.ممنونم از اطلاعاتی که در مورد شفای روحی بیان فرمودید.

رفتن به نوار ابزار